"جشن باستاني نوروز در روسيه و آسياي مركزي"



آقاي دگتر گلكار، همان طور كه ميدانيد
شهرت تالستوي و داستايفسكي در ايران بيشتر از پوشكين است اما در ميان
روسها پوشكين محبوبترين است، علت اين امر را در چه ميدانيد؟
نه
فقط در ایران بلکه در اغلب کشورهای جهان نیز همین طور است. در خود روسیه
پوشکین را «پدر زبان ادبی روسیه» میشمارند که وقتی زبان ادبی روسی در
اوایل قرن نوزدهم دچار بحران شده بود، آن را احیا کرد و از این نظر برای
روسها جایگاهی شبیه به فردوسی برای ما دارد. از طرف دیگر، بخش عمدهي شهرت
پوشکین در روسیه به خاطر آثار منظوم اوست که بسیاری از زیبایی این آثار در
ترجمه از بین میرود و برای خوانندگان ملل دیگر قابلدرک نیست. محتوا و
مسائل فلسفی و روانشناختی آثار داستایفسکی و تالستوی از طریق ترجمه بسیار
آسانتر قابلانتقال است تا ظرایف و زیباییهای زبان شعر پوشکین.
آثاري
چون «تراژديهاي كوچك» و «باريس گادونوف» به قلم پوشكين و با ترجمهي شما
در ايران منتشر شده است، مهمترين نكتهاي كه در ترجمهي اين آثار با آن
روبهرو شديد، چه بود؟
مهمترین مساله شاید این بود که
نمایشنامههای پوشکین (هم «تراژدیهای کوچک» و هم اغلب بخشهای «باریس
گادونوف») منظوم بودند، ولی من برای حفظ معنا و حداکثر پایبندی به آن، آنها
را به صورت منثور ترجمه کردم، چون فکر میکنم حتی اگر با صرف وقت و زحمت
بسیار بیشتر میتوانستم قالب منظوم آنها را حفظ کنم، در این میان بسیاری از
ظرایف معنایی از دست میرفت. امیدوارم مترجمی پیدا شود که با ذوق شعریِ
بیشتر از من، بتواند در این کار موفقتر باشد و صورت و معنا، هردو را در
ترجمهاش حفظ کند و انتقال دهد.
شما هم تجربهي ترجمهي
نمايشنامههاي گوگول را داريد و هم پوشكين، با توجه به همعصر بودن اين دو
نويسندهي روس، وجه تمايز و تشابه سبك اين دو را در چه ميبينيد؟
تمایز
زبان نمایشنامههایشان بیشتر است تا تشابهشان. به هرحال نمایشنامههای
پوشکین قالب تراژدی دارند و زبانشان فاخرتر و شاعرانهتر است، ولی
نمایشنامههای گوگول کمدی هستند و به مقتضای سبکشان، زبان عامیانهتر و
محاورهایتری دارند. بارزترین وجه تشابه نمایشنامههای این دو نویسنده
شاید دیالوگنویسی درخشان آنان باشد که همهي اجزای دیگر نمایشنامه، از
قبیل سوژه و جلوههای نمایشی و شخصیتپردازی را تحتالشعاع قرار میدهد و
در حقیقت، گفتوگوهای قهرمانان به مهمترین عامل پیشبرندهي نمایش تبدیل
میشود.
برخي معتقدند كه گوگول ايدهي نگارش «نفوس مرده» را از پوشكين گرفته است، نظر شما در اين مورد چيست؟
روایت
معروفی است و حتی میگویند پوشکین بعدها از اینکه گوگول ایدهي او را در
رمانش به کار برده، رنجیدهخاطر شده است. متأسفانه بدون مراجعه به منابع
معتبر نمیتوانم بگویم این روایت تا چه اندازه حقیقت دارد.
با توجه به اينكه پوشكين در روسيه بيشتر به عنوان شاعر شناخته شده است، آيا تصميم به ترجمهي اشعار پوشكين نداريد؟
ترجمهي
شعر برای من کار دشواری است و تا به حال از موارد جسته و گریختهای که به
ترجمهي شعر پرداختهام، زیاد راضی نبودهام. خیلی چیزها در ترجمهي شعر گم
میشود. خوشبختانه شنیدهام در حال حاضر خانم دکتر زهرا محمدی مشغول
ترجمهي مجموعه آثار کامل پوشکین از زبان روسی هستند که با توجه به ذوق شعر
خود ایشان، جای امیدواری فراوان است که سرانجام برگردان قابلقبولی از
شعرهای پوشکین به زبان پارسی در اختیار خوانندگان ایرانی قرار بگیرد.
در پايان، ارزيابي شما از ترجمههاي موجود از پوشكين در ايران چيست؟
کلا
ترجمههای انجامشده از آثار پوشکین، با در نظر گرفتن جایگاه ادبی او،
بسیار کم است، یعنی به نظر من در ترجمههای پارسی پوشکین در وهلهي نخست با
ضعف کمّی روبهرو هستیم که البته در سوالهای قبلی به علتهایش اشاره
کردم. همین ترجمههای موجود هم غالبا یا قدیمی هستند یا از زبان دوم انجام
شدهاند. خوشبختانه در سالهای اخیر با ترجمههای آقای حمیدرضا آتشبرآب از
منظومهي «سوارکار مفرغی» و برخی از شعرهای پوشکین و طرحی که خانم محمدی
برای ترجمهي مجموعه آثار او دارند، اوضاع بسیار بهتر است.
با تشكر از آقاي دكتر گلكار كه وقت خود را در اختيار موسسه ايراس قرار دادند.
تهيه و تنظيم: مرضيه موسوي
گرفته توسط م .و از سایت ایراس :www.iras.ir