نابودسازی کتیبه های پارسی مقبره نظامی گنجوی در اران ( کشور آذربایجان )

نابودسازی کتیبه های پارسی مقبره نظامی گنجوی در اران ( کشور آذربایجان )

این روزها خبر و بحثی در رسانه ها و محافل پخش است که در ایالت اران ایران یا به عبارت غلط کشور آذربایجان ، کتیبه های پارسی نوشت را از مقبره جدا کرده اند به بهانه تعمیرات مقبره و قرار است کتیبه های ترکی نوشت را جایگزین کنند . اهالی ایران همه تلخکام و معترضند که البته این اولین اقدام ایران ستیزانه این کشور نیست بلکه بارها و بارها ضدیت با هویت ایرانی را شاهد بوده ایم .

ادامه نوشته

روش یافت درستی در اندیشه ( درستی در اندیشه )

روش یافت درستی در اندیشه ( درستی در اندیشه )

- روش یافت درستی در فلسفه و دین مطرح گردید و این دو حوزه کلان بوده طوری که حوزه فلسفه به سبب کلان بودن و کلی بودن دربرگیرنده است و بر عموم حوزه ها تأثیر گذار است و حوزه دین هم شاملیت عظیم دارد از نگرشهای کلی فلسفه گونه تا اخلاق و رفتار تا ابعاد انسانی و اجتماعی و تا علوم لذا با فلسفه قابل قیاس است . به اضافه در گام بعد سراغ اندیشه آمده ایم . این چند حوزه کلان و مادر است ... .

ادامه نوشته

موضع آیت الله مکارم شیرازی در باب واقعه ضرب و شتم یک ناهی از منکر ، بررسی ها و نقدها

چندی پیش ، در همین ماه رمضان ، برخی کسان که اقدام به امر به معروف و نهی از منکر کرده بودند مورد تعرض مخاطب قرار گرفته اند . در این بین حکایت خانمی بود که ظاهراً شب در راه برگشت از مسجد و در حالی که بافرزند کوچک خود بوده اقدام به نهی منکر از دو خانم با پوشش نامناسب کرده که منتهی به ضرب و شتم ناهی می شود .

برخی رجال و گروههای سیاسی و جریانات واکنش نشان داده ، فرمانده بسیج و رئیس قوه قضائیه و ... و به نوعی قدرت حاکمیت جمهوری اسلامی در حمایت از این خانم اعلام آمادگی کرد . پلیس نیز به موقع اقدام به دستگیری و رسیدگی کرده و همینطور دادسرا و کاستی در این مورد نیست .

رجال دینی ما هم اعلام موضع نمودند که از جمله آیت الله مکارم شیرازی بود که فرمودند : «  ...یکی از مهم‌ترین شرایط استجابت دعا زنده شدن فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر است، نباید بی‌تفاوت از کنار صحنه‌های منکرات رد شد چرا که دعا در این شرایط مستجاب نمی‌شود . ... .و  ... متأسفانه در سال‌های اخیر از سوی برخی مسئولان فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر مورد بی‌مهری قرار گرفت و گفتند ما از گشت ارشاد بدمان می‌آید . » . وی اضافه کرد : « ... کار به جایی رسیده است کسی که امر به معروف و نهی از منکر کرده از سوی اوباش کتک خورده است . ... » . استاد حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه در جمهوری اسلامی اقامه صلاة، اقامه زکات و امر به معروف و نهی از منکر مهم بوده و مورد توجه جدی قرار می‌گیرد تصریح کرد :  « باید همه به سهم خود تلاش لازم را داشته باشیم و فریضه الهی امر به معروف و نهی از منکر را زنده کرده تا دعاهایمان مستجاب شود . » .

ادامه نوشته

عيد باستاني نوروز در ميان اقوام مختلف آسياي مركزي

عيد باستاني نوروز در ميان اقوام مختلف آسياي مركزي
نويسنده: مهناز نوروزي
 
چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۱۲
ايراس: نوروز در راه است؛ روزي نو و روزگاري نو؛ همه در تب و تابند؛ در تلاش و كوشش تا روزگار بهتري را آغاز نمايند. عيد نوروز و جشن‌هاي سال نو نزد ما ايرانيان از اصالت و فرهنگ عميقي برخوردار است و همان‌طور که مي‌دانيم هم‌زماني آن با حيات هستي و جان گرفتن مجدد زمين در فصل زيباي بهار موجب تمايز اين جشن در ميان اعياد سال نوي اقوام و ملل مختلف گرديده است و به حق مي‌توان گفت که اين آيين باستاني، فراتر از تجديد خاطره يك تمدن، و حتي حلقه پيوند گذشته، حال و آينده است...
عيد باستاني نوروز در ميان اقوام مختلف آسياي مركزي
 

ادامه نوشته

"جشن باستاني نوروز در روسيه و آسياي مركزي"

"جشن باستاني نوروز در روسيه و آسياي مركزي"
در گفتگوي آقاي جيهاني با ايراس
 
چهارشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۱۱
 
ايراس: نوروز جشن آغاز سال و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ ۲۳ فوریه ۲۰۱۰ با تصویب قطعنامه‌ای روز ۲۱ مارس برابر با ۱ فروردین را به عنوان روز جهانی نوروز به تصویب رسانده و در تقویم خود جای داد، طی این اقدام که برای نخستین‌بار در تاریخ این سازمان صورت گرفت، نوروز ایرانی به‌عنوان یک مناسبت بین‌المللی به رسمیت شناخته شد. نوروز جشن بزرگي در ايران و همچنين بزرگترين جشن در آسياي مركزي است. پیشینه‌ي آن در آسیای مرکزی به روزگار خوارزمیان و سغدیان و بلخیان برمی‌گردد. از این روست که بسیاری از آیین‌های نوروزی در میان تاجیکان و ترکان در آسیای مرکزی همانند و تا جایی یکسان هستند. در روسیه نيز نوروز را در مناطقی جشن می‌گیرند که مردم آن‌ها یا ترک‌تبار هستند و یا مسلمان، مانند تاتارستان، باشقردستان و داغستان. در این راستا و براي شناخت بهتر آداب و رسوم نوروزي در روسيه و كشورهاي حوزه آسياي مركزی، موسسه مطالعات ايران و اوراسيا (ايراس) گفتگويي را با آقاي اميد جيهاني، پژوهشگر حوزه‌ي ايران‌شناسي و آسياي مركزي در مسكو در مورد جشن جهاني نوروز، ترتيب داده كه مشروح آن در ادامه از نظر مي‌گذرد؛
ادامه نوشته

اجرای پروژه خط آهن در آسیای مرکزی: احیای جاده ابریشم

اجرای پروژه خط آهن در آسیای مرکزی:
احیای جاده ابریشم
نویسنده: مهدیه جعفری
 
شنبه ۴ شهريور ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۳۸
ايراس: يكي از شاخصه‌هاي توسعه يافتگي، توسعه صنعت حمل و نقل است. در اين ميان توسعه خط آهن، آن هم ميان سه كشور فارسي زبان مي‌تواند علاوه بر رهاوردهاي اقتصادي، رهاوردهاي هويتي و فرهنگي هم در پي داشته باشد. همين توسعه خط آهن ميان سه كشور ايران، افغانستان و تاجيكستان باعث شده تا كارشناسان از آن به احياي يكي از قديمي ترين مسيرهاي جهان يعني جاده ابريشم ياد كنند. مسيري كه به سياق گذشته مي‌تواند آثار برجسته‌اي را براي اين سه كشور و فراتر از آن در آسياي مركزي به ارمغان آورد.
احیای جاده ابریشم
 


ادامه نوشته

شعر : "در نام ِ من برای تو چيست؟" از پوشکین

شعر هفته: "در نام ِ من برای تو چيست؟"
 
دوشنبه ۱۰ تير ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۴۰
شعر هفته:
 
در نام ِ من برای تو چيست
نامم که خواهدمُرد
چون هياهوی غمناكِ موجی
كه بر ساحلی دور فرودآيد
يا نوای شبانه‌ای
كه در جنگلی خاموش برآيد.
...
نامم
بر برگه‌ی خاطرات
رَدّی مرده خواهدگذاشت
چندان‌كه طرح گورنبشته‌ای
با زبانی گنگ.

در نام ِ من چيست؟
ديری‌ست فراموش‌شده مانده‌است
در تشويش‌های تازه و عصيانی
و به جانت ديگر
خاطراتی پاك و لطيف را نمی‌بخشد او.

در روزگار غصه اما
در خاموشی‌ات
غمناك/ نجوا كن/ نامم را
و بدان كه از تو يادی هست
و بدان كه در دنيا قلبی هست
قلبی كه
تو
در آن
زنده‌ای...

شعر از: آلکساندر پوشکین، ۱۸۳۰
برگردان به پارسي: حمیدرضا آتش‌برآب، از کتاب ِ «عصر ِ طلایی و عصر ِ نقره‌ایِ شعر ِ روس»، نشر نی
گرفته توسط م .و از سایت ایراس :www.iras.ir

زمینه‌های تاریخی مناسبات فرهنگی ایران و آسیای مركزي پس از فروپاشی شوروی (بخش دوم)

زمینه‌های تاریخی مناسبات فرهنگی ایران و آسیای مركزي پس از فروپاشی شوروی (بخش دوم)
نويسنده: دكتر محمد حسن‌نيا
 
چهارشنبه ۱۲ تير ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۱۹
ايراس: مناسبات فرهنگی و تاریخی ایران با آسیای مركزي ریشه در ادوار گذشته تاریخی دارد. هرچند جدایی مرزها، مسایل بین‌المللی، نگرش‌ها و ایدئولوژی‌های جهانی که از جمله‌ی آن کمونیست بود، برای مدت زمانی چرخه‌ی این مناسبات را کند ساخت، اما با گذشت زمان، فروپاشی دولت شوروی و مستقل شدن کشورهای آسیای مركزي مناسبات ایران و کشورهای آسیای مركزي رو به پیشرفت شایانی نهاد...
زمینه‌های تاریخی مناسبات فرهنگی ایران و آسیای مركزي پس از فروپاشی شوروی (بخش دوم)
 


ادامه نوشته

زمینه‌های تاریخی مناسبات فرهنگی ایران و آسیای مركزي پس از فروپاشی شوروی (بخش اول)

زمینه‌های تاریخی مناسبات فرهنگی ایران و آسیای مركزي پس از فروپاشی شوروی (بخش اول)
نويسنده: دكتر محمد حسن‌نيا
 
چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۰۱
ايراس: مناسبات فرهنگی و تاریخی ایران با آسیای مركزي ریشه در ادوار گذشته تاریخی دارد. هرچند جدایی مرزها، مسایل بین‌المللی، نگرش‌ها و ایدئولوژی‌های جهانی که از جمله‌ی آن کمونیست بود، برای مدت زمانی چرخه‌ی این مناسبات را کند ساخت، اما با گذشت زمان، فروپاشی دولت شوروی و مستقل شدن کشورهای آسیای مركزي مناسبات ایران و کشورهای آسیای مركزي رو به پیشرفت شایانی نهاد...
زمینه‌های تاریخی مناسبات فرهنگی ایران و آسیای مركزي پس از فروپاشی شوروی (بخش اول)
 


ادامه نوشته

دیگر کتاب‌های تالستوی را ورق نزنید!

دیگر کتاب‌های تالستوی را ورق نزنید!
 
يکشنبه ۳۰ تير ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۵۹
ایراس: با دیجیتالی شدن همه آثار تالستوی آرزوی این نویسنده بزرگ روسی برای خوانده شدن هر چه بیشتر آثارش جامه عمل می‌پوشد. به گزارش ایراس به نقل از ایبنا؛ همه آثار لف تالستوی از شاهکارهایی چون «جنگ و صلح» و «آناکارنینا» از این پس به صورت ‌آنلاین در اختیار دوستداران آثارش قرار می‌گیرد. این برنامه که از آغاز امسال با همکاری موزه تالستوی عملی شده، از یک برنامه نرم‌افزاری برای این کار استفاده کرده است. این برنامه که با هدف قابل خواندن کردن همه آثار تالستوی نوشته شده با اسکن کردن ۹۰ جلد از آثار تالستوی که شامل ویراست‌های مختلف از کتاب‌های او، نامه‌هایش و تفسیرهای اوست، عملی شده است.

برای اسکن کردن این مجموعه وسیع چند هزار نفر دواطلب به این برنامه پیوستند تا این مجموعه بزرگ را در فرمت‌های مختلف الکترونیکی و قابل استفاده در بیشتر کتابخوان‌های الکترونیک در دسترس عموم مردم قرار دهند. از این داوطلبان با اهدای کتاب‌های تالستوی و سفر به زادگاه او در یاسنایا پولیانا تشکر شد.

این برنامه از بهار امسال با اسکن کردن متن کتاب‌های تالستوی آغاز شد. فلکا تالستوی نوه تالستوی که مدیریت این برنامه را از سوی موزه تالستوی برعهده داشت گفت ما همیشه چنین فرض می‌کنیم که خوانندگان جدی به سراغ اینترنت نمی‌روند، در صورتی که این دیدگاه درست نیست. سوتلانا تالستایا مادر فلکا در این باره گفت قطعا اگر تالستوی در این دوره زندگی می‌کرد دلش می‌خواست دوستداران آثارش بتوانند به صورت رایگان به این متون دسترسی داشته باشند.

موزه تالستوی در خانه پیشین وی در مسکو و نزدیک پارک کولتوری واقع شده است. با عملی شدن فاز نخست این پروژه، نخستین جلد این مجموعه از سپتامبر به صورت آنلاین به آدرس www.readingtolstoy.ru در دسترس خواهد بود.
گرفته توسط م .و از سایت ایراس :www.iras.ir

گذری بر جریان نوگرایی ادبی در ورارود پایان قرن۱۹ و ابتدای قرن۲۰

گذری بر جریان نوگرایی ادبی در ورارود پایان قرن۱۹ و ابتدای قرن۲۰
نويسنده: دکتر آزیتا همدانی
 
چهارشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۲ ساعت ۱۳:۱۸
ايراس: روز شنبه ۸ تير ماه ۱۳۹۲ نشست تخصصي "نوگرايي ادبي در ماوراءالنهر" با حضور خانم دكتر همداني و آقاي دكتر خدايار با موضوعات "نوگرايي ادبي در ورارود، پايان قرن ۱۹ و آغاز قرن ۲۰" و "نقش ادبيات نوين تاتاري در شكل‌گيري ادبيات نوين پارسي در آسياي مركزي در ابتداي قرن بيستم" در موسسه ايراس برگزار شد كه ماحصل سخنان خانم دكتر همداني در قالب مطلبي جامع و پربار تقديم حضور مي‌گردد؛
گذری بر جریان نوگرایی ادبی در ورارود پایان قرن۱۹ و ابتدای قرن۲۰
 

بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود آید همی
ار به گنج اندر زیان آید همی


ادامه نوشته

"پوشکین؛ پدر زبان ادبی روسیه"

"پوشکین؛ پدر زبان ادبی روسیه"
گفت‌و‌گوي ايراس با آبتين گلكار
 
چهارشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۱۵
ايراس: دكتر آبتين گلكار از آن دست مترجمان انگشت‌شماري است كه وجودشان براي تبادل زبان روسي و پارسي بسيار غنيمت است. ترجمه‌هاي دقيق و روان وي شامل «26 روز از زندگی داستایفسکی»، اثر آنا داستایفسکایا، «حکم (نمایشنامه کمدی در سه پرده)» اثر نیکالای اِردمان، «بازرس» و «عروسی» اثر نیکالای گوگول، «طالع نحس» نوشته میخايیل زوشنکو، «مرده متحرک» نوشته لِف تالستوی، «يك ماه در دهكده» اثر ايوان تورگنيف و ... تحسين همگان را برانگيخته است. وي هم‌چنين آثاري چون «تراژدي‌هاي كوچك» و «باريس گادونوف» از پوشكين را نيز در پرونده‌ي ترجمه‌هاي خود دارد.
 

آقاي دگتر گلكار، همان طور كه مي‌دانيد شهرت تالستوي و داستايفسكي در ايران بيشتر از پوشكين است اما در ميان روس‌ها پوشكين محبوب‌ترين است، علت اين امر را در چه مي‌دانيد؟
نه فقط در ایران بلکه در اغلب کشورهای جهان نیز همین طور است. در خود روسیه پوشکین را «پدر زبان ادبی روسیه» می‌شمارند که وقتی زبان ادبی روسی در اوایل قرن نوزدهم دچار بحران شده بود، آن را احیا کرد و از این نظر برای روس‌ها جایگاهی شبیه به فردوسی برای ما دارد. از طرف دیگر، بخش عمده‌ي شهرت پوشکین در روسیه به خاطر آثار منظوم اوست که بسیاری از زیبایی این آثار در ترجمه از بین می‌رود و برای خوانندگان ملل دیگر قابل‌درک نیست. محتوا و مسائل فلسفی و روان‌شناختی آثار داستایفسکی و تالستوی از طریق ترجمه بسیار آسان‌تر قابل‌انتقال است تا ظرایف و زیبایی‌های زبان شعر پوشکین.

آثاري چون «تراژدي‌هاي كوچك» و «باريس گادونوف» به قلم پوشكين و با ترجمه‌ي شما در ايران منتشر شده است، مهم‌ترين نكته‌اي كه در ترجمه‌ي اين آثار با آن روبه‌رو شديد، چه بود؟
مهم‌ترین مساله شاید این بود که نمایشنامه‌های پوشکین (هم «تراژدی‌های کوچک» و هم اغلب بخش‌های «باریس گادونوف») منظوم بودند، ولی من برای حفظ معنا و حداکثر پایبندی به آن، آنها را به صورت منثور ترجمه کردم، چون فکر می‌کنم حتی اگر با صرف وقت و زحمت بسیار بیشتر می‌توانستم قالب منظوم آنها را حفظ کنم، در این میان بسیاری از ظرایف معنایی از دست می‌رفت. امیدوارم مترجمی پیدا شود که با ذوق شعریِ بیشتر از من، بتواند در این کار موفق‌تر باشد و صورت و معنا، هردو را در ترجمه‌اش حفظ کند و انتقال دهد.

شما هم تجربه‌ي ترجمه‌ي نمايشنامه‌هاي گوگول را داريد و هم پوشكين، با توجه به هم‌عصر بودن اين دو نويسنده‌ي روس، وجه تمايز و تشابه سبك اين دو را در چه مي‌بينيد؟
تمایز زبان نمایشنامه‌هایشان بیشتر است تا تشابهشان. به هرحال نمایشنامه‌های پوشکین قالب تراژدی دارند و زبانشان فاخرتر و شاعرانه‌تر است، ولی نمایشنامه‌های گوگول کمدی هستند و به مقتضای سبکشان، زبان عامیانه‌تر و محاوره‌ای‌تری دارند. بارزترین وجه تشابه نمایشنامه‌های این دو نویسنده شاید دیالوگ‌نویسی درخشان آنان باشد که همه‌ي اجزای دیگر نمایشنامه‌، از قبیل سوژه و جلوه‌های نمایشی و شخصیت‌پردازی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و در حقیقت، گفت‌وگوهای قهرمانان به مهم‌ترین عامل پیش‌برنده‌ي نمایش تبدیل می‌شود.

برخي معتقدند كه گوگول ايده‌ي نگارش «نفوس مرده» را از پوشكين گرفته است، نظر شما در اين مورد چيست؟
روایت معروفی است و حتی می‌گویند پوشکین بعدها از این‌که گوگول ایده‌ي او را در رمانش به کار برده، رنجیده‌خاطر شده است. متأسفانه بدون مراجعه به منابع معتبر نمی‌توانم بگویم این روایت تا چه اندازه حقیقت دارد.

با توجه به اينكه پوشكين در روسيه بيشتر به عنوان شاعر شناخته شده است، آيا تصميم به ترجمه‌ي اشعار پوشكين نداريد؟
ترجمه‌ي شعر برای من کار دشواری است و تا به حال از موارد جسته و گریخته‌ای که به ترجمه‌ي شعر پرداخته‌ام، زیاد راضی نبوده‌ام. خیلی چیزها در ترجمه‌ي شعر گم می‌شود. خوشبختانه شنیده‌ام در حال حاضر خانم دکتر زهرا محمدی مشغول ترجمه‌ي مجموعه آثار کامل پوشکین از زبان روسی هستند که با توجه به ذوق شعر خود ایشان، جای امیدواری فراوان است که سرانجام برگردان قابل‌قبولی از شعرهای پوشکین به زبان پارسی در اختیار خوانندگان ایرانی قرار بگیرد.

در پايان، ارزيابي شما از ترجمه‌هاي موجود از پوشكين در ايران چيست؟
کلا ترجمه‌های انجام‌شده از آثار پوشکین، با در نظر گرفتن جایگاه ادبی او، بسیار کم است، یعنی به نظر من در ترجمه‌های پارسی پوشکین در وهله‌ي نخست با ضعف کمّی روبه‌رو هستیم که البته در سوال‌های قبلی به علت‌هایش اشاره کردم. همین ترجمه‌های موجود هم غالبا یا قدیمی هستند یا از زبان دوم انجام شده‌اند. خوشبختانه در سال‌های اخیر با ترجمه‌های آقای حمیدرضا آتش‌برآب از منظومه‌‌ي «سوارکار مفرغی» و برخی از شعرهای پوشکین و طرحی که خانم محمدی برای ترجمه‌ي مجموعه آثار او دارند، اوضاع بسیار بهتر است.

با تشكر از آقاي دكتر گلكار كه وقت خود را در اختيار موسسه ايراس قرار دادند.

تهيه و تنظيم: مرضيه موسوي

گرفته توسط م .و از سایت ایراس :www.iras.ir

پوشکینی در لباس پارسی

نظر پروفسور برتلس روسی درباره ترجمه‌های وحید دستگردی
پوشکینی در لباس پارسی
 
يکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۱۵
پوشکینی در لباس پارسی
 

ايراس: سالیان دراز است که مترجمین اروپايی سعی کرده و می‌کنند که آثار شعرای بزرگ‏ ایران مثل سعدی، حافظ، خیام و دیگران را به زبان‌های خود ترجمه کنند ولی باید گفت‏ که من تاکنون یک ترجمه هم ندیده‏ام که زیبايی اصل ولو به درجه کمی در آن منعکس شده باشد. ایران‏شناسان این قضیه را تصدیق کرده و تصور می‏کنند که علت این قضیه تفاوت‏ عمیقی است که در قسمت شکل و قواعد شعر موجود است و لذا ابدا ممکن نیست که اشعار پارسی را به همان شکلی که مخصوص زبان پارسی است به زبان دیگر عینا نقل نمود.

بنا بر اين باید این طور نتیجه بگیریم که ترجمه بالعکس و به خصوص ترجمه اشعار اروپايی به پارسی نیز باید از دايره امکان خارج باشد. ولی ترجمه‏هايی که آقای وحید دستگردی از آثار پوشکین انجام داده‌اند، موجب گردید که‏ من این عقیده خود را به کلی تغییر دهم. اولین بار که شنیدم بعضی از آثار پوشکین‏ به زبان پارسی ترجمه شده من که اشکال بزرگ ترجمه اشعار روسی و به خصوص پوشکین را به زبان‏ پارسی در نظر داشتم، منتظر بودم که یک ترجمه تقریبی و دور از اصلی مشاهده کنم ولی‏ چقدر متعجب شدم وقتی دیدم اشعار عالی پارسی که به دستم رسیده حقیقتا شعر پوشکین‏ است و یا پوشکینی در لباس پارسی که فوق‌العاده بر اندام او برازنده می‌باشد.

مترجم شکل اوليه شعر را رعایت نکرده، بلکه اشعار پوشکین را به قالب مخصوص اشعار کلاسیک پارسی درآورده و همین نکته پوشکین را به خواننده ایرانی نزدیک ساخته ولی در عین حال هیچ‌گونه تأثیر بد در صحت نقل و ترجمه ايجاد نكرده است. لازمه‌ي شعر، مترجم را بر آن داشته که در برخی جاها بعضی مضامين و مصرع‌ها را اضافه‏ نمايد، مثل: در کدامین باغ بودت شاخسار (در قطعه‌ي گل) و غیره. البته مترجم ناگزیر از این کار بوده ولی به قدری این کار را با مهارت و استادی انجام داده که مصرع‌های اضافی‏ یک چیز خارجی به نظر نمی‌رسد. 

مترجم پوشکین بهتر از همه از عهده ترجمه(آلق غیب‏دان) بر آمده و این ترجمه‏ حقیقتا شاهکار بزرگی است وقتی که انسان ترجمه(آلق غیب‏دان) را می‌خواند بی‏اختیار تمام زیبايی‌های شعر روسی و همه قدرت‌های حماسه شاهنامه را درک می‌کند.

به هر حال سخن از مرحوم وحید بود و مطلب به درازا کشید از سال‌های ۱۳۱۵ به بعد هر وقت به تهران می‏آمدم وقت را غنیمت شمرده و به خدمت مرحوم استاد می‌رسیدم او از وضع و تصویب بعضی لغات فرهنگستان خیلی ناراحت بود و نسبت به لغت‏سازان و نابخردان‏ که بعضی از روی جهل و نادانی در مقام انهدام کاخ رفیع دانش و ادبیات برآمده و با وضع کلمات ناهنجار و دور از ذهن و یا مضحک خود در صدد از بین بردن زبان شیرین‏ پارسی بودند سخت رنج می‌برد و در هر شرایط و زمانی بود با قلم توانای خود در مقام‏ دفاع از آن برمی‌خواست و شاهد بر این مدعا مقالاتی است که در مجله ارمغان به چشم می‌خورد. چون مرحوم وحید به آنچه می‌گفت و می‌نوشت معتقد و دارای حسن نیت بود، از این جهت‏ چراغ علم و دانش و فضیلت بحمدالله در خاندان وحید هیچ‌گاه خاموش نگردید و علاوه‏ بر انیکه مجله ارمغان به کوشش آقای وحیدزاده(نسیم) فرزند مرحوم وحید کماکان انتشار می‌یابد، از سال ۱۳۴۲ تا به حال دانشمند محترم جناب آقای وحیدنیا با سعی و کوشش‏ خستگی‏ناپذیر خود به انتشار مجله‏ای به نام وحید و مجله‏ای به نام خاطرات وحید همت گماشت و به این مشعل فروزان علم و دانش رونق و جلاي بیشتری داد و خدمات شایانی به فرهنگ و ادبیات پارسی و مخصوصا تاریخ معاصر ایران نمود و گوشه‏هايی از تاریخ مشروطیت که‏ خالی از ابهام بود با اسناد و مدارک تاریخی غیر قابل انکار روشن و واضح نمود که بدیهی‏ است مورد استفاده پژوهندگان تاریخ واقع خواهد گردید. توفیق مشار الیه را در این راه از خداوند متعال مسالت دارد.

منبع: noormags

گرفته توسط م .و از سایت ایراس :www.iras.ir

خردي در پس بي‌خردي پوشكين!

به مناسبت دويست‌و چهاردهمين زادروز پوشكين
خردي در پس بي‌خردي پوشكين!
نويسنده: مرضيه موسوي
 
چهارشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۱۵
ايراس: پوشكين شاعر، نويسنده، نمايشنامه‌نويس، عضو آكادمي روسي و بنیان‌گذار ادبيات مدرن روسي به شمار مي‌رود و برخی او را بزرگ‌ترین شاعر زبان روسی می‌دانند. داستان‌های پوشکین پر از عشق‌های پرشور است. داستان‌ها حال و هوای شرقی دارند. زنان داستان‌ها، زیبا و افسرده و مردان ناکام به تصویر کشیده می‌شوند. پوشکین اشعارش را در هواخواهی از آَزادی و لیبرالیسم می‌سرود اما بهترین اشعارش در باره عشق و طبیعت است. نمایشنامه‌‌هاي او درام واقعی نیستد، بلکه بیشتر بررسی‌های کوتاهی درباره شخصیت و موقعیت آنها است...
خردي در پس بي‌خردي پوشكين!
 

الكساندر سرگي‌يويچ پوشكين ۲۶ مي (۶ ژوئن) ۱۷۹۹ در مسكو به دنيا آمد. وي شاعر، نويسنده، نمايشنامه‌نويس، عضو آكادمي روسي و بنیان‌گذار ادبيات مدرن روسي به شمار مي‌رود و برخی او را بزرگ‌ترین شاعر زبان روسی می‌دانند. اگر قبول داشته باشیم ادبیات روسیه با داشتن نام‌های بزرگی در قرن نوزدهم هم‌چون گوگول، تورگینيف، تالستوی، داستايفسکی، گانچاروف، چخوف و ... نقش بزرگی بر ادبیات جهان دارد، خواندن اثری از پوشکین نيز به عنوان یکی از ارتقادهندگان این ادبیات برای دوستداران ادبیات لازم به نظر می‌رسد. علاوه بر این، ادبیات هر جامعه‌ای زاییده‌ي فرهنگ آن جامعه است، پس با مطالعه آثار نویسندگان هر فرهنگی حتی اگر در قالب رمان، شعر و نمایشنامه باشند، می‌توان با فرهنگ آن جامعه تا حدودی آشنا شد و این مطلب در مورد نویسندگان روس به خوبی صدق می‌کند. 

پوشكين در خانواده‌اي اصيل متولد شد و رشد يافت و اين اصالت خانوادگی در علاقه او به تاریخ و احترام به سنن و آداب و عشق به گذشته ملی تاثیر فراواني داشت و او را وارث بهترین سنت‌های ملی ساخت. پدر پوشكين از خانواده‌های اصیل روسی بود و مادرش نوه یک برده اتیوپیایی به نام آبراهام هانیبال و پسرخوانده تزار پتر کبیر بود که بعدها به مقامات بالایی دست یافته بود. پوشکین اولین اشعار خود را در پانزده‌سالگی منتشر کرد. بعد از اتمام مدرسه، وی به خاطر سخنرانی‌های انتقادی‌اش در حمایت از اصلاحات اجتماعی مجبور به ترک پایتخت شد و به سمت مولداوی رفت. در آنجا او عضو فیلیکی اتریا شد که برای آزادسازی و استقلال یونان از امپراتوری عثمانی فعالیت می‌کرد. از این گذشته او تحت تاثیر انقلاب یونان قرار گرفت. سال ۱۸۲۳ پوشکین به اودسا رفت و باز آنجا با حکومت درگیر و مجبور به تبعید شد. با این وجود او اجازه ملاقات تزار نیکولاس یکم را یافت. 

در ۱۸۳۱ پوشکین با نیکالای گوگول ملاقات کرد و تحت تأثیر داستان‌های کمدی‌اش قرار گرفت. همان سال او با ناتالیا گانچارووا ازدواج کرد. پس از این ازدواج رفت‌وآمد او در دربار بیش از پیش افزایش پیدا کرد. ولی پس از اینکه تزاربه پیشنهاد لقب بسیار پایین درباری به وی قناعت کرد، او بسیار عصبانی و سرشکسته شد، زیرا قبل از همه همسر بسیار زیبای او مورد ستایش درباریان بزرگ (از جمله خود تزار) بود. 

سال ۱۸۳۷ بدهی‌های پوشکین بسیار افزایش پیدا کرد. از طرف دیگر شایع شده بود که همسرش رابطه نامشروع با یکی از افسران فرانسوی به نام جرج دانتس دارد. پوشکین برای حفظ غرورش، معشوق احتمالی همسرش را در ۲۷ ژانویه ۱۸۳۷ به یک دوئل فراخواند. در این دوئل پوشکین از ناحیه شکم آسیب دید و دو روز پس از آن درگذشت، ولی طرف مقابلش، دانتس فقط یک جراحت جزئی از ناحیه دست پیدا کرد.

پوشكين و ادبيات از منظر پوشكين ادبيات وسيله‌اي است براي انعكاس واقعيت‌هاي زندگي كه بايد به مضامين اجتماعي و فكري جامعه درآميزد. پوشكين در «تراژدي‌هاي كوتاه»، با بيان هيجانات و احساسات و مطرح كردن فرمانروايي «من» و نشان دادن همه‌جانبه شخصيت قهرمانان، گويي اثري رمانتيك خلق مي‌كند و با پرداختن به مسائلي چون درون‌بيني مبالغه‌آميز، مذهب‌گرايي و انديشيدن به مرگ، هستي و كائنات و انتخاب قهرمانان از ملل مختلف، گويي در حال اعمال ايده‌هاي مكتب رمانتيسم در صحنه تئاتر مي‌باشد و همين عوامل سبب شد كه به عنوان شاعر جهاني شناخته شود.

در بسياري از آثار پوشكين مسائل و موضوعات خارجي، به خصوص شرقي به چشم مي‌خورد و شاعر علاقه زيادي به توصيف و انعكاس فرهنگ و سليقه شرقي از خود نشان مي‌دهد. از آثار برجسته وي در اين زمينه مي‌توان به منظومه‌هاي «زنداني قفقاز» و «قواره و باغچه سرا» اشاره كرد. سبك تقليد و تأسي در آثار پوشكين چشمگير است. او از موضوع و سبك آثار نويسندگان مختلفي چون شكسپير، كارامزين و... پيروي مي كرد و با استفاده از خلاقيت شاعرانه خود تغييراتي در اين شيوه ايجاد نمود. وي هم‌چنين توجه بسياري به درژاوين، باتوشكوف و ژوكوفسكي داشت. 

داستان‌های پوشکین پر از عشق‌های پرشور است. داستان‌ها حال و هوای شرقی دارند. زنان داستان‌ها، زیبا و افسرده و مردان ناکام به تصویر کشیده می‌شوند. پوشکین اشعارش را در هواخواهی از آَزادی و لیبرالیسم می‌سرود اما بهترین اشعارش در باره عشق و طبیعت است. نمایشنامه‌‌هاي او درام واقعی نیستد، بلکه بیشتر بررسی‌های کوتاهی درباره شخصیت و موقعیت آنها است. مهم‌ترین اثر نمایشی پوشکین را «بوریس گادونوف» مي‌توان برشمرد که یک تراژدی تاریخی در قالب شعر آزاد است. این اثر نخستین گامی است که در زمینه تراژدی رمانتیک روسی برداشته شده است. 

پوشکین از سردمداران روسی مکتب رمانتیسم است. خیال پردازان قرن ۱۹ توده را آن‌گونه که بودند تصور نمی‌کردند بلکه آن‌گونه که می‌خواستند باشد تجسم می‌ساختند؛ بنابراین رمانتیسم در برابر واقع‌گرایی بود. آنها برعکس کلاسیسیست‌ها به خرد نمی‌پرداختند، بلکه به فرمان احساس و اندیشه گوش می‌دادند و برای درک تمامیت عالم به نگرش‌های زیباشناسانه و شهودی روی می‌آوردند و اعتقادشان این بود که بینش عقلی از درک هستی ناتوان است. 

داستان «دختر سروان»، نمونه‌اي از يك داستان رمانتيك به شمار مي‌رود كه اولین بار در سال ۱۸۳۶، یک سال قبل از مرگ پوشکین چاپ می‌شود و شگفتا پوشکین نیز برای مبرا کردن معشوقش از اتهام بی‌عفتی هم‌چون قهرمان داستانش دست به دوئل می‌زند ولی بمانند داستانی که خود خالقش بود، جان سالم از آن بدر نمی‌برد. آری به واقع پوشکین نویسنده‌ای رمانتیک بود و فقط به جهت اتهامی احتمالی خرد را به کناری گذاشت و احساسات را قبله خود قرار داد، همان طور که اشاره شد نتیجه نه تنها برای خودش خوشایند نبود بلکه مردم روسیه نیز از کسی که او را همه چیز خود می‌خواندند، محروم شدند و به این صورت خورشید یکی از مظاهر روسیه مدرن در روزی کوتاه غروب کرد. 

ماجراي «دختر سروان» ماجراي جوانی اشراف زاده در قرن هجدهم است كه به سن سربازی رسیده است و پدرش بر خلاف نظر مادرش او را به خدمت نظام می‌فرستد و از روابط خود استفاده می‌کند تا پسرش را به منطقه‌ای دورافتاده اعزام کنند، غافل از اینکه پسرش عاشق دختر سروان محل خدمتش می‌شود. برای رسیدن به دختر، حوادث دور از ذهنی را باید از سر بگذراند و در این بین رقیبی عشقی از همه برای او بیشتر دردسر ساز می‌شود. در واقع مضمون داستان عشق است و در این بین کسانی نيز هستند كه در مورد عشق به قهرمان داستان نهیب می‌زنند: 

"چون خاموش شدم سری تکان داده و گفت: برادر، اینها همه درست است. اما چرا می‌خواهی ازدواج کنی؟ من افسر نجیبی هستم و نمی‌خواهم تو را فریب بدهم، ولی باور کن که ازدواج، دیوانگی محض است. برای چه می‌خواهی این طوق لعنت را به گردن بیندازی و یک مشت بچه درست کنی؟ شیطان، حرف مرا بشنو دختر سروان را از سر باز کن." ولی قهرمان داستان ما که اتفاقا راوی نیز هست و چندین بار خواننده را مخاطب قرار می‌دهد گوشش به این حرف‌ها بدهکار نیست و هر سختی را به جان می‌خرد تا محبوب را دریابد. 

پوشکین در اشعارش نيز به خوبي از رمانتيسيسم پيروي كرده و در جايي می‌نویسد: "من با اشعارم احساسات منجمد بی حرکت انسان‌های جامعه را تکان دادم؛ در دوره ظلم و زورگویی؛ آزادی را به آواز کشیدم؛ سرود نزدیک شدن انقلاب را سر دادم و مردم را دعوت به همدردی با خانواده‌های شهیدان اعدامی نمودم. تا زمانی که حتي یک شاعر روی کره زمین بجا مانده باشد؛ دیگران از من یاد خواهند کرد. شاعر نه تنها معلم و برگزیده است بلکه او پیام‌آور نیز می‌باشد."

"مرگ مالوف"، شعری از پوشکین
پشت سر گذاشته‌ام پل‌های تمنا را
و بی رغبتم بر آرزوهای گذشته.
همراهی ندارم جز رنج‌هایی که
میراث بیهودگی درون من اند،
و دیهیمی که گل‌های شادابش
بی رحم در تازش بوران‌های سرنوشت شوم فسرد.
اینک روز می‌سپارم غمناک و تنها
و چشم دوخته‌ام بر راهی که مرگ مرکب می‌راند
و باز می‌جویم نقشم را
در تنها برگ لرزان و دیرنده بر شاخسار لخت
که گوش سپرده است به زوزه‌ی زمستانی بورانی سیاه
و زخمی‌ش در پیکر است
از سوز تاز آخر پاییز ...

منابع: "Пушкин, Александр Сергеевич"
http://ru.wikipedia.org/wiki/%D۰%۹F%D۱%۸۳%D۱%۸۸%D۰%BA%D۰%B۸%D۰%BD,_%D۰%۹۰%D۰%BB%D۰%B۵%D۰%BA%D۱%۸۱%D۰%B۰%D۰%BD%D۰%B۴%D۱%۸۰_%D۰%A۱%D۰%B۵%D۱%۸۰%D۰%B۳%D۰%B۵%D۰%B۵%D۰%B۲%D۰%B۸%D۱%۸۷
"Пушкин Александр Сергеевич"، БИБЛИОТЕКА ПОЭЗИИ
http://pushkin.ouc.ru/
"پوشكين و تأسي از قرآن"، ناهيد زندي پژوه، ۹ آبان ۱۳۸۸
http://www.rasekhoon.net/article/show-۴۱۸۶۱.aspx
" که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها"، باشگاه کتاب
http://www.bookclub.blogfa.com/post-۲۲۸.aspx
" شعر پوشکین - سرود آزادی ؛ آواز انقلاب"، باشگاه انديشه، ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۲
http://www.bashgah.net/fa/content/show/۱۴۴۷
کتاب "برایم ترانه بخوان!" برگزیده اشعار پوشکین، ترجمه بابک شهاب، نشر لاهیتا، ۱۳۸۷

نويسنده: مرضيه موسوي، عضو شوراي فرهنگي ايراس / برگرفته از سایت ایراس http://www.iras.ir توسط م . و .

گفتاوردهای پوشکین

گفتاوردهای پوشکین
الکساندر سرگي‌یویچ پوشکین شاعر و نویسنده‌ي بزرگ روسی؛ بنیان‌گذار ادبیات مدرن روسی به حساب می‌آید و برخی او را بزرگ‌ترین شاعر زبان روسی می‌دانند. وی تنها ۳۸ سال زندگی کرد و با این حال آثار ادبی بی‌نظیری برای جهانیان به یادگار گذاشت. سخنان ارزشمند و زیبای پوشکین بیانگر افق بلند افکار و ذوق هنری بی‌مانند او است. هم‌چنین شمار زیادی از جملات پرمعنی؛ از آثار او استخراج شده و در میان هنردوستان رواج یافته‌اند. در ادامه چندی از گفتاوردهای این هنرمند بزرگ آورده شده است:

توهمی که ما را تعالی بخشد؛ از ده هزار حقیقت برایمان والاتر است. از کتاب "قهرمان"؛ بازگو شده توسط "آنتون چخوف" در داستان "انگور فرنگی"

عشق رفت و تفکر از راه رسید؛ آب و هوای ذهن تازه شد. حال آزاد؛ باری دیگر احساس و عقل و جادو را با هم به کار می‌گیرم.
از کتاب "یوگنی‌آنه‌گین"؛ رمان شعرگونه‌ای از الکساندر پوشکین

آن کس که ایستادگی کرد، رویایی عظیم پروراند. او در مقابل جریانی شدید ایستادگی کرد و رویایی عظیم پروراند.
از اثر "سوارکار برنزی"

در جهان اخلاق دو ایده ثابت و متناقض نمی‌توانند در کنار هم وجود داشته باشند؛ همان طور که در جهان فیزیکی دو جسم نمی‌توانند در عین حال یک مکان را اشغال کنند. از کتاب "بی بی پیک"

هرچه کمتر عشقمان را به یک زن نشان می‌دهیم یا خوشحالش می‌کنیم و از وظیفه خود غفلت می‌کنیم؛ بیشتر از چاپلوسی کردن او را ناراحت می‌کنیم.
از کتاب "یوگنی‌آنه‌گین"

اکنون دوست من؛ اکنون
برای باقی قلب به درد می‌آید
روزها به دنبال روزها در پروازند
و هر روز تکه‌ای از بودن را با خود می‌برد
درحالی که من و تو زندگی را برنامه‌ریزی می‌کنیم
نگاه کن که این‌ها همه غبار است و در آخر خواهیم مرد
قسمتی از شعر "اکنون"

سخنان معروف بدون منبع دقیق
من متاهل و خوشحال هستم. تنها آرزویم این است که هیچ چیز تغییر نکند.
من زندگی در مسکو را دوست ندارم. در اینجا طوری که می‌خواهی زندگی نمی‌کنی؛ بلکه طوری که پیرزن‌ها می‌خواهند زندگی می‌کنی.

این که هزاران رویایی را که وجود نداشته‌اند، تصور کنی تلخ‌تر از این است که اصلا رویایی تصور نکرده باشی.

شجاعت همیشه خروشان نیست؛ گاه شجاعت زمزمه‌ای در پایان روز است که می‌گوید: فردا باز هم تلاش خواهم کرد.

تا وقتی به پشت سرت نگاه نیاندازی و نبینی چقدر دور بوده‌ای؛ در نمی‌یابی که چه مسافتی را پیموده‌ای.

باله رقصی است که توسط روح انسان اجرا می‌شود.

هر کسی می‌تواند جا بزند؛ این آسان‌ترین کار در دنیاست. اما ایستادگی کردن؛ آن هم وقتی که اگر فروبپاشی همه خواهند فهمید؛ این قدرت واقعی است.

وقتی عدم اعتماد شروع شود، صمیمیت از بین می‌رود.

کسانی به آرزوی خود نمی‌رسند که آرزو و انتظار محال دارند.

خوشی به مانند یک لیوان چای و حبه قندی در دهان است.

تلاش کن و درمانده شو اما از تلاش کردن درمانده نشو.

الهام به همان اندازه در هندسه مورد نیاز است که در شعر.

مرگ من؛ تو را می‌بخشم؛ به این شرط که با همراه من ازدواج کنی.

تا خود را از هر جهت کامل و شايسته نديدي، قضاوت نکن.

چه کسی می‌تواند به خوبی همدم فقیر یک پیرزن؛ تلخی وابستگی را بداند؟

غم‌انگیز است که بهترین آرمان ما،
تازه ترین رویاها و تأملات ما،
در جانشینی سریع باید بپوسند،
مثل برگ‌های پاییزی که می‌پوسند.

در سکون و به هدر رفتن شب
ساعات بی‌خوابی به دنبال هم سپری می‌شوند
و در تاریکی بیهودگی
نیش‌های مارهای سمی ندامت از راه می‌رسند.

زنجیرهای سنگین حلق‌آویز سقوط خواهند کرد،
دیوارها در دنیا فرو خواهند ریخت
و آزادی با نور به تو لبخند خواهد زد،

و برادران شمشیر را به تو باز پس خواهند داد.

نويسنده: مونا بقايي، عضو شوراي فرهنگي ايراس

منابع:
wikiquote. Aleksandr Sergeyevich Pushkin
http://en.wikiquote.org/wiki/Aleksandr_Pushkin
quotespapa.com, ۳۲ Alexander Pushkin Quotes
http://www.quotespapa.com/authors/alexander-pushkin-quotes.html
goodreads.com, Alexander Pushkin quotes
http://www.goodreads.com/author/quotes/۱۶۰۷۰.Alexander_Pushkin
brainyquote.com; Alexander Pushkin quotes
http://www.brainyquote.com/quotes/authors/a/alexander_pushkin.html
successories.com; Alexander Pushkin quotes
http://www.successories.com/iquote/author/۵۸۶۵۱/alexander-pushkin-quotes/۱
poetrysoup.com; quotes by Alexander Pushkin
http://www.poetrysoup.com/quotes/quote/۱۴۰۵۴_It_is_better_to_have_dreamed_a_thou
searchquotes.com ؛Alexander Pushkin Quotes & Sayings

http://www.searchquotes.com/quotes/author/Alexander_Pushkin/

گرفته از سایت ایراس http://www.iras.ir توسط م . و .