عيد باستاني نوروز در ميان اقوام مختلف آسياي مركزي







بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی
ریگ آموی و درشتی راه او
زیر پایم پرنیان آید همی
آب جیحون از نشاط روی دوست
خنگ ما را تا میان آید همی
ای بخارا! شاد باش و دیر زی
میر زی تو شادمان آید همی
میر ماه است و بخارا آسمان
ماه سوی آسمان آید همی
میر سرو است و بخارا بوستان
سرو سوی بوستان آید همی
آفرین و مدح سود آید همی
ار به گنج اندر زیان آید همی

آقاي دگتر گلكار، همان طور كه ميدانيد
شهرت تالستوي و داستايفسكي در ايران بيشتر از پوشكين است اما در ميان
روسها پوشكين محبوبترين است، علت اين امر را در چه ميدانيد؟
نه
فقط در ایران بلکه در اغلب کشورهای جهان نیز همین طور است. در خود روسیه
پوشکین را «پدر زبان ادبی روسیه» میشمارند که وقتی زبان ادبی روسی در
اوایل قرن نوزدهم دچار بحران شده بود، آن را احیا کرد و از این نظر برای
روسها جایگاهی شبیه به فردوسی برای ما دارد. از طرف دیگر، بخش عمدهي شهرت
پوشکین در روسیه به خاطر آثار منظوم اوست که بسیاری از زیبایی این آثار در
ترجمه از بین میرود و برای خوانندگان ملل دیگر قابلدرک نیست. محتوا و
مسائل فلسفی و روانشناختی آثار داستایفسکی و تالستوی از طریق ترجمه بسیار
آسانتر قابلانتقال است تا ظرایف و زیباییهای زبان شعر پوشکین.
آثاري
چون «تراژديهاي كوچك» و «باريس گادونوف» به قلم پوشكين و با ترجمهي شما
در ايران منتشر شده است، مهمترين نكتهاي كه در ترجمهي اين آثار با آن
روبهرو شديد، چه بود؟
مهمترین مساله شاید این بود که
نمایشنامههای پوشکین (هم «تراژدیهای کوچک» و هم اغلب بخشهای «باریس
گادونوف») منظوم بودند، ولی من برای حفظ معنا و حداکثر پایبندی به آن، آنها
را به صورت منثور ترجمه کردم، چون فکر میکنم حتی اگر با صرف وقت و زحمت
بسیار بیشتر میتوانستم قالب منظوم آنها را حفظ کنم، در این میان بسیاری از
ظرایف معنایی از دست میرفت. امیدوارم مترجمی پیدا شود که با ذوق شعریِ
بیشتر از من، بتواند در این کار موفقتر باشد و صورت و معنا، هردو را در
ترجمهاش حفظ کند و انتقال دهد.
شما هم تجربهي ترجمهي
نمايشنامههاي گوگول را داريد و هم پوشكين، با توجه به همعصر بودن اين دو
نويسندهي روس، وجه تمايز و تشابه سبك اين دو را در چه ميبينيد؟
تمایز
زبان نمایشنامههایشان بیشتر است تا تشابهشان. به هرحال نمایشنامههای
پوشکین قالب تراژدی دارند و زبانشان فاخرتر و شاعرانهتر است، ولی
نمایشنامههای گوگول کمدی هستند و به مقتضای سبکشان، زبان عامیانهتر و
محاورهایتری دارند. بارزترین وجه تشابه نمایشنامههای این دو نویسنده
شاید دیالوگنویسی درخشان آنان باشد که همهي اجزای دیگر نمایشنامه، از
قبیل سوژه و جلوههای نمایشی و شخصیتپردازی را تحتالشعاع قرار میدهد و
در حقیقت، گفتوگوهای قهرمانان به مهمترین عامل پیشبرندهي نمایش تبدیل
میشود.
برخي معتقدند كه گوگول ايدهي نگارش «نفوس مرده» را از پوشكين گرفته است، نظر شما در اين مورد چيست؟
روایت
معروفی است و حتی میگویند پوشکین بعدها از اینکه گوگول ایدهي او را در
رمانش به کار برده، رنجیدهخاطر شده است. متأسفانه بدون مراجعه به منابع
معتبر نمیتوانم بگویم این روایت تا چه اندازه حقیقت دارد.
با توجه به اينكه پوشكين در روسيه بيشتر به عنوان شاعر شناخته شده است، آيا تصميم به ترجمهي اشعار پوشكين نداريد؟
ترجمهي
شعر برای من کار دشواری است و تا به حال از موارد جسته و گریختهای که به
ترجمهي شعر پرداختهام، زیاد راضی نبودهام. خیلی چیزها در ترجمهي شعر گم
میشود. خوشبختانه شنیدهام در حال حاضر خانم دکتر زهرا محمدی مشغول
ترجمهي مجموعه آثار کامل پوشکین از زبان روسی هستند که با توجه به ذوق شعر
خود ایشان، جای امیدواری فراوان است که سرانجام برگردان قابلقبولی از
شعرهای پوشکین به زبان پارسی در اختیار خوانندگان ایرانی قرار بگیرد.
در پايان، ارزيابي شما از ترجمههاي موجود از پوشكين در ايران چيست؟
کلا
ترجمههای انجامشده از آثار پوشکین، با در نظر گرفتن جایگاه ادبی او،
بسیار کم است، یعنی به نظر من در ترجمههای پارسی پوشکین در وهلهي نخست با
ضعف کمّی روبهرو هستیم که البته در سوالهای قبلی به علتهایش اشاره
کردم. همین ترجمههای موجود هم غالبا یا قدیمی هستند یا از زبان دوم انجام
شدهاند. خوشبختانه در سالهای اخیر با ترجمههای آقای حمیدرضا آتشبرآب از
منظومهي «سوارکار مفرغی» و برخی از شعرهای پوشکین و طرحی که خانم محمدی
برای ترجمهي مجموعه آثار او دارند، اوضاع بسیار بهتر است.
با تشكر از آقاي دكتر گلكار كه وقت خود را در اختيار موسسه ايراس قرار دادند.
تهيه و تنظيم: مرضيه موسوي
گرفته توسط م .و از سایت ایراس :www.iras.ir

ايراس: سالیان دراز است که
مترجمین اروپايی سعی کرده و میکنند که آثار شعرای بزرگ ایران مثل سعدی،
حافظ، خیام و دیگران را به زبانهای خود ترجمه کنند ولی باید گفت که من
تاکنون یک ترجمه هم ندیدهام که زیبايی اصل ولو به درجه کمی در آن منعکس
شده باشد. ایرانشناسان این قضیه را تصدیق کرده و تصور میکنند که علت این
قضیه تفاوت عمیقی است که در قسمت شکل و قواعد شعر موجود است و لذا ابدا
ممکن نیست که اشعار پارسی را به همان شکلی که مخصوص زبان پارسی است به زبان
دیگر عینا نقل نمود.
بنا بر اين باید این طور نتیجه بگیریم که
ترجمه بالعکس و به خصوص ترجمه اشعار اروپايی به پارسی نیز باید از دايره
امکان خارج باشد. ولی ترجمههايی که آقای وحید دستگردی از آثار پوشکین
انجام دادهاند، موجب گردید که من این عقیده خود را به کلی تغییر دهم.
اولین بار که شنیدم بعضی از آثار پوشکین به زبان پارسی ترجمه شده من که
اشکال بزرگ ترجمه اشعار روسی و به خصوص پوشکین را به زبان پارسی در نظر
داشتم، منتظر بودم که یک ترجمه تقریبی و دور از اصلی مشاهده کنم ولی چقدر
متعجب شدم وقتی دیدم اشعار عالی پارسی که به دستم رسیده حقیقتا شعر پوشکین
است و یا پوشکینی در لباس پارسی که فوقالعاده بر اندام او برازنده
میباشد.
مترجم شکل اوليه شعر را رعایت نکرده، بلکه اشعار پوشکین
را به قالب مخصوص اشعار کلاسیک پارسی درآورده و همین نکته پوشکین را به
خواننده ایرانی نزدیک ساخته ولی در عین حال هیچگونه تأثیر بد در صحت نقل و
ترجمه ايجاد نكرده است. لازمهي شعر، مترجم را بر آن داشته که در برخی
جاها بعضی مضامين و مصرعها را اضافه نمايد، مثل: در کدامین باغ بودت
شاخسار (در قطعهي گل) و غیره. البته مترجم ناگزیر از این کار بوده ولی به
قدری این کار را با مهارت و استادی انجام داده که مصرعهای اضافی یک چیز
خارجی به نظر نمیرسد.
مترجم پوشکین بهتر از همه از عهده ترجمه(آلق
غیبدان) بر آمده و این ترجمه حقیقتا شاهکار بزرگی است وقتی که انسان
ترجمه(آلق غیبدان) را میخواند بیاختیار تمام زیبايیهای شعر روسی و همه
قدرتهای حماسه شاهنامه را درک میکند.
به هر حال سخن از مرحوم
وحید بود و مطلب به درازا کشید از سالهای ۱۳۱۵ به بعد هر وقت به تهران
میآمدم وقت را غنیمت شمرده و به خدمت مرحوم استاد میرسیدم او از وضع و
تصویب بعضی لغات فرهنگستان خیلی ناراحت بود و نسبت به لغتسازان و
نابخردان که بعضی از روی جهل و نادانی در مقام انهدام کاخ رفیع دانش و
ادبیات برآمده و با وضع کلمات ناهنجار و دور از ذهن و یا مضحک خود در صدد
از بین بردن زبان شیرین پارسی بودند سخت رنج میبرد و در هر شرایط و زمانی
بود با قلم توانای خود در مقام دفاع از آن برمیخواست و شاهد بر این مدعا
مقالاتی است که در مجله ارمغان به چشم میخورد. چون مرحوم وحید به آنچه
میگفت و مینوشت معتقد و دارای حسن نیت بود، از این جهت چراغ علم و دانش و
فضیلت بحمدالله در خاندان وحید هیچگاه خاموش نگردید و علاوه بر انیکه
مجله ارمغان به کوشش آقای وحیدزاده(نسیم) فرزند مرحوم وحید کماکان انتشار
مییابد، از سال ۱۳۴۲ تا به حال دانشمند محترم جناب آقای وحیدنیا با سعی و
کوشش خستگیناپذیر خود به انتشار مجلهای به نام وحید و مجلهای به نام
خاطرات وحید همت گماشت و به این مشعل فروزان علم و دانش رونق و جلاي بیشتری
داد و خدمات شایانی به فرهنگ و ادبیات پارسی و مخصوصا تاریخ معاصر ایران
نمود و گوشههايی از تاریخ مشروطیت که خالی از ابهام بود با اسناد و مدارک
تاریخی غیر قابل انکار روشن و واضح نمود که بدیهی است مورد استفاده
پژوهندگان تاریخ واقع خواهد گردید. توفیق مشار الیه را در این راه از
خداوند متعال مسالت دارد.
منبع: noormags
گرفته توسط م .و از سایت ایراس :www.iras.ir

ايراس: از اهميت الكساندر پوشكين در ادبيات و
فرهنگ نوين روسيه هر چه بگوييم گزاف نگفتهايم. مردم مغرب زمين شايد
داستايفسكي، تالستوي، تورگنيف يا چخوف را بهتر از او بشمارند، اما براي
مردم روسيه پوشكين نه تنها بزرگترين شاعر كه نامورترين اديب بنيانگذار
ادبيات نوين و زبان ادبي نوين روسيه، و كانون فرهنگ روس است. او همه
ژانرهاي عمده شعر را آزمود و فراتر از آنچه در هر يك از اين ژانرها سروده
هنوز در زبان روسي چيزي پديد نيامدهاست. شعرهاي بلند روايي، رمان منظوم،
اشعار تغزلي، درام و حتي قصههاي منظوم پريان. همچنين پوشكين نويسنده
نخستين داستان منثور روسي است كه هنوز هم ميتوان از خواندن آن لذت برد. هر
يك از آثار عمده او در داستان منثور در نوع خود شاهكاري است. نقدهاي ادبي
او چندان زياد نيست و آنچه نوشت نيز بيشتر براي صيقل دادن به نگرش و ادراك
خودش بود و هيچگاه خود آنها را منتشر نكرد اما همين اندك نوشتههاي او
در نقد چنان است كه هيچ جستوجوگري در ادبيات روس نميتواند آن را ناديده
انگارد. نامههاي او نيز بهترين نمونه مكتوب به زبان روسي است.
تاثير
فرهنگي پوشكين به ادبيات محدود نميشود. پهنه موسيقي سراسر زير تاثير
اوست. اپراهايي كه بر اساس آثار پوشكين ساخته شده، در قياس با هر نويسنده
ديگر، به مراتب بيشتر است.
شعرهاي بلند روايي:
روسلان و ليودميلا ۱۸۴۲ از ميخاييل گلينكا، اسير قفقاز ۱۸۵۸، ۱۸۸۲ از سزار
كوپي آليكو (كوليها ۱۸۹۲) از ارخمانينوف، مازپا (پالتاوا، ۱۸۸۳) از
چايكوفسكي ، ماورا (خانه كوچك در كولومنا ۱۹۲۲) از استراوينسكي.
رمان منظوم :
يوگني آنگين ۱۸۷۸، از چايكوفسكي؛ درام : باريس گادونوف ۱۸۷۲ از موسورگسكي،
موستارت و ساليري ۱۸۹۸ از ريمسكي كورساكوف شهسوار آزمند ۱۹۰۴ از
راخمانينوف، ميهمان سنگي ۱۸۷۲ از الكساندر دارگاميشكي (اين اثر را كويي و
كورساكوف به پايان بردند)، و پري دريايي ۱۸۵۵ از دارگا ميشكي؛
قصههاي منظوم پريان: تزار سالتان ۱۹۰۰ و خروسك طلايي ۱۹۰۷ از ريمسكي كورساكوف
داستان منثور:
دوبروفسكي ۱۸۹۴ از ادوارد ناپراونيك و بي بي پيك ۱۸۹۰ از چايكوفسكي بر
بسياري از اشعار تغزلي پوشكين آهنگ نهادهاند و بسياري از آنها با
آهنگهاي مختلف خوانده شدهاند. بر اساس آثار او بالههاي بسياري طراحي شده
است، هم در زمان خودش و هم بعد از درگذشت او. هر چند نمايشنامههاي پوشكين
هيچگاه بر صحنه نرفته است. آثار او، مضمون بسياري از فيلمها شده و شمار
فراواني از مجسمه سازان، نقاشان و تصويرگران را الهام بخشيده است. افزون بر
اين، از آن زمان كه مردم روس در پي تعريف مفهوم روس بودن بر آمده اند،
شخصيت پوشكين بارها و بارها موضوع تفسيرهاي گوناگون شده است. زندگينامههاي
بسيار، و نيز رمانهايي بر اساس زندگي پوشكين نوشته شده است و نوشته
ميشود.
پوشكين در بيست و ششم ماه مه ۱۷۹۹ در مسكو به دنيا آمد.
خاندانش ششصد سال در شمار اشراف روسيه بودند و در رويدادهاي تاريخي روسيه
در دوران الكساندر نيفسكي، ايوان مخوف، باريس گادونوف، پتر كبير و كاترين
كبير نقشي عمده و اغلب در طرف بازنده داشتند. اين نكتهيي بود كه پوشكين از
يادآوري آن خشنود ميشد. نسب پوشكين از جانب مادر به هانيبال، اميرزاده
حبشي، ميرسيد كه به سرداري پتر كبير رسيد و از محارم او شد. در زمان
پوشكين خاندان او اعتبار پيشين را از دست داده بود، اما هنوز هم جايگاهي نه
چندان والا در ميان اشراف روسيه داشتند. پوشكين در نوجواني زير نظر بسياري
از معلمان خانگي، از زن و مرد، آموزش ديد. اما مهمترين منبع آموزش اوليه
او كتابخانه پدرش بود كه در آن آثار كلاسيك قرن هفدهم و هجدهم فرانسه
گردآوري شده بود.
در ۱۸۱۱ از جمله سي دانشآموزي بود كه براي تحصيل
در كلاس اول دبستان تسارسكويوسلو برگزيده شدند. تسارسكويوسلو جايگاه كاخ
تابستاني در نزديكي پتر كبير بود و اين دبيرستان را الكساندر اول تاسيس
كرده بود تا فرزندان خاندانهاي معتبر براي مشاغل مهم دولتي در آن آموزش
ببينند. در اين دبيرستان او از بهترين آموزش در روسيه آن دوران برخوردار
شد. در آوريل ۱۸۲۰ عقايدي كه پوشكين در اشعار سياسياش بيان ميكرد
فرماندار كل پتربورگ را به استنطاق از او واداشت و نتيجه آن تبعيد شاعر به
جنوب روسيه بود. اما اين تبعيد به صورت ماموريتي اداري از جانب وزارت امور
خارجه بود. رييس پوشكين ژنرال اينزوف، به او اجازه داد همراه خانواده ژنرال
رايفسكي، از قهرمانان شكست دهنده ناپلئون در ۱۸۱۲، به قفقاز سفر كند. دو
ماهي كه در كنار چشمههاي معدني قفقاز گذشت و يك ماهي كه در قريه سپري شد
پوشكين را براي بار نخست با كوهستان و مردم بدوي آشنا كرد. در همان ايام،
او با آموزش رايفسكي گرفتار افسون شعر بايرون شد.
پوشكين در طول سه
سالي كه در كيشينيف گذراند نخستين داستانهاي منظوم رمانتيك، يا بايرون
وار خود، يعني اسير قفقاز و فواره باغچه سرا را سرود. پوشكين اثري ديگر به
نام گابريلياد را آغاز كرد كه در آن عيد بشارت با همان طعن و تمسخري روايت
مي شود كه هومر در حق خدايان اولمپ روا داشته بود. همچنين، دو ماه پيش از
مرگ كيشينيف، يوگني آنگين را آغاز كرد كه فصلهاي مختلف آن به صورت
كتابهاي جداگانه از ۱۸۲۵ تا ۱۸۳۲ به چاپ رسيد.
پوشكين در ۱۸ فوريه
۱۸۳۱ در مسكو با نامزد خود ناتاليا گانچاروف ازدواج كرد. در ماه مه سفري
به تسارسكويوسلو كردند، در ماه اكتبر به پتربورگ بازگشتند و تا پايان عمر
پوشكين در آنجا اقامت گزيدند. زيبايي خانم پوشكين هيجاني ناگهاني در جامعه
برپا كرد وشخص تزار در خيل ستايشگران او بود. پوشكين براي استفاده از
مجموعه اسناد دولتي در پژوهشهاي تاريخي درخواستي نوشت و در ۱۴ نوامبر بعد
از سرايش و انتشار شتابزده شعرهاي ناسيوناليستي درباره انقلاب لهستان
۱۸۳۱۱۸۳۰ رسما با حقوقي نه چندان زياد به استخدام دولت در آمد تا به كار
پژوهش تاريخي بپردازد. آنگاه در مجموعه اسناد دولتي به كاوش پرداخت.
منبع: روزنامهي اعتماد، افشين ارجمند

الكساندر سرگييويچ پوشكين ۲۶ مي (۶ ژوئن) ۱۷۹۹ در
مسكو به دنيا آمد. وي شاعر، نويسنده، نمايشنامهنويس، عضو آكادمي روسي و
بنیانگذار ادبيات مدرن روسي به شمار ميرود و برخی او را بزرگترین شاعر
زبان روسی میدانند. اگر قبول داشته باشیم ادبیات روسیه با داشتن نامهای
بزرگی در قرن نوزدهم همچون گوگول، تورگینيف، تالستوی، داستايفسکی،
گانچاروف، چخوف و ... نقش بزرگی بر ادبیات جهان دارد، خواندن اثری از
پوشکین نيز به عنوان یکی از ارتقادهندگان این ادبیات برای دوستداران ادبیات
لازم به نظر میرسد. علاوه بر این، ادبیات هر جامعهای زاییدهي فرهنگ آن
جامعه است، پس با مطالعه آثار نویسندگان هر فرهنگی حتی اگر در قالب رمان،
شعر و نمایشنامه باشند، میتوان با فرهنگ آن جامعه تا حدودی آشنا شد و این
مطلب در مورد نویسندگان روس به خوبی صدق میکند.
پوشكين در
خانوادهاي اصيل متولد شد و رشد يافت و اين اصالت خانوادگی در علاقه او به
تاریخ و احترام به سنن و آداب و عشق به گذشته ملی تاثیر فراواني داشت و او
را وارث بهترین سنتهای ملی ساخت. پدر پوشكين از خانوادههای اصیل روسی بود
و مادرش نوه یک برده اتیوپیایی به نام آبراهام هانیبال و پسرخوانده تزار
پتر کبیر بود که بعدها به مقامات بالایی دست یافته بود. پوشکین اولین اشعار
خود را در پانزدهسالگی منتشر کرد. بعد از اتمام مدرسه، وی به خاطر
سخنرانیهای انتقادیاش در حمایت از اصلاحات اجتماعی مجبور به ترک پایتخت
شد و به سمت مولداوی رفت. در آنجا او عضو فیلیکی اتریا شد که برای آزادسازی
و استقلال یونان از امپراتوری عثمانی فعالیت میکرد. از این گذشته او تحت
تاثیر انقلاب یونان قرار گرفت. سال ۱۸۲۳ پوشکین به اودسا رفت و باز آنجا با
حکومت درگیر و مجبور به تبعید شد. با این وجود او اجازه ملاقات تزار
نیکولاس یکم را یافت.
در ۱۸۳۱ پوشکین با نیکالای گوگول ملاقات کرد و
تحت تأثیر داستانهای کمدیاش قرار گرفت. همان سال او با ناتالیا
گانچارووا ازدواج کرد. پس از این ازدواج رفتوآمد او در دربار بیش از پیش
افزایش پیدا کرد. ولی پس از اینکه تزاربه پیشنهاد لقب بسیار پایین درباری
به وی قناعت کرد، او بسیار عصبانی و سرشکسته شد، زیرا قبل از همه همسر
بسیار زیبای او مورد ستایش درباریان بزرگ (از جمله خود تزار) بود.
سال
۱۸۳۷ بدهیهای پوشکین بسیار افزایش پیدا کرد. از طرف دیگر شایع شده بود که
همسرش رابطه نامشروع با یکی از افسران فرانسوی به نام جرج دانتس دارد.
پوشکین برای حفظ غرورش، معشوق احتمالی همسرش را در ۲۷ ژانویه ۱۸۳۷ به یک
دوئل فراخواند. در این دوئل پوشکین از ناحیه شکم آسیب دید و دو روز پس از
آن درگذشت، ولی طرف مقابلش، دانتس فقط یک جراحت جزئی از ناحیه دست پیدا
کرد.
پوشكين و ادبيات از
منظر پوشكين ادبيات وسيلهاي است براي انعكاس واقعيتهاي زندگي كه بايد به
مضامين اجتماعي و فكري جامعه درآميزد. پوشكين در «تراژديهاي كوتاه»، با
بيان هيجانات و احساسات و مطرح كردن فرمانروايي «من» و نشان دادن همهجانبه
شخصيت قهرمانان، گويي اثري رمانتيك خلق ميكند و با پرداختن به مسائلي چون
درونبيني مبالغهآميز، مذهبگرايي و انديشيدن به مرگ، هستي و كائنات و
انتخاب قهرمانان از ملل مختلف، گويي در حال اعمال ايدههاي مكتب رمانتيسم
در صحنه تئاتر ميباشد و همين عوامل سبب شد كه به عنوان شاعر جهاني شناخته
شود.
در بسياري از آثار پوشكين مسائل و موضوعات خارجي، به خصوص
شرقي به چشم ميخورد و شاعر علاقه زيادي به توصيف و انعكاس فرهنگ و سليقه
شرقي از خود نشان ميدهد. از آثار برجسته وي در اين زمينه ميتوان به
منظومههاي «زنداني قفقاز» و «قواره و باغچه سرا» اشاره كرد. سبك تقليد و
تأسي در آثار پوشكين چشمگير است. او از موضوع و سبك آثار نويسندگان مختلفي
چون شكسپير، كارامزين و... پيروي مي كرد و با استفاده از خلاقيت شاعرانه
خود تغييراتي در اين شيوه ايجاد نمود. وي همچنين توجه بسياري به درژاوين،
باتوشكوف و ژوكوفسكي داشت.
داستانهای پوشکین پر از عشقهای پرشور
است. داستانها حال و هوای شرقی دارند. زنان داستانها، زیبا و افسرده و
مردان ناکام به تصویر کشیده میشوند. پوشکین اشعارش را در هواخواهی از
آَزادی و لیبرالیسم میسرود اما بهترین اشعارش در باره عشق و طبیعت است.
نمایشنامههاي او درام واقعی نیستد، بلکه بیشتر بررسیهای کوتاهی درباره
شخصیت و موقعیت آنها است. مهمترین اثر نمایشی پوشکین را «بوریس گادونوف»
ميتوان برشمرد که یک تراژدی تاریخی در قالب شعر آزاد است. این اثر نخستین
گامی است که در زمینه تراژدی رمانتیک روسی برداشته شده است.
پوشکین
از سردمداران روسی مکتب رمانتیسم است. خیال پردازان قرن ۱۹ توده را
آنگونه که بودند تصور نمیکردند بلکه آنگونه که میخواستند باشد تجسم
میساختند؛ بنابراین رمانتیسم در برابر واقعگرایی بود. آنها برعکس
کلاسیسیستها به خرد نمیپرداختند، بلکه به فرمان احساس و اندیشه گوش
میدادند و برای درک تمامیت عالم به نگرشهای زیباشناسانه و شهودی روی
میآوردند و اعتقادشان این بود که بینش عقلی از درک هستی ناتوان است.
داستان
«دختر سروان»، نمونهاي از يك داستان رمانتيك به شمار ميرود كه اولین بار
در سال ۱۸۳۶، یک سال قبل از مرگ پوشکین چاپ میشود و شگفتا پوشکین نیز
برای مبرا کردن معشوقش از اتهام بیعفتی همچون قهرمان داستانش دست به دوئل
میزند ولی بمانند داستانی که خود خالقش بود، جان سالم از آن بدر نمیبرد.
آری به واقع پوشکین نویسندهای رمانتیک بود و فقط به جهت اتهامی احتمالی
خرد را به کناری گذاشت و احساسات را قبله خود قرار داد، همان طور که اشاره
شد نتیجه نه تنها برای خودش خوشایند نبود بلکه مردم روسیه نیز از کسی که او
را همه چیز خود میخواندند، محروم شدند و به این صورت خورشید یکی از مظاهر
روسیه مدرن در روزی کوتاه غروب کرد.
ماجراي «دختر سروان» ماجراي
جوانی اشراف زاده در قرن هجدهم است كه به سن سربازی رسیده است و پدرش بر
خلاف نظر مادرش او را به خدمت نظام میفرستد و از روابط خود استفاده میکند
تا پسرش را به منطقهای دورافتاده اعزام کنند، غافل از اینکه پسرش عاشق
دختر سروان محل خدمتش میشود. برای رسیدن به دختر، حوادث دور از ذهنی را
باید از سر بگذراند و در این بین رقیبی عشقی از همه برای او بیشتر دردسر
ساز میشود. در واقع مضمون داستان عشق است و در این بین کسانی نيز هستند كه
در مورد عشق به قهرمان داستان نهیب میزنند:
"چون خاموش شدم سری
تکان داده و گفت: برادر، اینها همه درست است. اما چرا میخواهی ازدواج کنی؟
من افسر نجیبی هستم و نمیخواهم تو را فریب بدهم، ولی باور کن که ازدواج،
دیوانگی محض است. برای چه میخواهی این طوق لعنت را به گردن بیندازی و یک
مشت بچه درست کنی؟ شیطان، حرف مرا بشنو دختر سروان را از سر باز کن." ولی
قهرمان داستان ما که اتفاقا راوی نیز هست و چندین بار خواننده را مخاطب
قرار میدهد گوشش به این حرفها بدهکار نیست و هر سختی را به جان میخرد تا
محبوب را دریابد.
پوشکین در اشعارش نيز به خوبي از رمانتيسيسم
پيروي كرده و در جايي مینویسد: "من با اشعارم احساسات منجمد بی حرکت
انسانهای جامعه را تکان دادم؛ در دوره ظلم و زورگویی؛ آزادی را به آواز
کشیدم؛ سرود نزدیک شدن انقلاب را سر دادم و مردم را دعوت به همدردی با
خانوادههای شهیدان اعدامی نمودم. تا زمانی که حتي یک شاعر روی کره زمین
بجا مانده باشد؛ دیگران از من یاد خواهند کرد. شاعر نه تنها معلم و برگزیده
است بلکه او پیامآور نیز میباشد."
"مرگ مالوف"، شعری از پوشکین
پشت سر گذاشتهام پلهای تمنا را
و بی رغبتم بر آرزوهای گذشته.
همراهی ندارم جز رنجهایی که
میراث بیهودگی درون من اند،
و دیهیمی که گلهای شادابش
بی رحم در تازش بورانهای سرنوشت شوم فسرد.
اینک روز میسپارم غمناک و تنها
و چشم دوختهام بر راهی که مرگ مرکب میراند
و باز میجویم نقشم را
در تنها برگ لرزان و دیرنده بر شاخسار لخت
که گوش سپرده است به زوزهی زمستانی بورانی سیاه
و زخمیش در پیکر است
از سوز تاز آخر پاییز ...
منابع: "Пушкин, Александр Сергеевич"
http://ru.wikipedia.org/wiki/%D۰%۹F%D۱%۸۳%D۱%۸۸%D۰%BA%D۰%B۸%D۰%BD,_%D۰%۹۰%D۰%BB%D۰%B۵%D۰%BA%D۱%۸۱%D۰%B۰%D۰%BD%D۰%B۴%D۱%۸۰_%D۰%A۱%D۰%B۵%D۱%۸۰%D۰%B۳%D۰%B۵%D۰%B۵%D۰%B۲%D۰%B۸%D۱%۸۷
"Пушкин Александр Сергеевич"، БИБЛИОТЕКА ПОЭЗИИ
http://pushkin.ouc.ru/
"پوشكين و تأسي از قرآن"، ناهيد زندي پژوه، ۹ آبان ۱۳۸۸
http://www.rasekhoon.net/article/show-۴۱۸۶۱.aspx
" که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها"، باشگاه کتاب
http://www.bookclub.blogfa.com/post-۲۲۸.aspx
" شعر پوشکین - سرود آزادی ؛ آواز انقلاب"، باشگاه انديشه، ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۲
http://www.bashgah.net/fa/content/show/۱۴۴۷
کتاب "برایم ترانه بخوان!" برگزیده اشعار پوشکین، ترجمه بابک شهاب، نشر لاهیتا، ۱۳۸۷
نويسنده: مرضيه موسوي، عضو شوراي فرهنگي ايراس / برگرفته از سایت ایراس http://www.iras.ir توسط م . و .
و برادران شمشیر را به تو باز پس خواهند داد.
نويسنده: مونا بقايي، عضو شوراي فرهنگي ايراس
منابع:http://www.searchquotes.com/quotes/author/Alexander_Pushkin/
گرفته از سایت ایراس http://www.iras.ir توسط م . و .
بنیاد حقوقی درسته ، بنیادی است فعال در زمینه حقوقی تحت اشراف باور و اندیشه درستی . این بنیاد درصدد است علم حقوق و در کل قاعده حقوق را از منظر درستی ترسیم و تدوین نماید . درسته جایی است که نظریه حقوقی درستی در آن پدیدار می گردد . فلسفه حقوق درستی ، تعریف از حقوق درستی ، اهداف نظام درستی حقوق و روشها و اصول و قواعد حاکم و نظریات موضوعی و مانند این . این بنیاد جایی برای نقد حقوق موجود و طرح یک حقوق جدید است . بنیاد دارای اساسنامه و سایت خواهد بود و ضمیمه سازمان درستی یا مستقل از آن به ثبت می رسد . عموم حقوقدانان ، اساتید ، دانشجویان و پژوهشگران ، قضات و وکلا و داوران می توانند مطالب خود را به این وبلاگ ارسال نموده و اینجا جایی برای همکاری و فعالیت و جایی برای اعضاء است . نظرات حقوقی خود را با شجاعت و آزادی ارائه دهید . اینجا کانون تحقیق و علم و تبادل علمی و تجربه ها و بررسی رویه ها و نظریات است . سعه صدر عقیدتی درستی ظرفی است مناسب برای اظهار نظر . به امید روزی که این بنیاد دارای دفتر و کلاس و آموزشکده یا کتابخانه و دیگر موارد باشد . نویسنده ش.د .
در نگرش درستی ، کشور یکانی ( واحدی ) است متشکل از ملت ( مردمی که در جمع پذیرفته اند یا واقعاً چنین باشد که یکی بوده و با هم زندگی ملی کنند خواه این مردم یکنواخت بوده یا خود به اعتبار تاریخ ، زبان ، گویش ، فرهنگ ، نژاد ، دین و نظیر این یا اینها از یکانهای مردمی و کوچکتر دیگری ساخته شده باشند . ) ، سرزمین ( قلمرو واقعی و محقانه ملت که به اعتبار واقعیات اول نژاد ، دوم زبان ، سوم سایر ؛ نظیرتاریخ و فرهنگ و دین و واقعیات طبیعی نظیر محدود بودن به یک رشته کوه یا رود یا دریا یا موقعیت فلاتی با تعریف خاصی تعیین می گردد به وضعی که حقوق نژادی ، زبانی ، تاریخی ، فرهنگی ، دینی و مانند اینهای آن ملت و سایر ملل قریب مراعات گردد و این تعیین مبتنی بر حق و أنسبیت و نسبیت است ) و مدیریت ( اداره ای که ذهناً برای آن سرزمین دارای ملت متداعی است خواه حالاً و واقعاً برقرار باشد یا نباشد ) .
ضمن دفاع خالصانه از دین و در راستای پالایش دین از زنگ نادرست که زمان و وقایع آن بر اسلام بار کرده است ، صراحتاً باید بگویم که ما تحولات بعد از پیامبر را به دید تردید می نگریم و اقدامات انجام شده را از جمله روش توسعه اسلام و تفسیر دین و کشورگشایی ها را محل رد و تردید جدی می دانیم نهایت اینکه نه از منظر یک شیعه بلکه از منظر یک مسلمان فقط اعتماد خاطری از رفتارهای حضرت علی ( ع ) داریم و نهایتاً ائمه فاضل و عادل و درستکار شیعه و صلحای حکیم و پرهیزکار نماد عمل اسلامی اند . به نظر ما اسلام راه زور برای گسترش ندارد و آنچه تحت عنوان یا پذیرش اسلام یا جزیه یا جنگ شنیده می شود به این معناست که اسلام بخش عظیمش درستی و حقانیت مسلم و قابل فهم عقلایی است و نادیده گرفتن آن چیزی جز ستم و نادرستی نیست و بخش قلیلش چون عبادیات شاید به لحاظ علت قابل فهم بشر نباشد . اگر اسلام اجبار دارد ، اجبار بر ترک نادرستی های مسلم عقلایی دارد و بس . ... .
بسمه تعالی
به استحضار مخاطبین محترم می رساند که دفتر آزاد حل اختلاف شاکله آینده نهادی از ساکودا خواهد بود و
ساختاری نهادی آن بعدها ساماندهی می گردد لذا از مخاطبین مستعد خواهان الحاق جهت مدیریت و تشکیل این دفتریم ضمن اینکه در هر حال منتظر نظرات و طرحهای شماییم . م . ش .
بسمه تعالی
روابط سیاسی ایران و اروپا وضعی به نسبت بهتر از همین رابطه با آمریکاست . به رغم دشمنی غرب قبل از انقلاب و بعد از آن . باز شاکله روابط ما مستحکم بود لکن آمریکا اروپا را شریک حرکت و اقدامات خود کرد و عنان غرب را به عهده گرفت از آن سال تاکنون پیوسته با کم و زیاد روابط ایران و اروپا دچار خستگی ها و رکود و تنش و چالش است . غربی ها خواه آمریکا و خواه اروپا فاقد پیچیدگی اند گرچه مهارت در سیاست ورزی دارند لکن هم و غم غرب از دست رفتن منافع و فرصتها و کاهش قدرتشان و رشد قدرت ایران را دارند . برعکس ما ایرانی ها رفتار و حال و احساسمان و برنامه هایمان عمیق تر است . لکن هرچه باشد باید بگویم برخورد تند ما با اروپا و آمریکا از سر احساس و دریافتهای نفرت اولیه بود و هنر تعامل می توانست معضلات را حل نماید و باید بگوییم دین پیچیده و سخت است و تفکرات ما اغلب دچار استحالگی و غرب زدگی همچنین گرفتار روزمرگی و بی فکری است . ما حتی می توانیم با تدبر به خیلی از نقطه اختلافات غیرضرور پایان دهیم . امروز دین ملاک سیاست ما نیست بلکه ما اسیر گذشته و بینشهای کلیشه ای شده ایم لذا اختلاف مستعد حل است . منتظر نظرات و طرحهای شماییم . م . ش .
با سلام
اختلاف ایران و آمریکا اختلافی اساسی است که امکان اتحاد این دو دولت یا همسویی و یا همکاری زیاد را از بین برده است . حسب ظاهر دو دولت فقط می توانند اختلافات را کاهش دهند یا متوسل به راه حلهای کاهش بحران و تنش شوند . باید پذیرفت که به ظاهر تمام و یا حتی اکثر ظرفیت کاهش چالشها به کار گرفته نشده است و چه از جانب دولتها و چه در تلاش آزاد خصوصی قدمهای لازم برداشته نشده است اما نگاه ما علاوه بر این به گونه ای دیگر است . آنچه که ما بدان می اندیشیم این است که نقطه اشتراکات طرز تفکر آمریکایی و ایرانی محور قرار گیرد و آن را توسعه داد بدین نحو زود خواهیم فهمید حدود مشترک زیادی وجود دارد و اینکه تاکنون دعوا ذاتاُ دعوا می آورد . اصولاْ تفکر دینی و هویت ایرانی ما مغز دموکراسی و آزادی را می پذیرد و تفاوت در مبانی و حتی در عادات تفکر است . دیگر اینکه امکان اقناع طرفین توسط هم بسیار بالاست . این اقناع سازی هم به حوزه سیاستها و برنامه ها برمی گردد و هم به حوزه ایدئولوژیک . وضع به نحوی است که باید گفت ما تاکنون در طلسم و تابوی قطع روابط بوده ایم حتی پیچیده ترین مسائل مورد اختلاف به شرط عقلانیت و تفکر و داشتن منطق و دلیل و پرهیز از موضوعیت دادن به دعاوی و احساسی عمل کردن با اختلافات نه عقلانی برخورد کردن و تابوی گذشته است . ضمن این سخن که مردم ایران پشت اصل استقلال و اقتدار ملی کشور ایستاده و قدرت ما به حدی است که توان امتیازندادن به آمریکا را داریم .
دفتر آزاد حل اختلاف ایران و آمریکا دفتری غیردولتی است که ممکن است عندالاقتضاء با دولت و دیگر سازمانها تعاملاتی هم داشته باشد لذا دست هر مستعد مشتاقی که دل در گرو شرافت و عزت ایران گذاشته و پیوسته آماده جهاد و ظهور و حضور و مقاومت است باید فشرد . پرداختن تدریجی به این امر ما را در آینده کمک خواهد نمود . شبیه این در برخی ممالک دنیا وجود دارد و ما به سهم خود تلاش وافر می کنیم .... . م . ش .
بسمه تعالی
اصالت و حقانیت درستی سابقه ای به عمر بشر دارد و روشهای شناخت درستی نیز تقریباْ شناخته است لکن تشکیلات ساکودا ی ایران که مدیریت جنبش درستی را به دست دارد بخشی از سازمان و جنبش جهانی تفکر درستی است که منسجمانه هدایت امر را به عهده خواهد داشت و اثری افزون خواهد داشت . ساکودا در فضای خمودگی و رکود سیاسی و درحالیکه از بدبختی رفاه و دارایی اولویت اول بوده و مردم ما خسته ایدئولوژیند به تکاپو افتاده است . این تشکیلات نیت و همتی انقلابی می خواهد و جای حقه های سیاست نیست به لطف خدا ابتدا اساسنامه مدون می گردد سپس از هواداران دعوت گردیده تا گام به گام این تشکیلات را راه اندازی کنیم که متعلق به عموم ملت ایران و درستکاران عصر است . تشکیلات ساکودا و هواداران و اعضایی که بدان می پیوندند نه الان و نه بعد توان اجاره دفتر در سراسر ایران و تجهیز به امکانات را ندارند لذا پایه کار ما بر اینترنت است و سایتها و وبلاگها مکان مجازی ما و جلسات ماست و نرم افزارهای خاص امکان گفتگو و جلسه دورادور را فراهم خواهد ساخت . این تشکیلات در چهارچوب فعالیت آزاد و مبتنی بر علنی بودن و مطابق مقررات کشوری و با نگاه حفظ قدرت ملی کشور ابتدا تشکیل خواهد شد و سپس توسعه خواهد یافت و با نگاهی ملی و وطنی با ملاحظه و محافظت از دستاوردها و حفظ استقلال و اقتدار کشور به دنبال تحولات لازم و درستین است . م . ش .
جهان بینی
جهان بینی ( جهان بینش ) ، شناخت ، اندیشه برآمده از این شناخت و بینش ساخته شده از این اندیشه هاست .
اینکه جهانی که در آن زندگی می کنیم چیست ،کی و چگونه ، چرا و توسط کی یا چه خلق شده است ، پرسشی است که در پاسخش نظریه هایی چند ، کامل یا ناقص مطرح گردیده است . برخی نظرات متعلق به حوزه فلسفه ( متعلق به فیلسوفان ) و اندیشه (متعلق به اندیشمندان ) است و برخی دیگر برداشتها و اندیشه های مردم ( بعضاً قوی و بعضاً ضعیف ) ، برخی عقاید دین بوده ( ادیان الهی یا غیر الهی ) و برخی نظریات علمی ( غیر فلسفه ) ... .
آلودگی صدایی یا صوتی ، بسیار قابل توجه است . می توان گفت هر گونه صدای غیر عادی یا صدای خارج از اندازه معمول که برای زندگی انسانی یا حتی زندگی حیوانی طبیعت مضر بوده را باید تحت عنوان آلودگی صدایی از آن یاد کرد.
هر چیز بشرساختی که در چشم انداز و مرئی و منظر ما بوده و بیرون از حد و اندازه درست ، به چشم آید به نحوی که ذهن ما را مشغول و سبب تلخی و آزار شود یا اینکه زیبایی را زشت نماید و مطلوبیت بصری مطلوب نداشته و یا در کل به لحاظ بصری زشت و درشت نما باشد را می توان آلودگی بصری و ذهنی و اشتغال ذهنی نامید . ما در اینجا دنبال تعریف دقیق نیستیم بلکه هدف فهماندن مسأله است و بس . دقت ما هم در نهایت نیست و رسم قلم ما این است که اول به نحوی کلی و با اندازه ای حاشیه گویی و تداخل مطلب قضیه را بررسی و تحلیل می کنیم سپس بعدها به تعدیل و تغییر و تدقیق می پردازیم .
بنا به قولی ، آنچه که انسان ، در پدید آوردن آن ، دخالت نداشته باشد را طبیعت گویند . دگرگونی از ویژگی اصلی طبیعت است . شی ء طبیعی و مصنوعی به چیزی گفته می شود که انسان در ساخت آن دخیل بوده یا نبوده است . از نظر مکتب درستی ، انسان خود مثل سایر جانوران و گیاهان و مثل غیر جانداران بخشی از طبیعت است ... .
فصل اول – شناخت ساکودا
« ساکودا » ؛ سازمان کوششگران ( کوشاد : گروهی که در راهی کوشش دارند .) درستی ایران است ؛ ساکودا تقریباً مخفف سرآغاز واژگان مذکور است ؛ « سا » همان سازمان و «کو» همان کوششگران ؛ « د » به معنی درستی و« ا » نماد ایران است .
طرح کلی اساسنامه ساکودا معین گردیده و در حال تهیه جزئیات آن هستیم . این اساسنامه حالت طرح و پیشنهاد داشته و در مسیر تکامل قرار می گیرد تا زمانی که به عنوان اساسنامه تشکیلات ساکودا ( سازمان کوششگران درستی ایران ) تحت شمول مقررات کشوری به ثبت برسد و سند تشکیل رسمی این سازمان گردد .
منتظر نظرات پیشنهادی هواداران و همسویان هستیم .
نویسنده : /