آلودگی صدایی

 

آلودگی صدایی یا صوتی ، بسیار قابل توجه است .  می توان گفت هر گونه صدای غیر عادی یا صدای خارج از اندازه  معمول که برای زندگی انسانی یا حتی زندگی حیوانی طبیعت مضر بوده را باید تحت عنوان آلودگی صدایی از آن یاد کرد.

صدا زندگی آرام آدمی را به هم می ریزد . سالها زندگی بشر حتی در دل شهرهای بزرگ ، همراه با صداهای ماشینی امروز نبوده است . شهرها و روستاهای شلوغ وجود داشته اما صدای زیاد وجود نداشته است . خیلی راحت و روشن بگوییم . برای انتقال و جابجایی مردم و بارها ، از وسایلی مانند گاری و اسب و مانند اینها استفاده می شده که صدایی دربرنداشت . اما امروز اتوبوسها و مینی بوسها ، تاکسی ها و کامیونها و وانتها ، خودروهای خصوصی و هواپیماها ،  به شدت صداسازند . مسیری که امروز بین شهرهاست ، و روزانه از آن قطار با صدای نامطلوب خود از آن می گذرد یا اتوبوسها و کامیونها یا خودروهای شخصی پیوسته در آن می دمند ، به سادگی آرامش مردم روستاها و شهرهای در مسیر را به هم می زند . همچنین موقعیت راهها به گونه ای است که طبیعت را پاره پاره می کند و آن را به جزایر مجزا و شلوغ مبدل می سازد . این امر یعنی انقراض محیط أمن و ساکت که بسیاری از حیوانات آن را معیار اصلی برای زندگی خود می دانند . ضمن اینکه علاوه بر ترس از صدا ، رؤیت و مشاهده این عناصر در طبیعت برای همیشه خاطره نامناسب بودن محیط برای زندگی را در ذهن حیوانات کشت می کند . بی دلیل نیست که متصدیان محیط زیست با ایزوله کردن و به قول جداسازی محیطهای خاص جغرافیایی تحت عنوان پارک ملی ، سعی در حذف این عناصر در محیط مزبور می نمایند تا با خلاصی از این عوامل یک محیط زیست مناسب را تهیه نمایند .

در حال حاضر ما اطلاعات تخصصی در دست نداریم اما اجمالاً می دانیم که سامانه عصبی انسان نمی تواند هر صدا یا هر حجم صدا را بپذیرد . بی تردید بر ذهن و آرامش انسان أثرات بدی دارد . قطعاً روانشناسان صدای زیاد یا کیفیت نامطلوب برخی صداها را منشأ آسیب به روان انسان می دانند .

 البته انسان برای زندگی به فعالیت نیاز دارد و فعالیت هم بی صدا نیست اما اینکه چه اندازه صدا طبیعی و استاندارد است را باید از داده های علمی حوزه های مختلف به ویژه روانشناسی ، استخراج نمود . هر گونه برنامهای باید در پرتو این اطلاعات علمی باشد .

در خصوص زندگی پرندگان و وحوش هم مطابق مطالعات می توان استخراج نمود که یک محیط مناسب برای اینها به لحاظ صدا چگونه محیطی است . زیست شناسان و کارشناسان محیط زیست تسخیر طبیعت توسط صداهای مخرب عصر کنونی را جهنمی برای پرندگان و وحوش می دانند .

از بزرگترین اشکالات ما این است که ما زندگی را بدون مراعات طبیعت و با نگاه صرفاً انسان پایه می بینیم . کمتر حاضریم که انسان و زندگی آن را جزئی از طبیعت تلقی نماییم و لذا در مسیر ساخت تجهیزات و وسایل زندگی به هماهنگی با طبیعت فکر نکرده ایم ، از این روست که ما بدون توجه به محیط زیست حیوانی حاضریم صداسازترین دستگاه را تولید کنیم . گاه حتی به خود زندگی انسان هم توجه نمی شود . هدف فقط کارایی فنی یک دستگاه است . نگاه علمی و صنعتی است نه توجه به محیط زیست . بدتر اینکه گاه نگاه کسب سود بر همه اینها سایه می اندازد . نتیجه اینکه بهترین راه این است که ما در ساخت تجهیزات و لوازم صنعتی و در ساخت محیط زندگی اجتماعی مانند شهرسازی ها و مانند آن ، پیوسته مراعات محیط زیست و هماهنگی با این محیط چه در بعد انسانی چه غیر انسانی را به عنوان یک رویکرد بنیادین مد توجه قرار دهیم .

حال در اینجا به برخی آلودگی های صدایی و برخی برنامه ها اشاره می کنیم : صدای خودروها در داخل شهرها مناسب نیست . صدای پیوسته و دایم در جریان خودروها ، صداهای متنوع ، فتح خیابانها و جاده ها توسط این صداسازها به هیچ وجه درست نیست ، چون طبیعی نیست و به لحاظ علمی مضر است . از همان روز اول که خودرو ساخته شد باید به صرف انتقال بار و مسافر توجه نمی شد . باید دقت می کردند که ساخت دستگاهی با این همه صدا برای بشر و بقیه ابعاد طبیعت درست نیست . قضیه خیلی ساده است وقتی که ما اینها را تولید می کردیم فقط یا بیشتر به انتقال و قابلیت آن توجه می کردیم کمتر یا به کل به هارمونی زندگی و طبیعت فکر نمی کردیم . فکر نمی کردیم که چگونه خیابانهای آرام را پر از این همه سر و صدا می کنیم . فکر نمی کردیم که کشیدن این همه جاده در دل طبیعت و پخش این همه صدا چه فاجعه ی ناامنی برای زندگان طبیعت است . حالا تفکر درستی اول بار به این قضیه می اندیشد که بیاییم برای یک محیط زیست مناسب انسانی و حیوانی و برای تنظیم طبیعت بزرگ ، اتومبیل را به عنوان قطعه ای از مجموعه قطعات و عناصر طبیعت به کار بگیریم ، سازگار و مکمل نه ناسازگار و مخرب . نه خود محوری و دیگر فراموشی نه یکجانبه گرایی و نه صرف کسب سود و منفعت و اقتصاد و دیگر هیچ . به هر حال در یک برنامه به موقع بدون افراط و تفریط با جدیت و اهتمام کامل باید به سمت ساخت خودروهای نسل جدید برویم . این خودروها باید با لحاظ استاندارد لازم برای زندگی انسان مثلاً قابلیت تحمل صدا و تأثیر آن بر سیستم عصبی و شنوایی ساخته شوند همچنین اگر با مطالعه و بررسی ثابت شود که صدای این دستگاهها بر موجودات جانوری با توجه به وضعیت شنوایی آنها یا دیگر عوامل مضرند باید جانب این امور هم مراعت شود . در پایان باید به این نکته توجه کنیم که این اتومبیلها منطقاً و طبیعتاً مراحل بعدی ساخت اتومبیل نیست چون اگر این نگاه را بپذیریم یعنی اینکه تا الان هر چه بوده درست بوده و حالا گام بعد مراعات محیط زیست است بلکه برعکس می گوییم چیزی را از اول توجه نداشتیم و حالا توجه می کنیم که باید از همان روز اول می بود .

 کارگاهها داخل شهر نیز محیط شلوغی را فراهم می کند یعنی یا خود ایجاد صدا می کنند یا رفت و آمدها و فعالیتهای صدا آور را با خود به ارمغان می آورند . البته همه کارگاهها اینچنین نیستند . این کارگاهها هم باید به بخش خاصی از شهر یا به خارج از شهر منتقل شوند یا اینکه باید در دستگاههایی که به کار می گیرند تجدیدنظر شود به ویژه باید در ساخت دستگاههایی با صدای مناسب اهتمام شود . بعد دیگر قضیه این است که بهتر است با این رویکرد به شهرسازی توجه شود . چه بسا ما به روشها و طرحهای جدیدی در شهرسازی برسیم . شهرهایی که بخش مسکونی آن از بخش پر سر و صدا و کارگاهی آن جدا باشد .

مشاغل پر صدا در شهرها نیز از عوامل ناامن کننده محیط زیست است که به موازات سخنان گذشته نظر درست بر این است که یا با تجدیدنظر در این مشاغل سعی در تغییر آن و کشاندن آن به وضعی شویم که سر و صداها به اندازه درست خود شود یا سعی در تفکیک این بخشها از دیگر بخش شهری شویم که البته این خود نیز کافی نخواهد بود . معمولاً روستاها کمتر گرفتار این مورد و دو مورد گذشته مانند کارگاه و اتومبیل هستند ولی راه حل ما در این موارد یک هدف را دنبال می کند و فرقی بین شهر و روستا نیست .

شهرها و روستاها با طرح معماری موجود از جهت محیط زیست مطلوبیت و مقبولیت ندارد . خیابانهای شلوغ از کنار خیلی از محلات مسکونی می گذرند و پیوسته آلودگی صدا وجود دارد . محیطهای کاری و مسکونی به هم آمیختگی دارند . محلات پر از کارگاهند ، در کنار همه خیابانهای اصلی مغازه است ، و در کل تفکیک تعریف شده درستی برای رفع صدا و اشتغال صدا نیست . معیارها بسیار ابتدایی اند که توسط شهرداریها تعریف می گردند مثلاً بر روی خیابانهای اصلی مجوز ملک تجاری صادر می کنند یا در محلات در هر کوچه و پس کوچه میوه فروشی و بقالی افتتاح می شود . در شهر همه چیز است از منزل مسکونی تا کارخانه و کارگاه و تعمیر گاه و صدها آلاینده صدایی . مدیریت نیز افتضاح است به دلیل محیط غلط حمل مسافر ، مسافرها در هر جایی وجود دارند و بوق و فریادشان در هر مکانی گوش آزار است . میوه فروشان و دست فروشان نیز در گردش آزادند و بلندگوی آنها آسایش را از مردم می گیرند . از بهترین طرحها در شهرسازی تفکیک محیطهای کاری از محیطهای مسکونی است . ایجاد محله ها و ایجاد کانونی  از تعدادی محلات و تعریف فروشگاهها و مشاغل مورد نیاز در محیطی متمرکز برای این کانون محلاتی و سپس تعریف چندین کانون محله ای در یک منطقه و ایجاد مشاغل و اماکن تجاری مورد نیاز برای این مناطق است . در واقع ما قسمتی از کارها و مراکز تجاری که در یک محله یا یک کانون محلات یا یک منطقه مورد نیاز است به تناسب اندازه است . برخی مشاغل قابلیت استقرار در محله ندارد آن را در کانونها جا می دهیم و برخی مشاغل در کانونها به لحاظ کوچکی قابل توجیه نیست در یک نقطه متعلق به یک منطقه که خود مجموعه ای از کانونهاست قرار می دهیم . در همه این سه حالت نقطه استقرار اماکن تجاری و مانند آن باید واحد باشد نه پراکنده . اموری نیز که متعلق به کلیت شهر است نیز در نقطه ای دیگر مستقر می گردند . بحث بیشتر در این خصوص ورود به مسأله شهرسازی است که به بعد موکول می گردد .

نشست و پرواز هواپیماها و بالگردها هم همراه با سر و صداهای زیاد برای اطرافیان فرودگاه و خط حرکت آنهاست به ویژه صدایی شدید هنگام نشست و برخواست منازل اطراف را فرامی گیرد . در این مورد هم باید چاره اندیشی شود .

صدای کارخانه ها و کارگاههای مستقر در خارج از شهر یا فعالیتهای استخراج معدن نیز باید در چهارچوب درست علمی بازنگری شود تا هم رفع آلایندگی شود و هم با طبیعت و محیط هم آهنگی پیدا نماید .

قایقها و کشتی ها نیز امواج صوتی را به درون آب پخش می کنند که ممکن است به لحاظ زیست دریایی نادرست باشد ، اینها نیز باید مورد پردازش قرار گیرد .

بحث فقط بر سر رفع آلودگی نیست بلکه در کل منظور این است که برای هر صدایی که انسان موجب آن است باید یک توجیه درست علمی وجود داشته باشد .

 نویسنده : م . ش .