ضمن دفاع خالصانه از دین و در راستای پالایش دین از زنگ نادرست که زمان و وقایع آن بر اسلام بار کرده است ، صراحتاً باید بگویم که ما تحولات بعد از پیامبر را به دید تردید می نگریم و اقدامات انجام شده را از جمله روش توسعه اسلام و تفسیر دین و کشورگشایی ها را محل رد و تردید جدی می دانیم نهایت اینکه نه از منظر یک شیعه بلکه از منظر یک مسلمان فقط اعتماد خاطری از رفتارهای حضرت علی ( ع ) داریم و نهایتاً ائمه فاضل و عادل و درستکار شیعه و صلحای حکیم و پرهیزکار نماد عمل اسلامی اند . به نظر ما اسلام راه زور برای گسترش ندارد و آنچه تحت عنوان یا پذیرش اسلام یا جزیه یا جنگ شنیده می شود به این معناست که اسلام بخش عظیمش درستی و حقانیت مسلم و قابل فهم عقلایی است و نادیده گرفتن آن چیزی جز ستم و نادرستی نیست و بخش قلیلش چون عبادیات شاید به لحاظ علت قابل فهم بشر نباشد . اگر اسلام اجبار دارد ، اجبار بر ترک نادرستی های مسلم عقلایی دارد و بس . متأسفانه تفسیر بد دین آن هم از طرف کسانی که خود در آزمون خلوص و تقوا رد شده اند و هوس قدرت که بی تردید از اباطیل بوده و منبع انواع نادرستی ها و کژی هاست دل آنها را ربود با تفسیر چنین و چنان از اسلام دست به لشکرکشی های قابل تأمل زدند و تاریخ ، حکایت اجحافات آنها که به هیچ وجه مورد پذیرش دین نیست را مسلم گونه ثبت کرده است و بعد از جنایتها و غارتها ووو ، اقدام به اسکان جمعیت در اراضی سایر ملل کردند و به از میان بردن فرهنگ و سنت ولو حقه پرداختند و بدتر اینکه بدون اینکه توجیه دینی امر را بدانند زبان عربی خود را ملاک قرار داده و زبان سایر ملل که خود دستاوردی خدایی و ارزشمند بود را به خطر نابودی سپردند و مواردی هم که منتهی به نابودی گشت . بر این مقدمه است که می گوییم در مکتب درستی با دقت حتی اعمال صدر اسلام را هم بازبررسی می کنیم و مگر امضای پیامبر یا فلان امام عادل پای اینها بوده که آن را بپذیریم . آثار این سنگ بنای کج تاریخی تا به امروز بارها و بارها فاجعه ها آفریده است . صدام مفسد به خود می بالید که سردار قادسیه است ووو چه خونها که نریخت و چه فرصتها و امکانات که از ما ایرانیان ضایع نکرد . این پلید که خود و تبار جاهلش به توسل به اسلام و پیشه کردن ناحق دین پای به سرزمین ایرانی عراق نهاده بود حال میزان دسترسی سرزمینش به خلیج فارس را کم می دانست ، از ترس غرب و انگلیس نمی توانست کویت را ملحق به خاک خود کند در حالیکه به لحاظ تاریخی و منطقی کویت  جزئی از سرزمین عراق بود که به خاطر امکان بلعیدن نفتش توسط انگلیسی ها به صورت کشوری مستقل درآمد و در پایان صدام طمع داشت تا خوزستان را بخشی از خاک خود کند تا هم سرزمینش وسیع تر شود و هم به خلیج دسترسی بیشتری داشته باشد و هم نفت داشته باشد و باز در همین جا می گویم آیا تاریخ وجود عرب در خوزستان را گزارش داده است و جز این نیست که با حمله عربی بود که اعراب به بهانه دین و یا به ظن غلط خود از دین وارد خوزستان شدند و حال امروز بستر فتنه صدام مفلوک گردید . در همین جا می گویم برادران عرب ما امروز در خوزستان گناهی ندارند و ایرانی شده اند و برایمان محترمند اما صد ظرافت که مبادا بگذارند گروههای جدایی طلبی که پشت سر آنها دولت شیطانی انگلیس است در خوزستان مجال یابند . عراق و کویت سرزمین ایرانی بوده که محل جذب یا به تعبیری پذیرش مهاجرت آرامی ها از سمت سوریه و اعراب از سمت جنوب بوده لکن به دلایلی که اینجا جای طرحش نیست هیچگاه این سرزمین حق اعراب نبوده است . وضع قطر و بحرین و و منطقه ساحلی عربستان در خلیج فارس و امارات و عمان شمالی در کنار دریای عمان دقیقاً به همین وضع است و اعراب ساکن اردن و نجد و حجاز و یمن و ظفار بودند و هیچگاه از صحرای سوزان واسط و میانه به طرف خلیج فارس نیامدند مگر در هنگام اسلام . سوریه و لبنان هم منطقه ای سامی اما سریانی است و باز غیرعربی و عربیت آن از زمان اسلام است . تا الان نیز زبان سریانی در این محدوده جاری است . البته منطقه کردی سوریه و منطقه میتانی ( شمالی ) آن هم حتی غیر سریانی بلکه ایرانی است . پس منطق درستی حکم می کند که برخورد ما با منطقه سوریه و لبنان باید به عنوان برخورد سریانی غیرعربی باشد و اصولاً ایران باید به دنبال انهدام اتحادیه عرب باشد و کشورهای این مناطق را از این اتحادیه انگلیسی اخراج کند و دست دول عربی مرتجع جاهلی عربستان و قطر و مانند آن از این مناطق کوتاه کند . همچنین ایران باید اعراب را از عراق دور نگه دارد و خلیج فارس را از نفوذ عربستان تخلیه کند و سیاست تجزیه عربستان و جدایی الاحساء و الشرقیه و الغریق را پیش کشد تا عربستان به نجد و حجاز واقعی برگردد . باید گفت عمل به غیر از این هنری نیست جز اینکه ما به طراحی ها و ترسیمات و کشورسازیهای انگلیسیها تن داده ایم و اگر بد عمل کنیم کارمان به جایی می کشد که باید از خاندان اسد که بعثی و لائیک و ناسیونالیست و پان عربیست باطلند باید دفاع کنیم . گرچه جبهه مقابل وی باطل است و نادرست و دفاع امروز ما به ناچار لازم و صحیح لکن ما باید خیلی قدیم تر با بینش درست انقلابی معماری درست خود را در مورد منطقه اعمال می کردیم نه اینکه در پاردایم نادرست کشورسازیهای غربیها و نظام بین الملل سلطه پایه و ملاحظه کاریهایی که منتهی به نقص اصول انقلابی و درست می گردد ، عمل کنیم . همین امروز هم نباید به اعراب مجال داد و الا فردا دیر است و باید دانست که دولتهای عربی همسایه ما بدتر از ابوسفیان و معاویه و یزیدند و بدتر از آنچه که جمهوری اسلامی صهیونیزم می خواند است لذا جای تعجب است که ما سیاست مدارا و ملاحظه با کسانی درپیش گرفته ایم که چون عقرب و مار در گزیدن درنگ ندارند . اینها با سلفیت ابزاری خود صدها فاجعه علیه زنان و کودکان کرده و اسلام را به استهجان کشیده اند و ما فکر فرستادن حاجی به عربستانیم . جمهوری اسلامی جاذبه و دافعه ندارد و جلوی این اعراب شقی را باید می گرفت و گرنه شجاعتر می شوند . منطق درست تشکیل عربستان فقط در اردن و نجد و حجاز و یمن و ظفار است و نفی عربیت و عربیت زدایی از سوریه و لبنان و منطقه خلیج فارس و دریای عمان است . منطق درست پایان دادن به اتحادیه جنایتکار عرب است و منطق درست پایان دادن به عربیت در شمال آفریقا و آفریقایی سازی این منطقه است حتی باید صحرای سینا را از مصر جدا کرد و دست مداخله این کشور بی خود که ادعای سروری عرب را دارد از آسیا کوتاه نمود و باید دانست تا وضع چنین است که یک دولت عربی به عنوان عربیت به دنبال ارتباط با این مناطق باشد بنا به طبع جاهلی و نادرست ایران ستیزیش با توسل به ابن تیمیت گری و سلفیت سفیانی ، شیعه ستیز و در کل اسلام ستیز و ایران ستیز خواهد بود و جز راه حل فوق راهی نیست که به خونریزی پایان دهد و وضع همیشه چنین خواهد بود . آنچه که در منطقه رخ می دهد تنها بازی غرب نیست فروریختن دیوارهایی است که در تاریخ به نادرست بنیاد شده و ظهور آثار همراه با تضاد آن است و همین جا باید به جمهوری اسلامی اکیداً گوشزد کنیم که دولت ملاحظه کار و بی تحرک و بی اثر نه تنها یک دولت اسلامی نیست بلکه خواسته و ناخواسته بستر و پل افساد و فساد و تباهی است . آری اگر ما از سال 57 به این سو کنشگر بودیم امروز در محاصره کنشگران همیشه بیدار غرب قرار نمی گرفتیم . غرب همیشه یک گام از ما جلوتر بوده او همیشه کنشگر و ما بعد از وی گاه واکنشگر بوده ایم و او بازیگر و تعیین کننده و ما کسانی هستیم که خود را با شرایط محیطی که غرب ترسیمش کرده منطبق می کنیم و البته در این بین آنچه اهمیت دارد تخریب بنیادهای غلطی است که از تاریخ به جا مانده است و چه زیبا و البته به حق است سوریه و لبنان اسلامی عقلانی و معتدل نه عربیتی که امروز چون می بیند سوریه عربی سخن می کند آمده است تا امارت مثلاً اسلامی برپا کند . در پایان باید گفت رسالت انقلابی جمهوری اسلامی است که با تحلیلی بر وقایع تاریخ اسلام تکلیف خود را با کجی های تاریخی و آثار و ابنیه به جا مانده از آن معین کند . دستگاه مدیریت و سیاست جمهوری اسلامی نمی تواند جای انترکهای پرورش یافته در مکتب علمی لیبرال یا بی عرضه هایی باشد که از دین چهار رکعت نماز آن هم با توقع مزد و همراه با تظاهر دارند و هیچ بینش و اطلاعات تاریخی یا تحلیلی ندارند . اگر دین پالایش نشود با اقداماتی که امروز دولتهای منطقه و جریانها و گروهها می کنند و در مهاجمه با مدرنیسم بی تردید خواهد مرد و آنچه امروز برقرار است دردی را درمان نمی کند .