نظر پروفسور برتلس روسی درباره ترجمه‌های وحید دستگردی
پوشکینی در لباس پارسی
 
يکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۱۵
پوشکینی در لباس پارسی
 

ايراس: سالیان دراز است که مترجمین اروپايی سعی کرده و می‌کنند که آثار شعرای بزرگ‏ ایران مثل سعدی، حافظ، خیام و دیگران را به زبان‌های خود ترجمه کنند ولی باید گفت‏ که من تاکنون یک ترجمه هم ندیده‏ام که زیبايی اصل ولو به درجه کمی در آن منعکس شده باشد. ایران‏شناسان این قضیه را تصدیق کرده و تصور می‏کنند که علت این قضیه تفاوت‏ عمیقی است که در قسمت شکل و قواعد شعر موجود است و لذا ابدا ممکن نیست که اشعار پارسی را به همان شکلی که مخصوص زبان پارسی است به زبان دیگر عینا نقل نمود.

بنا بر اين باید این طور نتیجه بگیریم که ترجمه بالعکس و به خصوص ترجمه اشعار اروپايی به پارسی نیز باید از دايره امکان خارج باشد. ولی ترجمه‏هايی که آقای وحید دستگردی از آثار پوشکین انجام داده‌اند، موجب گردید که‏ من این عقیده خود را به کلی تغییر دهم. اولین بار که شنیدم بعضی از آثار پوشکین‏ به زبان پارسی ترجمه شده من که اشکال بزرگ ترجمه اشعار روسی و به خصوص پوشکین را به زبان‏ پارسی در نظر داشتم، منتظر بودم که یک ترجمه تقریبی و دور از اصلی مشاهده کنم ولی‏ چقدر متعجب شدم وقتی دیدم اشعار عالی پارسی که به دستم رسیده حقیقتا شعر پوشکین‏ است و یا پوشکینی در لباس پارسی که فوق‌العاده بر اندام او برازنده می‌باشد.

مترجم شکل اوليه شعر را رعایت نکرده، بلکه اشعار پوشکین را به قالب مخصوص اشعار کلاسیک پارسی درآورده و همین نکته پوشکین را به خواننده ایرانی نزدیک ساخته ولی در عین حال هیچ‌گونه تأثیر بد در صحت نقل و ترجمه ايجاد نكرده است. لازمه‌ي شعر، مترجم را بر آن داشته که در برخی جاها بعضی مضامين و مصرع‌ها را اضافه‏ نمايد، مثل: در کدامین باغ بودت شاخسار (در قطعه‌ي گل) و غیره. البته مترجم ناگزیر از این کار بوده ولی به قدری این کار را با مهارت و استادی انجام داده که مصرع‌های اضافی‏ یک چیز خارجی به نظر نمی‌رسد. 

مترجم پوشکین بهتر از همه از عهده ترجمه(آلق غیب‏دان) بر آمده و این ترجمه‏ حقیقتا شاهکار بزرگی است وقتی که انسان ترجمه(آلق غیب‏دان) را می‌خواند بی‏اختیار تمام زیبايی‌های شعر روسی و همه قدرت‌های حماسه شاهنامه را درک می‌کند.

به هر حال سخن از مرحوم وحید بود و مطلب به درازا کشید از سال‌های ۱۳۱۵ به بعد هر وقت به تهران می‏آمدم وقت را غنیمت شمرده و به خدمت مرحوم استاد می‌رسیدم او از وضع و تصویب بعضی لغات فرهنگستان خیلی ناراحت بود و نسبت به لغت‏سازان و نابخردان‏ که بعضی از روی جهل و نادانی در مقام انهدام کاخ رفیع دانش و ادبیات برآمده و با وضع کلمات ناهنجار و دور از ذهن و یا مضحک خود در صدد از بین بردن زبان شیرین‏ پارسی بودند سخت رنج می‌برد و در هر شرایط و زمانی بود با قلم توانای خود در مقام‏ دفاع از آن برمی‌خواست و شاهد بر این مدعا مقالاتی است که در مجله ارمغان به چشم می‌خورد. چون مرحوم وحید به آنچه می‌گفت و می‌نوشت معتقد و دارای حسن نیت بود، از این جهت‏ چراغ علم و دانش و فضیلت بحمدالله در خاندان وحید هیچ‌گاه خاموش نگردید و علاوه‏ بر انیکه مجله ارمغان به کوشش آقای وحیدزاده(نسیم) فرزند مرحوم وحید کماکان انتشار می‌یابد، از سال ۱۳۴۲ تا به حال دانشمند محترم جناب آقای وحیدنیا با سعی و کوشش‏ خستگی‏ناپذیر خود به انتشار مجله‏ای به نام وحید و مجله‏ای به نام خاطرات وحید همت گماشت و به این مشعل فروزان علم و دانش رونق و جلاي بیشتری داد و خدمات شایانی به فرهنگ و ادبیات پارسی و مخصوصا تاریخ معاصر ایران نمود و گوشه‏هايی از تاریخ مشروطیت که‏ خالی از ابهام بود با اسناد و مدارک تاریخی غیر قابل انکار روشن و واضح نمود که بدیهی‏ است مورد استفاده پژوهندگان تاریخ واقع خواهد گردید. توفیق مشار الیه را در این راه از خداوند متعال مسالت دارد.

منبع: noormags

گرفته توسط م .و از سایت ایراس :www.iras.ir