حسن موضع آیت الله مکارم شیرازی در خصوص محدودیت مسلمانان سین کیانگ

حضرت آیت الله مکارم شیرازی ، مرجع بزرگوار شیعی ، چندی پیش محدودیتهای اعمالی دولت چین بر  مسلمانان منطقه سین کیانگ در خصوص روزه داری و عبادیات ماه مبارک رمضان را مورد اعتراض قرار داد . بی تردید دولت چین اشغالگر سرزمین سین کیانگ است و البته این تنها اشغال و سلطه چینی ها نیست .

چین در منطقه جنوبی در نزدیکی ویتنام ، اشغالگر سرزمین است و بر مردم و سرزمین غیر چینی حکومت می کند . و جالب است بدانیم چینی ها صدها سال اشغالگر ویتنام بودند .

چین به موازات برمه ( میانمار ) اشغالگر سرزمین تبتی هاست ؛ گویا که برمه ای ها و تبتی ها از اقوام خویشاوند و مرکز استقرارشان معلوم است ؛ یعنی برمه ای ها در برمه و تبتی ها در استانهای یوننان و سیچوان موطن دارند که حال حاضر در اشغال چینی هاست . گرچه تبتی ها در ناحیه تبت هم ، با جمعیت بسیار کم در این سرزمین بزرگ ساکنند لکن ناحیه تبت ریزشگاه و مقصد و پایانه قوم تبتی بوده و سرزمین واقعی همان استانهای فوق الذکر بوده است لذا قضیه فلات تبت با وسعت عظیم خود و با جمعیت بسیار اندک مزبور به لحاظ منطق درستی این تردید را درست کرده که جایگاه واقعی قوم تبت کجاست و چقدر سرزمین در استحقاق منصفانه ایشان است ؟ آیا با اختصاص استانهای فوق به تبتی و آن هم در جوار برمه ای های خویشاوند باز باید تبت را به تبتی ها داد ؟ سکونت مدید تبتی ها  در فلات تبت ملاک استحقاق نیست . نمی شود پذیرفت که سرزمینهایی پر جمعیت و فقیر داشته باشیم و سرزمینی نسبتاً خالی از سکنه ، هر چند تبت خشک و کم استعداد باشد اما استعدادهای سکونتی و اقتصادی دیگری را دارد . ( شبیه این قضیه در مورد مغولستان هم مطرح است . سرزمینی به وسعت ایران اما با جمعیت حدود دو میلیون . ) . به لحاظ معیار درستی اگر بخواهیم کشوری را برای قومی تأسیس کنیم انسب این است که در کنار خویشاوندان خود باشد لذا جایگاه تبتی ها باید در کنار برمه ای ها و آن هم در استانهای سرسبز و پراستعداد مزبور باشد البته جزئیات امر موکول به بعد است ولی کلیت قضیه همین است و فلات تبت در استحقاق این قوم نیست نه اینکه اخراج گردند بلکه باید محل اسکان دیگران باشد که باز بماند .

وضع تایوان بر ما روشن نیست اما اگر تایوان محل سکونت قومی غیرچینی بوده که بعدها چینی ها در آن سکونت کرده باید از استرداد آن به چین خودداری کرد و در این وضع اقدام آمریکا در صیانت از تایوان مفید است اما اگر چنین نباشد باید به چین استرداد گردد و کشوری واحد را تشکیل دهد و جدایی توجیه درستی دارد .

چینی ها به موازات کره و فیمابین کره و مغولستان در جایی که منچوری خوانده می شود هم اشغالگر سرزمینند ؛ یعنی ، این سرزمین یا واقعاً کره ای یا تونگوزی ( نیاز به بررسی و مطالعه دارد و اختصاص این منطقه به تونگوزها ( خویشاوندان ترکها ) قابل بررسی است . ) است یا هم قومی اصیل و قدیمی دارد و ممکن است زبانشان باقی یا مرده باشد و ممکن است قابل احیاء باشد یا نباشد .

منطقه ای در شمال چین به نام مغولستان داخلی در تصرف چینی هاست که باز قطعاً در استحقاق چینی ها نیست .

خلاصه اینکه چین واقعی منطقه سبز مشرف بر دریاست که وقتی به عقبه خود وارد می شود به ارتفاعات شمالی جنوب مغولستان می رسد . این ارتفاعات مرز منطقه بسیار سبز و منطقه کمتر سبز و گاه خشک است و اگر بر نقشه دقت شود قضیه معلوم است که صفحه سبز و ساحلی چین به ارتفاعات و صفحه بلند و با هوای دیگری ختم می گردد .

چین به سبب قدرت عظیم تاریخی و جمعیتی خود پیوسته سلطه گر بوده تا اینکه به اشغال مغول درآمد آنگاه باز تمامیت ارضی و سرزمینهای الحاقی زیادی را از مغول تحویل گرفت که با اندک تغییراتی تا امروز باقی است و وضع سین کیانگ هم چنین است . دولت چین پیوسته اقدامات امنیتی و سرکوبگرایانه و رعب انگیز و ضد فرهنگی خود را در سین کیانگ داشته و سعی در تغییر بافت جمعیتی و استثمار این خطه داشته است اما چینی ها میل به سکونت در تبت و سین کیانگ دور ندارند و اینها از مناطق ساحلی دور نمی شوند .

آری ، آیت الله مکارم با اظهار موضع خود ، کار بجایی کردند زیراکه عالم مسلمان نباید فاقد بینش و ساکت باشد اینکه ایشان مطلع بر احوال بوده و ساکت نمی نشینند و در همین حد که موضعی را اعمال کردند گرچه حتی برای مقام ایشان هنوز کافی نیست ولی یک گام در راهی است که باید طی شود . متأسفانه از بزرگترین آسیبهای روحانیت اسلام اعم از شیعه و سنی بی اطلاعی و بی تفاوتی و عدم مسؤولیت و عدم اقدام و پی گیری است . چرا سایر مراجع موضع نگرفتند و یاد روزگار زهرآگین مسلمانان ساکن برمه می افتیم وقتی که به کرات دولت برمه و ملت برمه در حق آنها فاجعه آفرید چگونه ملتهای مسلمان و دولتهایشان و علما و مراجع دیرهنگام ، ناکافی و بی تفاوتانه موضع گرفتند . ( در همین جا باید بگوییم که واقعاً آنجا موطن واقعی مسلمانان نیست و مسلمانان مهاجر آنجایند ولی راه حل قضیه کشتار نیست . ) اقدام و مواضعی که رنگ عادت دارد نه دغدغه و تعقیب امر و حل اساسی قضیه . در این بین روحانی پیشتاز ، شرافتمند و غیور شیعه ، حضرت آیت الله العظمی صافی بودند که مکرر و با درد موضعگیری نمودند ، باید خاطرنشان کنیم که ایشان در تعقیب این امور همیشه اول بودند . در اینجا قاطعانه اعلام می کنیم که باید مشکل رکود و بی اثری حوزه های علمیه و روحانیت و کسانی که ادعای نیابت و پاسداری از دین رسول الله دارند و خود را محمدی ، علوی و حسینی و مهدوی می دانند ، باید حل گردد و تحمل وضع موجود نهاد دین و سازمان دینداران و عملکرد آنها را نداریم .

مضافاً موضع آیت الله مکارم ارزش وحدت گرایانه دارد . آیت الله کاری نداشتند که اهل سین کیانگ شیعه اند یا سنی و درست هم همین است ، ما یک حقیقت بیشتر نداریم و آن اسلام و مسلمانی است و اینکه برای این مرجع دینی تفاوتی بین شیعه و سنی نیست ، جای تقدیر دارد لذا اینچنین باید گفت روحانی رسالت روحانیت دارد و تفکیکی در دین نیست . محوریت قرار دادن تشیع و تسنن ، به رسمیت شناختن اختلاف و اصل جدلیت است که با روح و هدف اسلام تنافی دارد . آنچه باید محور باشد اصالت درستی یا همان حقانیت است . در پایان این سخن آروزی اصلاح وضع موجود و مهندسی جدید سازمان دین و دینداران و روش و عملکردها را داریم و در این خصوص هر کسی رسالت ارائه طرح و تعقیب امر را دارد .

نویسنده : م . ش.