چندی پیش ، در همین ماه رمضان ، برخی کسان که اقدام به امر به معروف و نهی از منکر کرده بودند مورد تعرض مخاطب قرار گرفته اند . در این بین حکایت خانمی بود که ظاهراً شب در راه برگشت از مسجد و در حالی که بافرزند کوچک خود بوده اقدام به نهی منکر از دو خانم با پوشش نامناسب کرده که منتهی به ضرب و شتم ناهی می شود .

برخی رجال و گروههای سیاسی و جریانات واکنش نشان داده ، فرمانده بسیج و رئیس قوه قضائیه و ... و به نوعی قدرت حاکمیت جمهوری اسلامی در حمایت از این خانم اعلام آمادگی کرد . پلیس نیز به موقع اقدام به دستگیری و رسیدگی کرده و همینطور دادسرا و کاستی در این مورد نیست .

رجال دینی ما هم اعلام موضع نمودند که از جمله آیت الله مکارم شیرازی بود که فرمودند : «  ...یکی از مهم‌ترین شرایط استجابت دعا زنده شدن فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر است، نباید بی‌تفاوت از کنار صحنه‌های منکرات رد شد چرا که دعا در این شرایط مستجاب نمی‌شود . ... .و  ... متأسفانه در سال‌های اخیر از سوی برخی مسئولان فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر مورد بی‌مهری قرار گرفت و گفتند ما از گشت ارشاد بدمان می‌آید . » . وی اضافه کرد : « ... کار به جایی رسیده است کسی که امر به معروف و نهی از منکر کرده از سوی اوباش کتک خورده است . ... » . استاد حوزه علمیه قم با اشاره به اینکه در جمهوری اسلامی اقامه صلاة، اقامه زکات و امر به معروف و نهی از منکر مهم بوده و مورد توجه جدی قرار می‌گیرد تصریح کرد :  « باید همه به سهم خود تلاش لازم را داشته باشیم و فریضه الهی امر به معروف و نهی از منکر را زنده کرده تا دعاهایمان مستجاب شود . » .

اما بررسی و نقد اینکه :

- حتی برخی مذهبیون و معتقدین هم اینگونه حمایت عظیم دولتی را مطلوب نمی دانند . تردیدی در کلیت صحت امر و نهی نیست ، امر و نهی نوعی باور به زندگی اجتماعی و امکان تصحیح جامعه است اما بحث فکری و حقوقی زیادی دارد مثلاً بحث منکر و حق بر خطا بودن ، اما واقع اینکه ما امروز با دو جریان اجتماعی روبروییم ؛ یکی جریان مذهبی و دینی و دیگری جریان غربی . هجوم حمایتی نوعی انحصارگرایی و تمامیت خواهی است . هر دوی این جریان منطق و گفتمان خاص خود را دارد و حتی اگر اصل گفتمان طرف مقابل را نپذیریم باز باید به آن نگاه بایکوت نداشته باشیم . به هر حال بخشی از جامعه که کم هم نیستند به این جریان غربی گرایش دارند و بهتر است ما زبان گفتگو و نقد یکدیگر و کوشش جهت یافتن حقیقت و درستی را در پیش بگیریم والا همانگونه که ما جریان مقابل را بایکوت گفتمانی می کنیم او نیز فاشیستی عمل خواهد کرد . لازم هم نیست بترسیم ، هر که می خواهد به دین نقد و ایراد کند ، اسلام ایمان و امن و آرامش و آسایش است اگر در راه حقانیت دین کشته هم بشوی ، این کشته شدن ترس و لرز ندارد اما اگر می ترسیم لابد جایی کارمان ناقص بوده و می لنگد . حال از جامعه هم ترس نداریم اگر داریم لابد به خاطر این است که بد اداره کردیم و حال گرفتار تبعات این فرصت سوزی هستیم .

- اگر از من بپرسند قاطعانه جواب می دهم اگر کسی امر به معروف کند و نهی از منکر ، به احتمال 80% کتک می خورد و به احتمال 99% حتی اگر مخاطب تبعیت کند ، قلباً حرف ما را باور ندارد . چرا چنین شده ؟ برای اینکه کشور را بد اداره کرده ایم . برای اینکه ضعف فکری و تئوریک داریم . برای اینکه سوء عمل داشته ایم . برای اینکه الگوی اجتماعی نداشته ایم ؛ ما می بایست اسلام را اجتماعی می کردیم ؛ اسلام اولیه که مقبول فرد است یک ذره کوچک مبهم است و دین باید تعمیق یابد . اسلام را با شمشیر به آسیای میانه می بردیم ، تعمیق نمی شد و از دل همان منطقه خونخواران و یورشگران می آمدند و مردم را قتل عام می کردند و از سرها مناره می ساختند و شخص قرآن را هم حافظ بود و از آخر به اول می خواند . ( تیمور لنگ ) و از این موارد که بسیار است لابد شنیده اید که خوارج ضعف فهم دینی داشتند ووو . 1400 سال است که ضعفهایی برای امر دین وجود دارد که برطرف نشده ، مفهوم کردن دین ، آموزاندن دین ، باوراندن دین ، شناخت حقایق دین و جاانداختن آن برای مخاطب و ساخت الگوی اجتماعی دین و بردن دین به اعماق ذهن جوانان و مردم . سی و پنج سال هم است که حکومت می کنیم و هیچ برنامه ای نداریم . مردم فکر می کنند که اسیرشان کرده ایم و اسلام را در ما نمی بینند و واضح است که وقتی کسی دیگری را امر و نهی می کند ، مخاطب با چه دیدی وی را نگاه می کند . به این دید که سطح فکر و فهم این شخص پایین است و الکی خوش است و توهم دارد . الگوی اجتماعی امروز چنین است که فرهنگ سنتی و فرهنگ دینی کنار رانده می شود ، الگوی امروز الگوی مدرن است ، غربی است ، تجربی است ، هیجانی و خودسرانه و آزاد و بی قید و بند است . کامگراست ، بشرپایه است و بدون تفکر و تعمق . اصولاً در جوانان تعمق زشت است وووو .

- ما الگوی اجتماعی نساختیم و مستقر نکردیم چه توقعی داریم . این خانم رعایت حجاب کند یک میلیون دیگر متمرد داریم . این منکر برود یک میلیون منکر از همین نوع وجود دارد . اگر فکر می کنید امر و نهی توی خیابان جامعه را درست می کند سخت در اشتباهید و اصولاً سطح فکری شما در حدی نیست که با شما بحث کرد . آقا مشکل در مدیریت اجتماعی و فرهنگی است . مشکل در فکر و تئوری است . مشکل در برنامه و اجراست . مشکل در خود ماست . شما اینها را نمی بینید و می خواهید بروید گردن این خانم که کتک کاری کرده را بزنید . قانون و پلیس و دادگاه تا حدی برش دارد و در تمام موارد وارد نمی شود . اصولاً چیزی قانون می شود و پلیس و دادگاه از آن حمایت می کند که مطلوب مردم باشد اما در نگاه اسلامی و درستی خیر چیزی باید قانون شود و حمایت گردد که اسلام می گوید یا درست باشد ، اما خوب می دانیم که تا مسلمانی نباشد تحققی برای اسلام قابل تصور نیست . پیامبر هم خودش را می کشت تا یکی را مسلمان کند و اگر مردم کنار رفتند علی هم کنار رفت . عثمانها هم رفتند و جای خود را به سفیانی ها و عثمانی ها دادند . پس مردم مهمند نه در حقیقت بخشی به یک امر بلکه در تحقق و اجرای حقیقت لذا اگر می خواهید چنین شود باید مردم را توجیه کنید . من اسلامگرایی که حدود سی وزارتخانه در دست دارم و مجلس و قوه قضائیه دارم و همه قدرت را دارم طوری که پیامبر هم اینقدر نداشت ، علی هم نداشت و باور کنید خلفای راشدین هیچکدام قدرت ما را نداشتند چرا از این همه امکانات برای توسعه و رشد دین و علمی و عقلایی کردن دین و الگو سازی و مانند اینها استفاده نکردیم و القصه چرا فرهنگ و جامعه را چنین اداره نمودیم .

- تلخی ما از این است که واقعیات را می بینند و نمی فهمند و هزار گلایه و هزار فریاد که مراجع ما هم که قرار است محل رجوع ما باشند و حدیث و روایت کلام الله کنند ، سراغ یک درگیری امر و نهی می روند و واقعاً نمی دانند که نقص به کجای کار وارد می شود و اگر هم می گویند عمیقاً درک نکرده اند . من همه کسر و کمبودهای حوزه و طلاب را می دانم و تصدیق می کنم اما فکر نمی کنید با این فقه و اصول و کلام و تفسیر راه به جایی نمی بریم و فکر نمی کنید که شاید اینها جوابگو نباشد . مرجع بزرگوار گیرم که از اصول شما تا اصول کفایه و رسائل و از فقه شما تافقه مکاسب و لمعه و شرح لمعه تفاوتی هم باشد تأثیری روی جامعه گذاشته است یا خیر!!!؟ من چگونه به کسی که باور به حجاب ندارد و فکر و توجیهی برای حجاب به او نداده ام ، نهی از بدحجابی کنم . با گشت ارشاد و ماهواره جمع کردن و اینها درست می شود .

وقتی می گوییم جامعه شناسی و فرهنگ شناسی و چه می دونم علوم انسانی و اجتماعی به کار می آید ، می گویید قلع و قمع کنید این علوم اسلامی نیست غربی است . بله ایراداتی دارد ولی اینها علوم مفیده است . وقتی خود را بی نیاز از فلسفه می دانیم نمی دانیم که چه چیزی را از دست می دهیم .می گوییم محتویات دروس اصول و فقه و کلام و تفسیر و علوم اسلامی را باز مرتب کنید و تغییر دهید و به سبک جدید کنید و نظام آموزشی را دگرگون کنید کسی شنوا نیست گویا اعتقادی به این حرفها وجود ندارد .

- در دانشگاه امام صادق ( ع) شخص شخیص آیت الله علم الهدی که هیچ رضایتی از ایشان نداریم معاون آموزشی بود و با هر گونه نوگرایی و حرفهایی از این دست مخالف بود . آیت الله مهدوی کنی که البته پدر ما تلقی می شود ، وقتی که سخن از نظریه سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و عدالت اسلامی می کردیم می گفتند امام برای این حرفها انقلاب نکرد امام دید در کشور منهیات است می خواست مردم زندگی کنند و منهیات نباشد و منبر و مسجدها هم برقرار باشد و نیازی به این حرفها نیست . به آیت الله باقری کنی برادر آیت الله مهدوی کنی که واقعاً بزرگوار است و از علمای اعظم و شاید بزرگ علمای تهران باشد می گفتیم امام گفته مقتضیات زمان و مکان برای فقه مهم است . می گفتند مقتضیاتی در کار نیست جامعه همان جامعه پیامبر است و حکم هم همان است چیزی تغییر نمی کند . آیت الله مهدوی می فرمود عرفان و اسلام و اینها همین احکامی است که در رساله فقها نوشته عمل بکنید می روید بهشت و دنبال افکار و سلوک عجیب و غریب نروید و منظورشان در کل این بود که نه علم نه فلسفه و نه صوفیت و عرفانهای اشخاصی غیر از فقها و نه کلام هیچ به کار نمی آید و اسلام همان احکام فقهی کتب فقهی است و ما بانی اسلام و مرجع و حال تصور کنید همین نگرش تبدیل به نگرش اداره کشور شده است . این همان نگرشی است که مهندس مکانیک را وزیر فرهنگ می کند و دوران هاشمی را دیدیم که چه شد . متأسفانه شما اگر حرف بزنید محکومید و می گویند بدعت می گویید و دین را استحاله می کنی و روشنفکری دینی یا توسعه علمی دین نداریم و اسلام یعنی منبر و مسجد و احکام فقهی در رساله ها و روحانیت بانی اسلام است و چیزی به نام نظریه و تئوری و امثال اینها هم معنی ندارد . اینها از زمان طالقانی باب شد که آروم آروم دین را نواجتماعی کرد کار ملی مذهبی بود . شریعتی هم مدل کارش مردود است . مطهری هم با تردید و اما و اگر . بهشتی هم اروپایی زده است و پس چی می مونه . دو ضرب در دو مساوی است با چهار پس اگر در حوزه اندیشه و علم و فلسفه و فرهنگ و اجتماع حرفی برای گفتن نداری و خلاصه اگر کار فرهنگی نکنی ذوق و سلیقه مردمت عوض می شود و سپس ذوق سیاسیش عوض می شود و رأی به تو و امثال تو نمی دهد ، آزاد بگذار ببینیم به کی و به چه رأی می دهند . القصه یا نگوییم اسلام سیاسی یا اگر گفتیم با کهنه بینی و نگرشهای ساده لوحانه اینچنینی راهی جز شکست در انتظارمان نیست . نویسنده ح . ک .