کانون ایدئولوگها و تئوریسینهای تمدن ایران ، به عنوان کانونی وابسته به تشکیلات ساکودا راه اندازی می گردد و قرار است برای آن اساسنامه مهیا شود اما تا آن زمان ، مطالب و نوشته ها ارائه خواهد گردید و این بخش از تشکیلات پذیرای سخن موافقان و مخالفان است .

ضرورت تشکیل این کانون ضرورت نان شب است باید نان نخوریم تکلیف فرهنگ ایران را مشخص کنیم و سپس زنده باشیم و زندگی کنیم . تاریخ ایران سه روز است ، روزی قبل از اسلام و روزی که اسلام آمد و الان که روز سوم است و همیشه سردرگم بودیم . هیچگاه به درست ملتمان را تعریف نکردیم ، سرزمینمان را مشخص ننمودیم و فرهنگ و حکومتمان را ترسیم نکردیم . به عهد باستان از داردیها و هندیها جدا افتادیم با ارمنها گاه بودیم و گاه نبودیم ، هیتی ها و لیدیه ای ها و فریژیها و مانند آن هر کدام مسیری جدا داشت . سکاها دائم در تحرک بودند از ینی سئی و پازیریک تا دانوب و آناتولی . پارسها و پارتها با هم جنگیدند و روزی شاهی هخامنشی روزی اشکانی روزی ساسانی ، یک روز با دین و انحصارات دینی رسمی و روزی با چند گانگی ( پلورالیسم ) دینی ، و وقتی که گفتند اسلام نه به دست محمد ( ص ) و نه نائبین درست خود بلکه به دست اشخاصی که تا امروز بر سر حقانیت این یا آنشان درگیریم و حل نکردیم به ایران آمد ایران بزرگ فروریخت و 1400 سال گذشت و هیچگاه هیچکس نپرسید که آیا این روش ورود اسلام به ایران درست بود و کس و کسانی که مدعی خلافت بودند اعتبار درستین را دارا بودند یا خیر و گاه هم جویا نشدیم که اسلام در مورد ملیتها چه نظری دارد آیا ملیت را به رسمیت می شناسد ، زبان را ، فرهنگ را ، هویت تمدنی را ، استقلال ملی را ، استحقاقات ارضی را به رسمیت می شناسد یا خیر . تازه در همین سی و اندی سال جمهوری اسلامی احدی درست و کامل این قضیه را حل ننموده و در ابهامات هرکسی افاضه می کند . هر کسی بر مبنایی حل نشده عمل می کند . اسلام آمد حقوق ملی ما از ملیت تا سرزمین تا حاکمیت تا فرهنگ لگدمال شد . روی مبنای دین عرب شاهی اموی و عباسی را بنا نمود و همیشه نبرد زندیق و مسلم و شیعه و سنی و سوء استفاده دیگران و اربابان و سلاطین . و نبود دولت مرکزی قدرتمند و اینکه ایران تاختگاه اقوام شمال شد اما اگر نبود بن مایه سنگین فرهنگ ، از ایران و ایرانی چیزی نمی ماند . در پس اسلام یکی بانی تسنن دوآتشه می شود و دیگری صفوی شیعی دو آتشه و روزگاران گذشت با بی نظمی و هرج و مرج و ظلمها و ستمها . پاره پاره ایران روز در پی روز صحنه نبرد شاهان کوچک و کوچکتر بود و مردم و فرهنگ و ایران مظلوم این نادرست تاریخ بود . به عهد مدرن و معاصر آمدیم کم مانده بود که انترکهای اروپایی در امورمان مداخله کنند و چه نکبتها که گذشت و در این مهلکه ها باز ملت ، اول پاسدار سرزمین و فرهنگ و نام ایران بود . نوبت به پهلوی رسید وابستگی شدید به غرب و غربزدگی تمدنی و فرهنگی و عجیب کوبیدن بر طبل هویت و تمدن ایران و نازیدن به تمدن باستان ، یکی نبود بگوید تو که از باستان می گویی چگونه در برابر انگلیس کوتوله که نامی در تاریخ نداشت و در برابر فرانسویان بی مقدار و روسهای بی ارزش و آمریکائیهای دویست ساله زانو زده ای و خودباخته تمدن غربی شده ای ، ایستادن در برابر اسلام راستین و اینگونه شد که او نیز با تاریخ خداحافظی زد و در پس آن جمهوری اسلامی سرکشید با تفسیر شیعی از اسلام و قرائت روحانیون از دین پیامبر . اما صداقت کلام ؛ ترسمان از این است که ایران تجزیه شود . وحشتمان از این است که میانه مردم و دولت به هم بخورد . وضع دائماً خراب معیشت مردم ، استفاده ابزاری فرصت طلبان و محافظه کاران از دین و عدم تعامل درست با مقوله آزادی و مردم سالاری ، تفسیر نامناسب از دین و عدم اشراف و تسلط به مشکلات نظری و عملی از یک طرف ، زدگی مردم از دین و تمایل واکنشی به فرهنگ غربی ، خلأ کارهای هویت سازانه و فرهنگی ، شعار قومیت گرایی از طرف دیگر و دخالت اجانب در جای جای این موارد و بدخواهی در قبال ایرانیان ما را همه و همه به این واداشته که دنبال رنسانسی ایرانی بگردیم یک نوزایی خردمندانه و تجربه محور و عمیق با نگرشی هزاران ساله . می خواهیم جایگاه دین را جایگاه سنت را و جایگاه واردات فرهنگی غربی را مشخص کنیم و در اینجا ما به تئوری پردازی در باب فرهنگ ایرانی خواهیم پرداخت و بد دریافت نشود که ما ضد دین نیستیم و ناسیونالیست مدل پهلوی نبوده و نخواهیم بود بلکه هر چه که درست است بدان پایبندیم . یکبار دیگر باید به هدف تمدن ایرانی و اصول تمدنی ایرانی و ویژگیهای آن و مانند آن و به راههای تأسیس و توسعه آن خواهیم پرداخت . گرفتن خوبی ها و قوتها از گذشته ، اخراج بدی ها و نادرستها ، تفسیر درست از دین و تعامل صحیح با تمدن غربی . چه بسا چیزی را بنیاد کنیم که سابقه هزاران ساله ایران آن را فاقد است و چه بسا کهنه هزاران ساله را احیاء کنیم و چه بسا پالایشی بزرگ کنیم و چه بسا وام بزرگ فرهنگی بگیریم . هر چه باشد این یک حرکت عظیم و غیر قابل توقف است و دست همه مشتاقان و پاسداران ایران زمین را می فشریم و منتظر عقایدتان هستیم .ضمن اذعان واضح به این حقیقت که نگارنده این متن با تدوین این نبشته ضدیتی با نظام جمهوری اسلامی نداشته و معتقد جنس انقلاب اسلامی جنسی بومی و پاد بیگانه بوده گرچه هر حرکت سیاسی نقص و کمالش بسته به اندیشه و بینش مبنائیش دارد و هیچ حرکتی کامل نبوده است و من خود که بسیار برای این نظام حداقل کوشش فکری کرده ام . نویسنده : م . ش .