شورای آزاد ایران ، جامع ترین قالب نقد و نظارت بر حاکمیت ، شاهکار ایرانی .
شورای آزاد ایران ، جامع ترین قالب نقد و نظارت بر حاکمیت ، شاهکار ایرانی .
نقد ، اعتراض ، نظارت ، طرح و اصلاح در قبال نهادهای حاکمیتی امری لازم و بدیهی است . بر همه واضح و آشکار است که اگر اهالی قدرت که حتی در فرضی که صلاحیت و شایستگی آنها توسط نهاد مربوطه به درستی هم احراز گردد و در روندی مردمسالارانه حسب انتخاب به قدرت برسند ، به آسانی از مردم وداع کرده و حرفها و سخنان هنگام کسب رأی را فراموش نموده ، به دنبال اعمال اختیار خود آنچنان که سلیقه و دلبخواهشان باشد هستند . رفتارشناسی و علوم ارتباطات به راحتی به ما اثبات می کنند که خیلی از این اشخاص و گروههای سیاسی باوری به حرفها و شعارها ندارند و با استقرار بر اریکه قدرت مردم فراموشی را پیشه می کنند . مردم به آسانی بازیچه قرار می گیرند و حتی این کار را نه یک سال و دو سال بلکه دهها سال می توان مدیریت نمود . رسانه ها نقش مهمی در ارسال اطلاعات به مردم و دادن بینش به آنها دارند اما این کافی نیست چونکه به وضوح اثبات شده که در بسیاری از ممالک رسانه ها نیز به تملک اهالی قدرت درآمده و یا حتی تبدیل به معامله گران و کاسبان مستقل قدرت و ثروت می شوند . وضع به حدی خراب است که باید گفت ما با دیکتاتوری های جدیدی روبرو هستیم ؛ دیکتاتوری احزاب و گروهها و جریانهای سیاسی که همان عواقب بد دیکتاتوری شبیه و حتی بدتر و شدیدتر نظام شاهی را دارد . ما با دیکتاتوری ایدئولوژیهای خاص روبروییم فقط برای فهم قضیه مثال می زنم که حتی لیبرالیسم هم فاشیستی و انحصارگرایانه برخورد کرده تا چه رسد به بقیه ایدئولوژی ها ، نگاهی به ممالک جهان سوم و حتی کشوری چون مصر امروز یا سوریه امروز یا رفتار بین المللی ابرقدرتهای مدعی دموکراسی و آزادی مثبت ادعای ماست . دیکتاتوری خانوادگی و الیگارشی قدرت و ثروت که متأسفانه رمق را از جمهوری اسلامی گرفته و این زالو دیگر خونی برای اسلام سیاسی به جا نگذاشته است و این اصلی ترین دشمن جمهوری اسلامی است و دیکتاتوری رسانه ها نیز از مصادیق استبداد است . زمانی که امید داشتیم بشریت با رسانه به آگاهی برسد و آن را مقدمه آزادی و آزادگی دانستیم با گذر زمان روشن شد که گاه گروهی از رسانه ها یا حتی جمیع رسانه ها چنان بستر دیکتاتوری را می سازند که هیچ کسی این توان را ندارد .آری ختم این فراز این است که دموکراسی و آزادی دستاورد ارزش بشری است که دین ما نیز بر آن به قید درست بودن و حقانیت صحه می گذارد اما این مولود تمدن غرب هیچگاه به بلوغ نرسید و ما نخورده دهانمان سوخت و امروز ما گستاخ و جسور ، شجاع و انقلابی قدم در طرح عقیده ای جدید فراتر از سوسیالیزم و لیبرالیسم و کاملتر از آن نهاده ایم . عقیده ای که برای جهانی شدن در حوزه دین خاصی باقی نمانده بلکه در پارادیم اندیشه استقرار دارد .
نقد اهل قدرت و مسؤولان توسط این یا آن رسانه یا فعال سیاسی یا دیگر نقادان در اینجا و آنجا بیش از آنکه کارگر باشد به نوعی به هرج و مرج شبیه است و اگر در برخی کشورهای غربی رشد و مطلوبیتی دیده می شود بیشتر ناشی از تربیت فردی و اجتماعی افراد است نه ناشی از کامل بودن نهاد نقد و اصلاح .
در هیچ یک از قوانین اساسی دنیا به ارائه قالب جامعی برای نقد قدرت و نظارت مردمی نمی رسیم جز اینکه به صورت کلی سخن از آزادی شده که لابد در بستر آن باید که نقادان و ناظران آزادانه به نقد و نظارت دولت و دولتیان بپردازند . طبیعی است که ما منکر این ارزش نیستیم ولی بهتر و درست این است که نهادی جامع و کامل بر همه ابعاد ساختاری و عملکردی و بینشی حاکمیت نظارت کرده و مکانی برای استماع نقدها و اعتراضات و شکایات و ارائه طرحها و نظرات و تعقیب امر و وصول پاسخ و حتی بالاتر سبب اصلاح و تغییر در راستای بهسازی و رفع اشکال باشد .
بدین ترتیب هیچ کس نمی تواند آزمون و خطا کند یا که خطا کند یا که بی تفاوت باشد یا که ناکارآمد و کم کارآمد باشد . اهل سیاست سالم مانده و رفع فساد می شود . احزاب و گروهها و جریانها همه درست عمل می کنند و کسی نمی تواند از ارزیابی های مردم فرار کند . اینکه من حقم و درست می گویم و درست مدیریت می کنم و شعار و حرف و حرف به هر حال در اینجا به دام زمان و عمل و نقد گرفتار می آید ؛ مثلاً جناحی نمی تواند بگوید من حقم و به هزار آیه و حدیت و حرف دین و درست متمسک شود و روشن باشد که دروغ بوده و عادت به ولگویی بیش نیست . به هر حال ما می گوییم حاکمیت مخلوق اندیشه درست و منتخب درست ملت است و مردم در تشکیل آن نقش اساسی دارند لکن باید بین مردم و دولت تفکیک باشد و در گام بعد نهادی به وسعت و ابعاد بخشهای مختلف حاکمیت برای ابراز نقد و اعتراض و ارائه طرح و نظر و گرفتن پاسخ و تعبیه راه حل اصلاح و رفع عیب تشکیل باشد .
ما در فکری بدیع و بی همتا تزی را ارائه نموده ایم که در هیچ قانون اساسی دنیا بدیل ندارد و نقطه اهمیت آن در جامعیت و در کارآمدی آن است . این فکری است که هم از منظر حقوق اساسی و هم از منظر ساسیت قابل طرح و بسط است و ما به دنبال توسعه نظری و تأسیس عملی نهاد آن به عنوان نهادی در ایران هستیم که به تناسب تقسیمات کشوری تشکیل می شود و هیچ شخص عضو دولت و نهادهای عمومی در آن عضو نیست و خانه ای امن و وثیق برای مردم بوده و چشمی ناظر و البته جا برای آزادی بیان و نوشتار و حضور و راهپیمایی و تظاهرات و انواع روشهای رفع مشکلات و نقصانها همه و همه به قصد ساختن آنچه درست است . حتی تشکیلات ساکودا فقط نقش بانی گری و هماهنگی دارد و همه ایرانیان عضو آنند و عضوگیری ندارد بلکه با رأی مردم افراد در ساختار آن مستقر می شوند و این طرحی است سیاسی و اجتماعی و بی نظیر که به یمن حق اسباب هزار خیر ملی خواهد بود .
پس نهاد شورای آزاد ایران با این اسم یا اسم دیگر یک نهاد آزاد ( غیر دولتی ) و مردمی است که فعلاً نه برای همیشه تشکیلات ساکودا آن را بانی گری می کند و این بانی گری فقط برای تشکیل و فعالیت درستین است و بس و متعلق به عموم ملت ایران است . عضوگیری ندارد و با رأی مردم افراد در بخشهای مختلف ساختاری آن مستقر می شوند و طبق روال خاصی تعویض می گردند . این نهاد پذیرای نقد مردم بر ارکان و قوای مملکت و افراد و اجزای آن است و اعتراضات را استماع می نماید همچنین طرحها و نظرات و سپس آن را طبق روالی خاص به نهادهای ذیربط دولتی و عمومی منعکس نموده و تعقیب کرده پاسخ مناسب را پس می آورد و اصلاح و رفع عیوب را دنبال می کند . این تشکیلات برای تأثیر از روشهای مقتضی و مناسب استفاده می کند و برای آن اساسنامه ای تعریف می گردد که کامل قضیه در آن منعکس است ولی فعلاً باید برای این امر مطلب نویسی نمود و ارائه نظر کرد تا زمان ثبت و تشکیل رسمی و ما از عموم مردم از هر فکر و گرایشی و از افراد مستعد که توانایی کار دارند می خواهیم که قدم جلو گذارند و برای تشکیل کوشش کنیم ؛ شورای آزاد ایران . نویسنده : م . ش