جنس رابطه ایرانی – اروپایی
جنس رابطه ایرانی – اروپایی
اروپا نیز چونان بقیه جای دنیا تاریخی سرشار از جنگهای سلطه طلبانه پادشاهان داشته است و سلطه و تصرف بر سرزمین و ملت دیگری چه کامل و چه جزئی به حدی شایع بوده که گویا قاعده مسلم و مرسوم بوده است . امپراتوری روم نیز نقطه عطف این نوع زندگی سیاسی است و باز تاریخ نشان داد که دین مسیحیت نیز اگر مجال یابد او نیز جنگ طلب است و جنگهای صلیبی مؤید این نظر است . کلیسا حتی شریک تلخ استعمار بوده و به ظن باطل خود دنبال اشاعه مسیحیت بوده حتی تا امروز هم اخبار مبلغین مسیحی در بلاد اسلامی که قطعاً بدون هماهنگی و همراهی دستگاه سیاسی و امنیتی اروپا نیست بسیار به گوش می رسد . الان هم روزگار نواستعماری و عقب نگهداشتن ملل ، بی ثباتی برای دیگران و ثبات و آرامش برای خود است . عصر تهاجم فرهنگی و اقتصادی و سیاسی و حتی نظامی به بهانه آزادی و مردمسالاری و حقوق بشر و مانند این است که بر همگان واضح شده است که رفتار بین المللی اروپایی نقش سنگینی در تضعیف ابعاد حقیقت آمیز آزادی و حقوق بشر و مانند اینها داشته است . اروپای امروز اتحادیه شده تا باز ماکیاولیسم سیاسی و روشهای کثیف و تبهکارانه را برای تأمین منافع نامشروع خود به کار بندد . در این بین ناتو نماد سلطه لاینقطع اروپایی است ، حال بگویید اروپا از مای ایران چه توقعی دارد .
ایران که اکثر تاریخ یک قدرت بزرگ بوده خود عاری از رفتار سلطه طلبی نبوده اما این احوال سیاسیون و حکام بوده نه احوال مردم حقگرای این مملکت . مردم ما میل به سلطه ندارند و مایلند به درستی در کنار هم زندگی کنند . شاید که در بین ملل جهان به نسبت ما از بهترینها باشیم اما بی تردید ایران و ایرانی می خواهد سرزمین و ملت یکپارچه خود را و آنچه را که به درستی حق خود است به دست آورد . ما نمی گوییم بهترین مدیریت را داشته ایم و بی نقص و عیب بوده ایم اما این سفسطه ای سخت خطرناک است نمی شود گفت شما چون ضعیف و بی فکر هستی مالت را ما به تو تحویل نمی دهیم ، مثال این مورد این است که با چه منطقی پشتونستان و بلوچستان از ما جدا می شود و بعدها با جداسازی سند و پنجاب از کشور برادر و هم تبار هند و الحاق بلوچستان و پشتونستان ایرانی به دو ایالت هندی کشور مجعولی به نام پاکستان ساخته می شود . ما ایرانی ها حق داریم زیر یک پرچم در کشوری بزرگ با ملت بزرگ در رفاهی مناسب و با مدیریتی عالی و بی عیب زندگی کنیم چرا کردستان چهارپاره شده ووو .
در عهد معاصر هنگامی که اروپایی ها به رشد علم و صنعت رسیدند هم نیاز به بازاری برای فروش و هم نیاز به تأمین مواد اولیه لازم داشتند . تولید و تجارت برای آنها قدرت اقتصادی و سپس سیاسی فراهم ساخت و در پی آن راه کشورگشایی را درپیش کشیدند . سروکله پرتغالی ها در خلیچ پارسی پیدا شد و به خاک آشویی ما تعرض شد . با غیرت شاه عباس گمبرون و جنوب آزاد گردید و پرتغالی ها شکست خورده بیرون رانده شدند اما به دنبال آنها فرانسوی ها و انگلیسی ها و روسها آمدند ، از طرفی راه استقلال و قدرتسازی شاه عباس ادامه نیافت ما که در آن روزگار برنامه توپ و تفنگ سازی را راه انداختیم خوب مدیریت ننموده و نتوانستیم از آن بهره مند شویم لذا پیوسته در برابر این سه قدرت ضعف نشان دادیم . گرچه به همت عشایر بارها انگلیسی ها خفت بار شکست خوردند اما به هر حال هم در خوزستان و هرات و هم در صحنه سیاسی و اقتصادی زهر خود را به ما ریختند . فرانسوی ها هم در صحنه سیاسی نفوذها داشته اما به هر حال از ایران دور شدند ولی روسهای کثیف قطعات بزرگی از سرزمینهای ما را گرفتند و غم ذلت آن هیچگاه از صحنه ذهنمان بیرون نرفته و نخواهد رفت و امیدواریم که تشکیلات ساکودا روزی بر اریکه قدرت نشسته و انتقام روسها را با فروپاشانیدن کشور روسیه و درست کردن روسیه کوچک بگیرد و اگر غیر این باشد سکوت ایرانی ها در برابر این تلخی تاریخی کافی است تا این ملت را بی ارزش و ذلیل بدانیم . ما هیچگاه سر دوستی با روس و انگلیس نداریم . ما هیچگاه دنبال گرمی رابطه نیستیم و تعارفات دیپلماتیک و سیاسی با غاصب و دشمن فاقد ارزش است . اصولاً اینها معیار سنجش صلاحیت و حقانیت سیاسی گروهها و جریانهای سیاسی کشور است و هرکس کوتاه بیاید جایش در حاکمیت نیست و باید خانه نشین شود و از سیاست اخراج گردد . هر کس هرچه می خواهد بگوید انقلاب 57 ایران آزادشدن عقده های بی استقلالی و تهاجم به هویت ایرانی بود و اسلام خواهی مردم هم بخشی از همین واکنشهای ضد دشمن بود ضمن اذعان به این حقیقت که ما انقلاب را منحصر به جریان اسلامگرایی نمی دانیم و با نفی نقش دیگر جریانها و گروهها چیزی درست نمی شود . زمان کنونی زمان خود نقدی و تحمل و درست کردن خرابی های به بارآمده و گذشت و تعامل بزرگ ملی است ، البته آنهایی که جریان اسلامگرایی را انحصارگرا و خارج کننده دیگر جریانات و گروهها از صحنه انقلاب می دانند بدانند که اندکی انصاف داشته و ملاحظه کنند که کنش و واکنش طرف مقابل نیز چه در ابتدا و چه در ادامه مناسب نبود بلکه اینان خودشان ابتدائاً اقدام به انحصارگرایی و حذف دیگران کردن که در پایان منتهی به شکستشان شد . به تحلیل اینجانب اگر تحمل و مدارا و نیت صادقانه وجود می داشت امروز همه جریانها و گروهها در صحنه سیاسی ایران حضور داشتند و سبب قدرت مضاعف کشور می شدند . عقاید و اندیشه های غلط و خود درست انگاری و نبود نقد خودی و انکار جدلگونه دیگران و پذیرش منطق جنگ سبب این ناگواری ها شد ؛ به هر حال وقتی زبان گفتگو و روش تسلیم امر درست شدن به تعطیلی کشیده می شود و زبان جنگ و جدل و روش انکار و حذف ملاک قرار می گیرد یکی پیروز و دیگری شکست می خورد اگر اسلامگرایان پیرو خط امام ، ملی مذهبی ها را بیرون نرانده بودند آنها اسلامگرایان را بی تردید بیرون می کردند همینطور سایر گروهها و جریانات . بالاخره چاره چیست کی این نزاع ملی بزرگ پایان می یابد ؛ قطعاً محافظه کاری چاره نیست اما باید محکمه حق جویانه بزرگی تشکیل شود و حقوق جریانات و گروهها و روش بعدی را تعریف کند . در خود دایره جمهوری اسلامی هم اصولگرایان و اصلاح طلبان همدیگر را حذف می کنند . با رخداد دوم خرداد جریان لیبرال دموکراسی اصلاح طلبان واقعاً فاشیستی و انحصارگرا رفتار می نمود و بماند . امروز همه باید به فکر قلع و قمع دشمن بوده و کشور را بسازیم ما از زمان امیرکبیر به فکر ساختن و بازسازی ایرانیم و تا به امروز طرح جامع و موفقی ارائه نداده ایم ، رفتار و سیاست ما در برابر غرب هم پیوسته دچار افراط و تفریط است .
اروپایی ها صدام را به جنگ ما فرستادند و خواستند تا ایران را تجزیه کنند ، به صدام انواع کمکها نمودند ، ایرانیان تنها بودند . غرب کل جهان را علیه ما بسیج کرد و از تمام قدرت سیاسی و بین المللی و اقتصادی و نظامی و امنیتی خود علیه ما استفاده نمود . ما که به خاطر حمله تاریخی اعراب به ایران به بهانه اسلام و سپس بازیچه قرار گرفتن اسلام در دست حکام عرب و متضرر شدن ایرانی ها از این حادثه که اسلام کنار رفت و امویت و عباسیت غاصب حقوق ملی ما شد ، پیوسته تاریخ از اعراب متنفر بوده و آنها را به شرط تسلیم و اسلام مراعات کرده بودیم و لاغیر ، حال می دیدیم که اگر نجنبیم کشورمان به اشغال یک عرب متعصب درمی آید اما بخت یارمان شد و سر صدام را بالای دار فرستادیم . اینها امروز هم دشمن ما هستند ، سطح تحریمات دقیقاً معنی مخاصمه و دشمنی دارد اما از زبان نرم سیاسی استفاده می کنند و با ما سخن می گویند ؛ اروپا چه توقعی از ما دارد ؛ اگر فکر می کند باید گذشته را فراموش کنیم غلط فکر می کند و اگر فکر می کند باید زیر فشارش تسلیم شویم غلط می کند و اگر فکر می کند هر چه مثلاً در جنگ 8 ساله کرده به خاطر شکست دادن اسلامگرایی کرده بیخود کرده ، اسلامگرایی در خاورمیانه چه ربطی به غرب دارد . غرب دنبال سلطه نباشد تا چنین فکر نکند ، کنار شتر نخوابد خواب آشفته نبیند و اصولاً چه در ایران اسلامگرایی روی کار آید و چه غیر اسلامگرایی ربطی به غرب نداشته و ندارد . ما به دنبال عادی سازی رابطه با غرب هستیم نه به دنبال فراموشی گذشته و ممکن است با برخی کشورهای اروپایی دوستی کنیم اما با برخی که نام بردیم سر صلاح نداریم مگر اینکه عملاً و تماماً جبران کنند . ایران هیچگاه استقلالش را از دست نخواهد داد و ارتش ما و سازمان اطلاعات ما و نظام هر چه که باشد مکمل و خدمتگذار غربی ها نیست و هر جریان و گروهی که غیر از این می اندیشد بی تردید ملت ایران او را منکوب می کند . جمهوری اسلامی هم جرأت و جسارت این اشتباه را ندارد چون اگر چنین کند نه مشروعیت دینی دارد و نه مشروعیت مردمی . همه جریانها و گروهها باید استقلال و عزت ایران را پاسداری کنند و درگیری با یکدیگر توجیه کننده پناه بردن به دشمن و فروختن استقلال و منافع و مصالح درست ملی نیست ؛ با این همه اگر اروپا روش درست در پیش گیرد مجال دوستی فراهم می شود و الا در برابر دشمن بد چاره ای جز ایستادن وجود ندارد و ما از این سرد و گرم روزگار ترسی نداریم ، دیگران نیز خسته نشوند چون خستگی و بی حوصلگی خوابیدن در اثر شدت سرما و بی حالی است که عاقبتش مرگ حتمی و البته آرام و نامحسوس است . سرفراز ایران . نویسنده : م . ش .