نقدی بر مداخله اصولگرایان در امر تعریف اعتدال و تعیین کابینه روحانی به لحاظ قاعده رفتار و فعالیت سیا
نقدی بر مداخله اصولگرایان در امر تعریف اعتدال و تعیین کابینه روحانی به لحاظ قاعده رفتار و فعالیت سیاسی
با انتخاب شدن روحانی به عنوان رئیس جمهور ایران ، اظهارات سیاسی و فکری زیادی در مورد مفهوم گفتمان اعتدال مطروحه از سوی روحانی در فضای سیاسی و رسانه ای کشور شکل گرفت که کلیت این امر بلااشکال بوده و حتا یک نقطه قوت سیاسی هم تلقی می شود که این مباحث در کشور طرح می شود اما ایرادی که وارد است و نادرست می نماید این است که برخی جریانات و گروهها و رجال سیاسی سعی در مفهوم سازی و القاء نمودن مفهوم خاص برای اعتدال بنا بر گرایشهای سیاسی خود نموده و سعی کردند که تعریفی مطابق با نگرش خود بر جامعه سیاسی کشور تحمیل کنند . از طرفی تلاش کردند که دو نوع اعتدال متضاد با هم ارائه شود تا قطب بندی و جبهه تشکیل گردد . بی تردید بیهوده جبهه سازی و اصالت جدال و جنگ امری است نادرست که حتا از منظر اسلامی هم مقبولیت ندارد . در ثانی کسی که خود گفتمان اعتدال را طرح کرده و اکنون به قدرت رسیده و تعیین کنندگی دارد خود مفهوم اعتدال و سایر مسائل آن را تبیین و توضیح می کند و این گونه تعیین تکلیف کردن برای دیگران یا حرفهای بی اثر زدن ، رفتار سیاسی مذموم بوده و خلاف قاعده درست فعالیت سیاسی است . مضافاً تلاش برای کشانیدن روحانی به جبهه اصولگرایی یا اصلاح طلبی به شدت نادرست بوده و به دلایل هزار نباید اصالت را به جنگ و جدال و قطب بندی دوگانه کلیشه ای سابق داد . بهتر است تا گفتمان اعتدال روحانی که در قیاس با عملکرد دو جناح معروف سابق به عنوان شقی مستقل و سوم طرح گردیده در فضای سیاسی کشور رشد نماید و الا کشور گرفتار دیکتاتوری دو جناحی می شود همانگونه که در بهترین کشورهای لیبرال مانند آمریکا هم این نوع دیکتاتوری وجود دارد .
در امر تعیین وزیران کابینه و روشن شدن خط
مشی روحانی نیز این قضیه تکرار شد . اصولگرایان متعددی اقدام به نظر و
دخالت کردند که درست نیست . روحانی هیچگاه خود را متعلق به دو جناح سابق و
مستقر نداست چه جوری باید توقع داشت که حال حتماً وزرایش راستی باشد . مردم
به اعتبار گفتمان اعتدال به ایشان رأی داده و جناح اصولگرا نباید
طلبکارانه یا متوقعانه بخواهد که وزرا راستی باشند همینطور جناح چپ که
جزئاً مؤثر بوده نه تماماً . قانون اساسی ما دچار نادرستی های متعدد است من
جمله اینکه باید واضحاً می گفت که هدف از رأی اعتماد رعایت مصالح و منافع
کلی مملکت و احراز توانمندی و صلاحیت وزیر است و مجلس را از مداخله و
گروگان گیری و باج خواهی از رئیس جمهور منع می کرد و این دیگر بر همگان
مسلم است که دولت در برابر مجلس تضعیف می شود که خلاف اصل استقلال قواست .
مجلس نمی تواند دولت را وادار به آوردن وزرا از جناح خاصی کند و یا به سبب
معیارهای اصولگرایانه از دادن رأی امتناع کند . مردم رئس جمهور را انتخاب
کرده و باید مراعات نگرش مردم بشود نه نمایندگان اصولگرا . این امر اساساً
خلاف قاعده درست رفتار و فعالیت سیاسی و تشکیلاتی است . نویسنده این مطلب
خود به روحانی رأی نداده اما می گوید جناح بازی نادرست و فاقد مشروعیت دینی
است بله اختلاف عقاید و نظرات طبیعی و پذیرفته است ولی بازی جناحی نوعی
لودگی سیاسی و اصالت دادن به بازیهای قدرت است و اگر هم جناح اصولگرا چنین
می کند بداند که استحاله شده از دایره اصول و ارزشها بیرون می رود . اصلاً
باید صبور و دارای تحمل بود و دید رئیس جمهور جدید چکار می کند اینکه این
همه عجول و بی تحملیم از لحاظ حقوق سیاسی و رفتار سیاسی مردود است . در این
بین فی المثل رفتار آیت الله خاتمی ، امام جمعه تهران ، قابل نقد است که
مثلاً : " آیتالله
خاتمی با
اشاره به سخنان روحانی مبنی بر اینکه از وزرا قول گرفته است که آنها جناحی
عمل نکنند و به شایستهسالاری توجه داشته باشند یادآور شد: مردم از وزرا
انتظار دارند که در عزل و نصبهای خود این نکته را رعایت کرده و
شایستهسالارانه عمل کنند و در چینش نیروها حب و بغض جناحی نداشته باشند. "
. بله حب و بغض اساساً پذیرفته نیست ولی اگر عمل جناحی بد است چرا شما خود
از جناح اصولگرایان دفاع می کنید و چرا جناحها و احزاب را حذف نمی کنید .
عمل جناحی اشکال ندارد بازی جناحی مردود است .تنوع سیاسی نامشروع نیست و
نمی دانیم چرا سی و اندی سال از انقلاب می گذرد و هنوز رسم برخورد با این
موارد را نمی دانیم . خلاصه اینکه تلاش برای آوردن و تحمیل روحانی به جناح
اصولگرایی یا حتا اصلاح طلبی نادرست است و باید گفتمان اعتدال خود مستقلاً
رشد و نمو کند .
نویسنده : م . ش