تحلیل درستین بر واقعه کشتار حجاج ایرانی توسط وهابیت و دولت آل سعود در تاریخ 9 مرداد 66

به تصور ما این تحلیل درست است اما قابل نقد و اعتراض و رد ، آنچه مهم است هدف ما راستگویی و درستگویی است و اصالت برای درستی و بی اعتباری برای نادرستی ؛ این چیزی است که همه ما را کنار هم نه در برابر هم قرار می دهد و البته دشمنی در برابرمان می ایستد که شرارت دارد .اگر ما اصالت را به درستی دهیم نه به نادرستی و نه به جبهه و جدال اگر اختلاف نظر هم داشته باشیم مشکلی رخ نخواهد داد نه در عرضه نظر و نه عمل نه در مقیاس دو نفره نه در مقیاس اجتماعی نه در فضای انفراد نه در سیاست و مدیریت کشور .

حج مراسمی عبادی و اجتماعی است ؛ اجتماعی یعنی بسیار وسیع طوری که بعد فرهنگی و سیاسی نیز دارد . اگر معنی واقعی و درستین حج درک شود و آنچنان که باید اجرا گردد و درک مناسب و کافی از این امر حاصل شود ، تبعات و آثار فردی و رفتاری و اجتماعی بسیار دارد . اساساً عبادیات و التزامات دین هر کدام خود جزئی کامل و دارای اثر فراوان و سازند ه است اما اسلام هیچگام در بعد وسیع کامل شناخته نشده و آنچنان که باید بدان عمل نگردیده است . درک کامل از طرف افراد معدود خیر بسیار ندارد . اما حج همیشه تاریخ خود جز مواقعی محدود با محدودیت و ملاحظات و مراعات بوده است ؛ از بعد از پیامبر خلفای راشدین و سلاطین اموی و عباسی متوجه اهمیت شهر مکه و مدینه و ارزش زیارت و عبادت بوده و دائماً بر این امر کنترل داشته اند . دولت آل سعود و فرقه وهابیت هم حج را به حال خود رها نکرده است .

از مراسم حج رسم و تکلیف برائت از مشرکین است که در صورت فهم دقیق آن و پذیرش و عمل بدان از اسباب آزادگی و استقلال و خودکفایی و سعادت امت اسلامی است . انقلاب 57 ایران رخ داد پس از سالها مبارزه با استبداد از مشروطیت تا 57 که همیشه بحث محوریت و تعیین کنندگی مردم و لزوم نفی استبداد مطرح بوده با موانع و حوادثی چون استبداد صغیر و روی کار آمدن رضاخان و کودتای 28 مرداد و نهایت که انقلاب 57 مکمل همان مشروطه بود .

جریان اسلامگرایی از زمان دخالت اجانب در ایران بود تا زمان مشروطه و ملی شدن نفت و زمان مبارزه با پهلوی دوم اما اختلاف در کم و کیف نظر درستین اسلامی بود که اسلام چه می گوید  ، چه کشاکشها اما در 57 که امام توانسته بود اسلام سیاسی را بازسازمان دهد و توده مردم را به خیابانها بیاورد در کنار بقیه جریانها از ملی ها تا سوسیالیستها ، در این بین اسلام سیاسی رمقی تازه یافت و توانی مضاعف گرفت و مردم امید یافتند تا زیر لوای آن زندگی سعادت بخش را رقم زنند . همه چیز اسلامی تفسیر می شد و اسلام الگو و ملاک هر چیزی بود . حال نوبت حج بود نگرش و رفتار انقلابی بیرون از قلمرو حاکمیت سیاسی ایران . از یک طرف حجاج ایرانی حج را متعلق به اسلام و مکه و مدینه را متعلق به مسلمانان می دانستند و برای خود این حق را قائل بودند که به تصور و ذهنیت خود آنچنان که برائت واقعی و انقلابی است ، برائت کنند از طرف دیگر حکومت آل سعود حکومتی انگلیسی و آمریکایی بود که رابطه خوبی با غرب داشت و غیردموکراتیک و وابسته به غرب . بدتر اینکه میان نگرش اسلام انقلابی ایرانی که آموزه های شیعه را الگو کرده بود با اسلام تسنن و نگرش وهابیت زاویه بسیار و تقابل جدی داشت خصوصاً مشکل اینکه دولت عربستان مکه و مدینه را خاک خود و محل حکومت و مقررات خود می دانست و باور قلبی نداشت که امر پرده داری خانه خدا و زیارت و حج فراملی بوده و برای سایر مسلمانان حقی را قائل باشد بلکه آنها را مهمان خود می دانست که باید ساکت بوده و آداب این خانه را رعایت کنند . اسلام انقلابی خود تهدیدی علیه آل سعود بود و پیش از این هم آنها نگران بودند .

برائت با مشارکت نه تنها مردان بلکه زنان و پیران و ضعیفان هم راه افتاد همراه با نمادها و شعارهای تند انقلابی و اسلامی و به باور ما ایرانی ها ، برائت واقعی ؛ وحشت آل سعود را گرفت و خشم و اضطراب و عدم تحمل . کار به اخطار و ایجاد ممانعت و نهایتاً برخورد خشن کشید که منتهی به قتل بسیار و زخمی شدنها و جراحت شد . برخورد آل سعود و دستگاه پلیسی او بی شرمانه و بسیار افراطی و بی رحمانه بود درحالیکه می شد قضیه را مدیریت کرد و جلوی بحران را گرفت و نیازی به خونریزی و توحش نبود . قتل و جرح و سرکوب با هیچ اصل و حکم اسلامی سنخیت نداشت . و عربستان گستاخی شدیدی در برابر ایرانی ها از خود نشان داد . و بعد هم کار به رسانه و محافل سیاسی و برخوردهای سیاسی کشید . در پس این تقابلات نهایتاً شاهد بحران خاصی در حج نبوده ایم جز برخی محدودیتهای دولت عربستان و ممانعتها و بدبینی های سیاسی و امنیتی عربستان نسبت به ایران و حجاج ایران .

تعریض و تحشیه ما این است که اولاً دولت ایران نباید بی تدبیری و بی سیاستی می کرد و اینچنین حجاجش قتل عام و مجروح شود . ایدئولوژی اسلامی ایران مثل سایر ایدئولوژی ها به صرف خود نباید اعمال شود . ایدئولوژی حوزه صداقت و فکر و هیجان و اشتیاق و آرمان است که برای پیاده سازی آن نیاز به برنامه و سیاست و مدیریت است و بین ایدئولوژی و سیاست ایدئولوژیک فرق است لذا گرچه ما هزاری هم دولت عربستان و رژیم نکبت آل سعود را قبول نداشته باشیم و وهابیت را انحراف و عین باطل هم که بدانیم باید واقع نگری می کردیم و حجاج بی دفاع را مثل گوشت تقدیم ساتور وهابیت و آل سعود نمی کردیم . این چه بی مسؤولیتی بزرگی است که زن و پیرمرد بیچاره را به امان کرکسهای آل سعود بفرستیم و واقعاً بایست این حضرات دست اندرکار را مؤاخذه می کردیم . ثانیاً مسلم بود که آل سعود و وهابیون تن به چنین برائتی نمی دادند و خونریزی رخ می داد و پایان معلوم بود پس چرا چنین کردیم بلکه می بایست فکر مقابله و دشمنی و اسقاط آل سعود می کردیم آن هم در بستر زمان ، درحالیکه اینقدر بی عقلیم که تا به امروز علی رغم آن جنایت و همراهی عربستان با عراق در جنگ تحمیلی و صدها جنایت سعودی و وهابی علیه شیعیان و ایرانیان همچنان محافظه کاری می کنیم و هیچ برخوردی با عربستان نداریم ما که اینقدر بی برنامه ایم چرا بایست مردممان را در کشور غریب به دست سفاکان وهابی و آل سعود می دادیم . ثالثاً اهالی یک دین یا مذهب نسبت به اماکن و برخی نقاط مثل قبور بزرگان یا در کل همین مورد یعنی مسلمانان نسبت به اماکن مورد حج و زیارت در مکه و مدینه یا حتی شیعیان نسبت به اماکن مطرح در عراق حقی دینی دارند نه ملی و نه شخصی محض بلکه حقی دینی است که فروعات و شقوق بسیار دارد و از جمله حق مسافرت و رؤیت این اماکن یا حق زیارت آزاد طبق شریعت خود دارند و حاکمیت ملی عربستان گرچه بر مکه و مدینه از حیث خاک حکومت دارد حتی نسبت به ارض و ساختمان این اماکن اما این حق با حقوق مسلمانان قابل جمع است و این دولت نباید با این حق و مقدمات احقاق آن مثل اسباب سفر و سکونت و تمتع از امکانات ممانعت یا مزاحمتی کند . اساساً عموم مسلمین حق دارند که برای احقاق این حق و فراهم آوری امکان انجام تکلیف الهی بنا و مقررات و توافقاتی کنند تا ترتیب مشخص گردد و این ترتیبات نباید حاوی تحمیل و تحدید باشد ، یعنی نباید باورها و الزامات وهابی بر شیعیان تحمیل شود یا برعکس ؛ امری که نه جمهوری اسلامی با این همه ادعای و طمطراق دنبال حل آن بوده و نه دولت آل سعود و وهابیون بدان پایبند بوده و می دانیم که فشار و محدودیتهای وهابیون حین حج بسیار است . اعمال حقوق دینی فوق همچنین نباید نافی حاکمیت ملی عربستان بر این اماکن و سرزمین باشد ؛ اساساً باید این دو حق را با هم جمع کرده و تعادلگونه بنای واحدی که حالت نظام و سامان داشته باشد تأسیس گردد .

گلچین این کلام این است که دولت جمهوری اسلامی هیجان و حال و حب و بغض و افراط و تفریط و لجاجت و عصبانیت و امثال اینها که هیچکدام در سیاست جایگاه ندارد را منبع نگرش و رفتار سیاسی خود می کند حال آنکه عالم و محیط مدیریت کشوری امکان و فرصت خاص خود دارد و شرایط خود را می طلبد نه به آن همه بی فکری و تندروی که منجر به شهادت و جراحت شد و نه به این بی فکری و محافظه کاری ؛ در هر دو بی فکری و بی تفاوتی هست . دولت آل سعود بسیار بدتر از اسرائیل است و این را باید روز اول می دانستیم . مدیران انقلاب و مدعیان رهبری ایدئولوژی باید تاریخ وهابیت و سفاکیهایی که برای گرفتن کل عربستان به خرج داد را می دانستند و گرفتار این بی فکری نمی شدند چطور من بی قدرت این را می دانم ولی کسی که مدیر و مسؤول و موظف به این نکات است بی خبر و بی فکر است . وقتی می گویند نااهل را به قدرت و سمت راه ندهید همین است کسی که توان ندارد نباید بانی امر حج و سیاست شود والا همین می شود که دیدید . نگاه کنید ببینید عمق و حجم جنایات وهابیت و آل سعود از گذشته تا الان و بعد رفتار و تقابلات و واکنشهای جمهوری اسلامی که مدعی حکومت علوی و محمدی و مهدوی است را هم ببینید . آن موقع می شود فهمید که چه کوتاهی در باب عربستان کردیم ، کشوری که به یک پخ کردن سرجای خود می نشیند و ما که اینقدر در برابر آمریکا ایستادیم چرا در برابر آل سعود ناایستادیم ، مراعات ترکیه به دلایل تجاری و مصالح می کنیم ولی عربستان برای ما چه سودی داشته است . اگر امروز عربستان گستاخ است برای این است که دندان ما را شمرده است و اسباب قدرت و فضولی های اروپا و آمریکا در منطقه که باعث هزاران بدبختی برای ما شده همین دول مرتجع عربی است من جمله عربستان . اگر اینها در باب تأمین نفت و گاز غرب را همراهی نمی کردند تحریم امکان نداشت . غرب واضح مخاصمه می کند ، مخاصمه به نیت سوء است که غرب دارد و به هدف ازپادرآوردن دشمن است که غرب داردو جنگ یا تحریم دو روی یک سکه اند و دول عربی می گویند شما ایران را تحت فشار قرار دهید ، تحریم کنید ، قطعنامه بدهید ، بجنگید و ما هزینه می دهیم و نفت شما را تأمین می کنیم ، اسناد ویکی لیکس هم که محتویاتش را دانستیم . خب این یعنی اینکه تفاوتی بین عرب و غرب نیست ؛ نقطه عرب به دلیل بی عقلی یکی کمتر است از غرب . جمهوری اسلامی می خواهد دانشجو و استادش یا متفکرش یا سیاسیونش یا اهل فرهنگش را تحت فشار قرار دهد درحالیکه نقد باعث خودسازی است درحالیکه آزادی سبب تقویت نظام است بله بی حجابی یا عرقخوری نگذارید خود مردم هم موافق ول انگاری نیستند چرا مردم را غریبه می دانیم اینها از زمان دولت هاشمی رخ داد و فقط و فقط ریشه در اقتدار طلبی و خودنمایی های نامشروع و غیر قانونی آقای هاشمی دارد  . تا زمان آقای هاشمی ملت و دولت یکی بود و خلوص وجود داشت اگر کار بدی می شد نقد و اعتراض بود و اصلاح می شد اما آقای هاشمی خوی مادیگرایانه داشت و قدرت دوست بود برای هیمنه سازی و ساخت کبریاء و تأمین کیش شخصیت دستگاه امنیتی را درشت کرد اون هم به تفکرات آقای فلاحیان که قدرت جمهوری اسلامی را در این می دید که دستگاه امنیتی مانند سازمان سیا داشته باشد . عشق و ذوق قدرت را فلاحیان هم داشت چرا ؟ چه ربطی به دین و انقلاب دارد اگر کبریاء و عشق قدرت بد است تنها برای طلحه وزبیر بد نیست برای معاویه و ... بد نیست برای ما هم بد است و ما را قلب ماهیت می کند و از مشروعیت می اندازد . فاصله کفر و دین باریکتر از موست .

 چه کار کردیم اگر وارد لبنان شدیم تقی توقی بود ، اتفاق بود ما مثل غربی ها عرضه نداشتیم که فکر داشته باشیم و برنامه و کاری را از روی برنامه انجام دهیم . راه اندازی حزب الله لبنان کاملاً اتفاقی و روندی بوده ، بروید تاریخچه را بخوانید تا ببینید . رابطه ایران و سوریه هم همینطور بود از مشارکت سوریه برای قطع انتقال لوله نفت عراق از مسیر سوریه و در عوض گرفتن مابه ازای درآمدی اون از ایران و استفاده از پتانسیل انقلابی ایران و تضعیف رقیب بعثی خود در عراق بود . ورود ما به عراق صدقه سر آمریکایی ها بوده و تمام . اینقدر صدام ضعیف شده بود که ما هم می توانستیم کشورش را به هم بریزیم و انقلاب بشود و شیعیان او را پایین بکشند غربی ها هم کاری نمی توانستند انجام دهند اما تماشا کردیم و دقیقاً یکی دو سال قبل از حمله آخر آمریکا به عراق یک تحلیلگر ایرانی همچنان صدام و بعث را دشمن بالقوه ایران می دانست که احتمال تقویت را می داد و نگران بود . دوباره نشستیم و دیدیم که غرب صدام را برد و دیدیم که ممکن است سراغ ما بیایند کمی در عراق هرج و مرج کردیم و نهایتاً آمریکا رفت و به نفعمان تمام شد . پس جمهوری اسلامی باید قدرت سازی کند برای کشور نه شانس بیاورد . امروز مادر فتنه در منطقه و مادر حتی مشکلات ما در منطقه ارتجاع عربی است . با یک ذره همت عربستان فرو می پاشد ، قطر تعطیل می شود و امارات می رود نه اینکه امارات ما را ذله کند ، قطر دردسر شود و بر و بر نگاه خفه شدن شیعیان در بحرین ایرانی کنیم .

عربستان واقعی فقط یمن و ظفار و نجد و حجاز است ، بقیه سرزمینها عربی نیست و در اشغال تعصب عربی است چه در ابتدای این 1400 سال توسط معاویه ها و مروانها و هارون الرشیدها که البته شیعه ستیزی و دین ستیزی آنها بر همه ما آشکار است و چه این اواخر با اشغال منطقه مثلاً الشرقیه و حاشیه خلیج فارس توسط وهابیون و آل سعود و حالا می بینیم که کل نفت عظیم و عجیب عربستان در معدن نفتی است که در شمول قلمرو شیعیان در حاشیه خلیج فارس است نه در نجد و نه در حجاز . بیاییم هر نقصی که در ایران است را خودمان حل کنیم و مردم و دولت را متحد برای رشد درست ایران به کار گیریم و قدرتمان را برای اهریمن میهن و دین بکار گیریم . سخنان اینجوری هم ملی گرایی نیست ؛ اساساً ملی گرایی مشروع و درست داریم و ملی گرایی نامشروع و نادرست ، جبهه ای های ما هم تعصب دینی داشتند و هم ملی گرایی اسلامی داشتند . اگر می گوییم فلان سرزمین عربی است و فلان نیست برای این است که تاریخ آن حکایتگر تجری و تعدی نسبت به دین است برای اینکه دین پیامبر از بعد از خودش و در غیاب تفکر ناب اسلامی و در غیاب حکومت ناب اسلامی به عنوان حربه و ابزار تأمین قدرت کسانی شد که نقطه مقابل دین بودند . استفاده از دین برای ثروت و حکومت که بعد از پیامبر گاه به ضعف و گاه به شدت و وضوح رخ داد انحراف از دین است و فتح سرزمین و اشغال و حکومت اگر به قصد دین توسط دیندارد و با روش دینی باشد مشروع و درست و الا با سلب هر کدام از این شروط نامشروع و نادرست است که بعد از پیامبر چنین شد و امروز فرقی ندارد اگر سنی معتقد به حقانیت خود است یا شیعه تفاوتی ندارد به هر حال منطق اصالت حقانیت و نفی اعتبار بطلان را در لسان دینی که همان درستی و نادرستی در زبان فرادینی است را قبول دارند و ما راه را طی می کنیم تا البته بدانیم چه کسی درست و حق و چه کسی نادرست و باطل است اما این دو دسته اگر مدعی اصلاح دینند که باید باشند و الا نامشروعند و نادرست بدانند که شالوده ای که 1400 سال پیش کج گذاشتند و بنای کج روی دیوار کج استقرار یافت و ریزش خشت و آجرش هم دیدیم که همین خونها و جنایتهاست از آخر و از سقف درست نمی کنند از مبنا و شالوده درست می کنیم و ما باید از اساس با نگرش تاریخی قضیه را حل کنیم و الا صدام می آید و می گوید توی خوزستان عرب است پس مال من است پس هشت سال با شما می جنگم و شما را از رشد عقب می اندازم . ملاحظه کنید وقتی می گوییم بحرین عربی نیست یعنی اینکه قبیله ای که خود مهاجم و دزد و غاصب بوده و پادشاهی تشکیل داده حال شیعه کش است دست ما باشد با شیعیان عربی بحرین هم تا می کنیم . امروز ما هزار بار تأکید داریم که بین اسلام قشری و به دور از فکر و باطل و نادرست و اسلام تعمق و تدبیر و تفقه و تفکر و حق و درست فرقی است بین عدم و وجود ؛ یکی واجد حقانیت و دیگری فاقد حقانیت است و این قشری و بی فکری درجه دارد از وهابیت و طالبان تا تحجر تا عین الکفر . و ما می خواهیم برای تشخیص درستی و نادرستی عمیقاً و با جامعیت و رعایت تمامی جوانب تاریخی و موضوعی امر حکم دهیم . قصدمان در حوزه دینی پالاییدن دین از غیر دین و یافتن محکی ممیز و پرنور است که خاطی و متعدی را به بطلانیتش واقف کند و در صورت تمرد از قبول حق قلع و قمع شود و در حوزه فرادین هم همین لکن در بعدی عقلانی و با معیاری عقلانی تا اندیشه ای جهانی باشد . إن شاء الله خداوند ما را رهنمون به حق و ممانعت از گمراهی کند و هرکس حق می داند ما را ارشاد کند . نویسنده : ی . ت .