ایدئولوژی مقدس ناسیونالیسم و پان ایرانیسم و لزوم تجدید

سلام به ایران ، سلام به فراموشی ها ، سلام به بی مهری ها ، سلام به واجب متروک ، به خدای منسوخ ، به دین عوض شده ، به زن مطلقه یا که مرده ، خانه یا روستای مخروبه و متروکه ، به محله قدیم که روزگار کودکیمان در آن بود و کوچه و برزنش پر بود از خاطره و حالا که تخلیه شده و دیوارهایش ریخته چون نگاهش می کنی غمی سنگین بر دل می نشیند و بهت تو را می گیرد از وادی زرق و برق و پول و مال از وادی لذت و کام به عرفان و فلسفه می راندت ، سلام به کتابهای تاریخ و ادبیات دوران مدرسه به شاهنامه ، سلام به نقشه ایران به سند به قندهار و کابل و هرات ، سلام به افغان که کوچکش می دانیم درحالیکه برادرمان است که خبر از نسبش نداریم ، سلام به سمرقند ، خجند ، بخارا ، تاشکند به عشق آباد به خزر به باکو و ایروان و گرجستان و سرزمین سکاها ، سلام به بغداد و بسره و کردستان و به ... به ... به ... ، سلام به رمز و راز به نقشه ایران ، به سرودهای میهن دوستانه ، سلام به روح بزرگان و سختکوشان ناسیونالیسم و پان ایرانیسم مقدس ، سلام به خدا به نماز به ایران و ایران و ایران . به تو که فراموشت کرده اند و مهر از تو دریغ کردند به تو که مانند واجبی اما متروک و مانند دین پیشین یک ملتی که به دین جدید جایگزینت کرده اند به شباهتت به یک زن مطلقه یا مرده که بسیار قبل ... و به روستای متروکه ما و محله ویران شده .

غم ایران رهایمان نمی کند و از اینکه گرفتار جبر تاریخیم و اسیر دیو زمان و قفس محیط و فضا زندانمان کرده است . نه آلمانی می بینم که برلینش فرو بریزد نه یمنی که شمال و جنوبش بمیرد و حتی نه شباهتی به کره شمالی و جنوبی که فقط نظامشان مانع اتحاد باشد بلکه سرنوشت ایران متحد و بزرگ غرق سیاست و سیاست و سیاست است و اینچنین اعتیاد او را گرفتار کرده و فرصتی برای طرح و برنامه اتحاد و همتی آزاد و بی دغدغه برای یکی شدن نیست . ابرقدرتها جغرافیای سیاسی جهان را مزرعه خود می دانند که تقسیم بندی آن را با تعصب و صعوبت در چنگ نگهداشته اند حتا نمی خواهند که ملل دنیا یا دولتشان تصور تغییر جغرافیا را از سر بگذرانند . افغانستان یعنی جایی که کمونیسم شوروی باید وارد شود سپس جبهه کاپیتالیسم باید او را عقب براند بدنبال آن محل بازیهای ابزاری دین و سیاست و تازه اگر هم مهم باشد برای اخلال در ایران و کنترل چین و هند و توطئه علیه اینها مهم است نه اینکه تصور بر این باشد که افغانستان و ایران یکی است . کردستان واویلا حرفش را هم نزنید ترکیه عضو مثلاً ناتو و متحد تحت سوءاستفاده غرب است یا عراق یا سوریه که کرد دارند محل اجرای بازیهای المپیک غرب است و سخن از مسلمات گفتن بیهوده است . غرب برای نفت و گاز ما تقلا می کند برای اینکه منطقه اطراف ما از عربی و قفقازی و آسیای میانه و اینها انرژیش در قبضه غرب باشد . برای کنترل حوزه ابرقدرتی و اینکه مباد روسیه دوباره جان گیرد و چین زردپوست روبه این طرف کند و مبادا که ایران قدرتی شود مستقل که دارای جغرافیای قدرت باشد ، نمی خواهند ارتش قوی داشته باشیم یا هسته ای باشیم یا ملت حاضر و بیدار و معترض و انقلابی و بیگانه ستیز و می خواهند فرهنگ لیبرال ، ایران را از هویت ایرانیش و از عادت و رفتار و خوی و خصلت ایرانیش دور کند و دموکراسی و آزادی برای فساد و شهوت و کامگرایی مردم می خواهند و دولتمردانی که وابسته به غرب بوده و پیوسته دنبال رقابت پول و قدرت نه ناسیونالیسم و نه پان ایرانیسم که از مقوله مادیات نیست از جنس ایدئولوژی و از معنویات است . از بد حادثه کم ابرقدرتها امان از ملل ربوده اند ما خود گرفتار جنگ هویتیم ، طائفه ای غم و تعصب دین دارد و نمی خواهد دین از ایران برود ووو ، طائفه ای دنبال غربگرایی فرهنگی و سیاسی است و دنبال مدرنیته و آزادی و دموکراسی ، قومی دنبال عدالت اجتماعی و ستیز با کاپیتالیسم و امپریالیسم بین الملل و عده ای ناسیونالیست و پان ایرانیست که فکر و طرح مشخص نداشته و جز هیجان و حال و دم و جز رؤیا طرح و برنامه ای نداشته و تازه صلاح را در حذف دین و لیبرالیسم دانسته است ؛ اما بدتر از همه اینکه هیچیک هیچیک را قبول ندارد و همه دنبال حذف همدیگرند . نقطه اجماعی نیست . نمی دانیم چگونه همزیستی فکری و عقیدتی و دینی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی کنیم . ترسیم قاعده ای نیست . نبردی است در یک میدان بزرگ و هیچ صفی نیست همه قاطی شده اند و هر کسی به هر کسی حمله می کند همه هم خودی هستیم ، این است فاجعه ایرانی . چه کسی هوش و ذکاوت ما را دارد یا چه کسی شجاعت و جسارت ما را دارد یا فکر و تدبیر ما را دارد یا استعداد سرزمینی و تمدنی ما را دارد یا هزران امتیازی که ما ایرانیان داریم دارد همه ملل جهان را بررسی کنید حتی یک مورد بالاتر از ایران نیست . آقا خانم باور کنید تمدن ایران و ایران و ایرانی برترین جهان است ما اولیم ، اصلاً قصد شوخی نیست ملاحظه کنید اما چه کسی فلاکتهای ما را دارد و این همه بدبخت است ؟ جواب هردو سؤال یکی است ؛ هیچکس و ما یکه و بی همتاییم هم داراییم و هم فقیر و بدبخت ؛ اما اگر با هم تا کنیم و یکی شویم کمر همه دشمنان را می شکنیم . و تو ای ایرانی ، ای دیندار ، ای لیبرال و ای سوسیال و ای ناسیونالیست و پان ایرانیست کمی صبر و بیشتری فکر و تدبیر و قدری قاعده مندی میدان سیاست ایرانی را داشته باش و بپذیر تا ایران را بنا کنیم از پس نه دیروز و امروز از پس هزاران سال از آن هنگام که از کناره های خزر به پایین می آمدیم  . بیایید امشب را لحظه  فکر قرار دهیم و خاطرات کودکیمان را به یاد آوریم ؛ ایران تنی واحد است که من و تو عضو این پیکره ایم و گذشته ای واحد داریم و خاطره واحد گذشته ، خاطره ای به بلندای تاریخ از زمان دورتر و دورتر، از ایران وئجه و از مهاجرت از سرزمین سرد به گرم و از شمال خزر و اطراف خزر و از ینی سئی تا دانوب از روزگار سکائیمان تا پیشدادیان تا مادها و پارتها و پارسها و هخامنشیان و اشکانیان و ساسانیان تا اسلام و پس از اسلام و تا معاصر و تا الان . بیاییم زین پس طرحی کلان برای حرکت ملی ملت بزرگ ایران بسازیم ، بیاییم برای طرحی بزرگ و جامع مبتنی بر اصولی بزرگ و مفهومی عمیق تلاش کنیم ، بیاییم خانه تکانی کنیم ، بیاییم خانه نوی ایران را بسازیم .

اما حکایت حکومتهای شاهی تا زمانه پهلوی که همیشه غم قدرت خود داشتند و جز کمی اکثر به ایران تعصب عمیق و رسایی نداشتند و قاجار که بلای جان ایران شد و از دست داد و داد این سرزمین بی همتا . وقتی هم رضاشاه توسط انگلیسی ها مستعد شناخته شد گرچه انگلیسی ها می خواستند طبق دستور خودشان کار کند اما در میانه راه تحت تأثیر شعارهای آریایی گرایانه آلمانها قرار گرفت اما این فقط یک هیجان بود تا یک فکر ؛ اینچنین او را از ایران تبعید کردند . محمدرضا شاه درحالی بر تخت پدر نشست که سخت و تلخ ، پدرش را از ایران اخراج می کردند اما او تدبیر کرد و ساخت و ساخت لکن صلاح را در غربگرایی می دانست گرچه ناسیونالیسم شکل گرفته پهلوی اول را ادامه داد و دائم بر طبل آن می گویید اما از یک طرف به شدت بر ایران باستان تأکید می کرد و بر فقط قدرت باستان ایران می بالید فارغ از ذره ای تفکر که این قدرت ریشه در چه هویت و استعداد ملی داشته از طرفی دیگر دین ستیز و غربگرایی فرهنگی داشت نمی گفت چگونه وقتی فرهنگ خود را تهی می کنی و به فرهنگ بیگانه تجهیز می شوی چه شکوه و افتخاری و چه استعدادی برای ناسیونالیسم می ماند . وقتی مدرنیته سریع ایرانی همراه با حذف دین و هویت دینی بود در واکنش بدان انقلاب اسلامی شکل گرفت که چون استقرار یافت حال دیگر همه دغدغیمان دین بود و دین و یادمان رفت که ایرانییم و هزاران کار روی زمین مانده . جمهوری اسلامی این همه با سوریه رابطه خوب داشت ذره ای به این دولت فشار نیاورد و درخواست نکرد که به کردها آزادی و استقلال فرهنگی دهد ، مردممان گروه گروه ، فوج فوج به زیارت مقبره حضرت زینب ( س ) رفتند انگار نه انگار که آن طرف تر برادران کردمان زندگی می کنند ، یادی از قوم و خویش خود نکردیم ، بی صفت بودیم یا بی اطلاع نمی دانم ! نشستیم و همانطور که ترکیه با پ . ک . ک. کرد ما هم همانطور با مبارزان کرد برخورد کردیم اینقدر راندیمشان که از دلش پژاک ضد ایرانی علیه مان شکل گرفت . از افغانها دور شدیم از بلوچهای پاکستان و پشتونهایش دور شدیم . پاکستان بلوچها را سرکوب کرد و کرد و خیلی ها اصلاً خبر ندارند . پشتونها ضد ایرانی شدند و گولخرده عرب بی مقدار وهابی که با پولهای یامفت نفت سیاه ، خون سرخ برادرانشان را روی زمین ریختند . پاکستان نماد نفرت و تفرقه ، پاکستان نماد توطئه و فتنه ، پاکستان نماد شیعه کشی و خونریزی ، پاکستان نماد دروغ به ایران و خدمت ذلیلانه و سگ ترسوانه و منافقانه به غرب ، پاکستان نماد خیانت به برادران آریایی هندیمان به فرزاندن سانسکریت ، پاکستان نماد اهانت به شکوه تمدن پرعظمت آریایی هندی ، پاکستان نماد انگلیس و انگلیس ؛ وقتی که انگلیس کثیف با بهانه سازی دینی سند و پنجاب مقدس را از هند و بهاراتا جدا کرد ، بخشی از پشتونستان و بلوچستان که از زمان فتنه هرات قبلاً انگلیس از ایران جدا نموده با سند و پنجاب یکی کرد و کشور جعلی پاکستان برای فتنه علیه هند و ایران و چین طراحی نمود و بداند که کمرش را خواهیم شکاند ، پاکستان بی پاکستان . انگلیس هم بداند که تا اون جبهه خلق فلان و فلان خوزستان را در کشورش مهمان دارد نمی تواند با ما دوستی کند و تا جبران گذشته نکند و در راه اتحاد افغانستان و ایران ما را کمک نکند با او رابطه خوبی که نداریم بلکه دشمن هم هستیم و همین که گفتم بهترین راه حل قضیه است ، افراط هم نمی کنیم چشم اگر چنین کرد به او توجه ویژه می کنیم و به کینه تاریخی پایان می دهیم همینطور باید در بازگشت به وضع قبل از گلستان و ترکمانچای مساعدت کند ، و ترکیه سرزمین بازی کثیف فراماسونها ، قتلگاه علویون ، زندان علویون ، سرزمین غصب شده علویون و علویون نماد تمام نمای هویت ایرانی ، نماد تمام نمای فرهنگ ایرانی و شکوه هرچه تمام تر عرفان و دین ایرانی و تفسیر طلایی ایرانی از اسلام . ترکیه سرزمین بغض کرد ، سرزمین شکسته شدن عزت کردها ، قوم دلاور ، کسان و خویشاوندانم ، برادرانم ، چون تو شجاع به کل زمین ندیده ام ، ترکیه تو نیز خواهی مرد و من ملک خودم را از تو پس می گیرم و ترکهای ترکیه بدانند که ما هیچ جدایی از هم نداریم بروید و تاریخ بخوانید بیایید و فرهنگمان را مطالعه کنیم ، بروید و ژن شناسی کنید و بیاییم بررسی کنیم آنگاه خواهیم دانست که ما یکی هستیم و جداییمان کار فراماسونهاست . مرگ بر وامبری فتأمل ؛ فراماسون ، بله به تو بگویم که چگونه تو را گردن خواهم زد ؛ بگذار تا روزت فرارسد و منطقه غیر عربی تحت اشغال اعراب ، این قوم خدارفته که از شدت جهالتشان خدا پیامبری برایشان برگزید اما به دینش پشت کردند و حدیث داریم که اعراب منافق ترین به خدا هستند ، اینها که دودمان آل نبی را آزار داده و تضعیف کردند و اهل بیت را سرکوب نموده ، مسلمان واقعی را قلع و قمع کردند و از حزب اسلام چیزی نماند وضع به حدی رسید که نوه پیامبر فقط 72 تن یار داشت و بس و او را ناجوانمردانه شهید نمودند آنگاه معاویه و یزید امیرالمؤمنین شد و ما ایرانی ها عجم و زبان بسته . ایرانمان هزار بلا دید و آقایان به عربیت فکر می کردند . اگر اسلام را پذیرفتیم صدقه سر اعراب نبود لیاقت خودمان بود اگر دین را شناختیم عرضه خودمان بود و اصولاً دین اسلام به یک دین ایرانی شبیه است چراکه تمام بزرگانش و ستاره های مکتبش بعد از اهل بیت تقریباً ایرانی اند در همه ابعادش از علم و فرهنگ و فکر چنین بوده و هست . اما امروز صدام خالد ابن ولید است و آل سعود آل سفیان است ، آن یکی به بنی عباس و سامرایش می بالد ، این یکی به دمشق و شامش . آن یکی مصرفرعونی را مایه غرور می داند دیگری مبارزان شمال آفریقاییش و یکی می بالد که عثمانی را شکست داده و زاده رسول الله است درحالیکه بجامانده آل سفیان است که رگی هم انگلیسی و عضویتی هم در فراماسونی دارد . آل سعود هر جنایتی کرده قبیح تر از مغول است و شبیه این ادعاها از امارات به پولش و قطر و کویت به نفت و گازش و عمان به نسبش و تاریخش که هرکس منی برای خود قائل است و وضع ملتشان به زدولتشان نیست و هزار فریاد و فغان بر این کودک نپخته جمهوری اسلامی که بصیر نیست و درک نمی کند و حرص آدم را بیرون می ریزد تا کی دنبال عرب و عربیت . خدایا ما با این همه بدبختی چه کنیم عربیت نقطه مقابل شیعیت و عین تسنن گرایی است و تسنن دروغی بزرگ است ، تسننی درکار نیست تسنن همان تشیع است و تشیع همان اسلام است ، آقا قضیه ساده است تسنن و به عبارت دقیق تر تسنن نمایی چیزی نیست جز عربیت و عربیت محوری بعد از پیامبر که قدرت و قدرتدوستی بر دین و ارزش دینی غلبه پیدا کرد و از دین استفاده ابزاری نمود و واضحاً حق را زیر پا می گذاشت و آنقدر غالب شد و گذشت و گذشت که بعدها همه چیز فراموش شد . آقایان محترم از تسنن سنتی تا وهابیت و ناصبیت و القاعده گری و طالبان گری فاصله ای نیست ، خمیر همه اینها یکی است پس به خود بیاییم و نادان نباشیم و جغرافیای عربی و هویت عربی برایمان مهم نباشد بگذارید فکر کردستان در عراق و سوریه کنیم ووو چیزهای نگفته و غیرقابل گفتن . جمهوری اسلامی ذوق و شوق می کند و امیدوار می شود که بعد از انقلاب مصر اخوانی ها روی کار بیایند و با او رابطه نزدیک داشته باشند اما اینها روی کار می آیند و آن وقت اخوانی ها و سلفی ها در مصر به هم نزدیک می شوند چرا می شوند چون هر دو تسنند و هر دو مایه سلفیت دارند و مرسی به ایران می آید حاضر به ملاقات با رهبر ایران نمی شود ، پوتین رئیس جمهور یک کشور قدرتمند به ایران و رهبر ایران حرمت می گذارد ، سفیر و وزیر انگلیش حساب می برد ولی مرسی خیر و تلاشی برای رابطه نمی کند همینطور اخوان تونس و عراق و سوریه و تازه حماس که ما این همه سر فلسطین هزینه کرده ایم و سر خود حماس ، راحت به ما پشت می کند . بگذارید تا طوفان بی عقلی سلفیت و وهابیت و فرهنگ مدرنیته غربی ، حوزه عربیت و تسنن را نابود سازد و بگذارید تا منطقه فروبپاشد و ما معماری جدید منطقه را بسازیم چراکه غرب بیهوده به توانش اعتماد دارد . جبر تاریخ ما را تاریخساز منطقه کرده ولاغیر ، روح زمان در ایران است ، تاریخ بشقاب گردون در حال گردش است دور دور ما ایرانی هاست ، من آینده را می بینم ، من ایرانی را از همدان تا مدیترانه و از دریای سیاه تا دریای سرخ می بینم ، من ایرانی را در جنوب خلیج فارس و دریای عمان می بینم ، ایرانی ها وارد مکه می شوند و دیوار هزار و چهارصد ساله کج از نو ساخته می شود ، من توهم زده حمایت کننده از جمهوری اسلامی نیستم که در دلخوشی و تأیید جمهوری اسلامی سخن سازی می کنم من یک ایرانی ایران دوستم و می گویم آمریکا تقلا می کند تا حذف نشود فایده ندارد امروز محتاج عربستان است و فردا محتاج ایران . اما روسهای اسلاو هم دشمن ایرانند به وقت خود انتقام گلستان و ترکمنچای را می گیریم ماییم عباس میرزا و ماییم مجری حکم جهاد کسی که حکم جهاد داد اما غرورش و عزتش شکست و غصه خورد .

ناسیونالیسم و پان ایرانیسم جدید باید واقع بین باشد نه توهم زده باید همت و تلاش کند نه فقط هیجان کند و ژست باشد باید خروشی و انقلابی و ایدئولوژیک و فعال باشد نه بی رمق باید ترجیحی برای لیبرالیسم به نسبت دیگر تفکرات قائل نباشد بلکه کلی گونه برخورد کند ، باید با دین نستیزد شاید دین برنده ترین ابزار او باشد که ؟؟؟ نمی شود رازها و رمزها را گفت . ناسیونالیسم وپان ایرانیسم نباید به منازعه ملی دینداران و لیبرالها و سوسیالها وارد شود باید ریش سفیدی کند ووو . ناسیونالیستها و پان ایرانیستها نباید مثل روزگار پهلوی باشند و کلیشه ای باشند و از عینک نگرش روزگار پهلوی به قضایا نگاه کنند و باید بداند که قدرت شکل گرفته در ایران نباید هدر رود ؛ القصه باید تجدیدی شود در راستای درست بودن و کارآیی و عقلانیت و پیچیدگی لازم ؛ جمهوری اسلامی هم باید تحمل بیشتری داشته باشد و باید به استفاده از چنین جریانهایی هم افزایی متقابل کند نه اینکه برای خود هزینه و مصرف درست کند .

و تو ای ایران ! بین من و تو بندی است که هیچگاه بریده نخواهد شد ، چه در فقر باشم چه در مکنت ، چه در ضعف باشم چه در قدرت ، چه جوان باشم و سوداها و چه پیر باشم و در فروپاشی ، چه الان و چه هر گاه ؛ من به تو می بالم و تو دین و آیین منی و تو ای ایران ، تو ای حق و درستی ، هیچگاه تو را زمین نمی گذارم و تا لحظه مرگ در کنارت خواهم ایستاد ، برایم مهم نیست که یکی باشم یا خلقی ، تنها باشم یا نه ، برایت قهرمانانه می جنگم و به این حال و دم عشق می ورزم ؛ ایران ! نویسنده : د . ا .