فروپاشی اخوان المسلمین به نفع ما ایرانی هاست
فروپاشی اخوان المسلمین به نفع ما ایرانی هاست
این نوشته دنبال ارائه شناخت جامع برای مخاطب در قبال سازمان اخوان المسلمین نیست بلکه می خواهد به خواننده بگوید که اخوان المسلمین که در مصر در سالهای بسیار قبل تأسیس شد دارای خمیرمایه پان عربیسم و ناسیونالیسم عرب و بدتر اینکه دارای صبغه سلفی است . سازمان اخوانی در ابتدای تأسیس تحرکاتی برای قدرت داشت که ناموفق بود و دولتهای دیکتاتور منطقه اغلب به دید تهدید آن را نگریسته و همیشه آن را بایکوت نموده اند ، چهره های آن نیز پیوسته تحت تعقیب و آزار بوده است تا اینکه با وقوع انقلابهای عربی جدید موسوم به بیداری عربی ، از آنجا که دولتهای قبل از انقلاب با اخوان مخالفت داشتند لذا اینان خود را انقلابی دانسته و در صف قیام قرار گرفتند . با پیروزی انقلاب در برخی کشورهای عربی اینها منظم ترین و سابقه دارترین تشکیلات بودند که سازمان یافتگی خوبی داشته لذا سعی در جلب آرای مردم نمودند به ویژه که فکر می کردند فضای موجود آزادی داده و فرصت برای کار سیاسی و تشکیلاتی بسیار فراهم است . انقلابهای عربی حقاً یک جنبش ضد استبدادی بود که بله دنبال بیگانه ستیزی و استقلال و بازگشت به هویت خودی که همان هویت عربی – اسلامی بود هم بود و هر کسی تفسیر دیگری می کند ، داستان ردیف می کند . و اما اخوانی ها دینگرا و بنیادگرا بودند لذا در جایی مانند مصر که دغدغه آزادی و لیبرالیسم و دغدغه مالی و معیشتی بود اینها به سختی رأی آوردند و با قدرت گرفتنشان تندروی های دینی کرده و انحصارگرایی ها و تشکلبازی نیز به راه انداختند به گونه ای که مردم چنین درک می کردند که انقلاب از اتکای به رفع استبداد به اتکای به دینگرایی و دین محوری کشیده شده و این حال خوبی به مردم دست نمی داد . وضع در تونس هم همینطور بود و خیز اخوان اردن یا سوریه یا عراق هم که مدتها قبل فعال بود اندازه ای با واقعیتهای انقلاب تفاوت داشت و در آن طمع قدرت دیده می شد ؛ در واقع اینها ایدئولوژیک و آرمانخواهانی بودند خاصه و محدود به اعضای تشکیلات و عده ای کم از جامعه مردمی چیزی شبیه به سازمان مجاهدین خلق در زمان انقلاب 57 در ایران ؛ این بود که دول مرتجع و مستبد عربی برای حکومتشان برداشت خطر کردند مثلاً دولت امارات یا اردن و عربستان به شدت واکنش نشان می دادند . مستحضر باشید که حزب حاکم ترکیه و اردوغانها هم ریشه اخوانی دارند که از اخوان مصر حمایت می کرد ، نه تنها دول مذکور که خود غربی ها هم از اصولگرایی و بنیادگرایی اخوانی و یا از اینکه حتا اینها دموکراتیک باشند و در روندی دموکراتیک کسب قدرت کرده و موفقیت به خرج داده و الگو شوند یا قدرت بگیرند و تهدیدی علیه تمدن و منافع غرب باشند هم غرب را به شدت نگران کرد . در این بین اسرائیل به هیچ وجه راضی نبود و نگرانی داشت . اخوان نیز با بنیادگرایی و تعصب تشکیلاتی و اتحاد با سلفی ها چاه خود را کند و النهایه در اقدامی مشترک از سوی کانون توطئه دول مذکور و برخی از اهالی مصر و توسط ارتش وابسته به غرب مصر به صورت کودتای نرم دولت مرسی سقوط کرد . غربی ها و عربی ها دنبال اینند که یک روند مدیریت شده و دولت و مجلس مدیریت شده روی کار آید یا بدتر اینکه چهره های سابق زمان مبارک و ارتش و سازمان اطلاعات یا لیبرالهای غربزده قدرت بگیرند .
جمهوری اسلامی ایران به سبب عدم ارتباط و نزدیک شدن اخوانی ها به ایران و تفسیر سنی گونه اخوان از دین و عدم کوشش در برقراری رابطه ایران و مصر و نزدیک شدن اخوان به غرب و مراعات غرب و از این قبیل ، از اخوان نارضایتی داشت گر چه روزهای اول انقلاب دنبال نزدیکی به این گروه بود اما حالا که در کودتای نرم دولت مرسی و در کل اخوان از قدرت کنار زده شد ، به صورت هیجانی و دور از منطق از اخوان هواداری داشت . مهم نیست امروز برنامه غربی ها حذف اخوان از قاموس سیاسی مصر است یا حداقل اینکه یک سازمان و حزب مصری بماند نه اینکه پان عربیست و ناسیونالیست باشد یا لیبرال باشد نه اینکه بنیادگرا و اصولگرا باشد . به هر حال خطر قدرت گیری شبکه ای اخوان تقریباً برطرف شده و ما از منظر شیعی نمی توانیم خوشحال نباشیم بلکه شر این تعصب قومی یا بنیادگرایی اهل سنت از سرمان کنده شد . نویسنده : م . ش .