روش یافت درستی در اندیشه ( درستی در اندیشه )
روش یافت درستی در اندیشه ( درستی در اندیشه )
- روش یافت درستی در فلسفه و دین مطرح گردید و این دو حوزه کلان بوده طوری که حوزه فلسفه به سبب کلان بودن و کلی بودن دربرگیرنده است و بر عموم حوزه ها تأثیر گذار است و حوزه دین هم شاملیت عظیم دارد از نگرشهای کلی فلسفه گونه تا اخلاق و رفتار تا ابعاد انسانی و اجتماعی و تا علوم لذا با فلسفه قابل قیاس است . به اضافه در گام بعد سراغ اندیشه آمده ایم . این چند حوزه کلان و مادر است .
- منظور از اندیشه در اینجا اندیشه غیر فلسفی است همچنین غیر دینی ؛ اندیشه مدنظر ما اندیشه های کلان سیاسی و اجتماعی و انسانی است نظیر اندیشه رفتار و اخلاق یا اندیشه سیاسی یا اجتماعی یا مدیریتی یا حقوقی است . اندیشه در اینجا کلانها است . کلانها و کلی ها و بنیادی های اخلاق و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی و حقوقی و علم ووو که تعیین کننده و تأثیرگذار است و امهات و زیربنا تلقی می شود . منظور فروعات و مسائل نیست ، منظور جزئیات و حل تک تک موضوعات نیست ، منظور ذهنیتهای کلی و بینشها و نگرشهاست که در پرتو آن همه جزئیات و حوزه های پایین تر و اندیشه های خردتر تعریف می گردد ؛ نگرش کلان نظری حاکم بر حقوق یا سیاست یا فرهنگ و کلیه علوم انسانی و اجتماعی حتی نگرش کلان حاکم بر علم ؛ چه علوم انسانی و اجتماعی حتا چه علوم تجربی و ریاضی و مهندسی و فنی دارای نگرشهای کلی ، ابتدا و مادر است که در حوزه اندیشه قرار گرفته و تعریف و توصیف می شود .
- منظور از روش یافت درستی در اندیشه ( درستی در اندیشه ) همین است که به روش و شیوه تحلیل برسیم و درستی را در چه بدانیم و این روش و شیوه در حوزه کلی هاست والا اگر وارد موضوعات شویم و با اعمال این روشها به نتایج و نظرات و برنامه ها و طرحها برسیم این موارد به عنوان مثال حقوق یا مدیریت درستین تلقی می شود که وادی دوم است .
- اندیشه از انسانی به انسان دیگر ممکن است کلاً یا جزئاً به تفاوت و تدریج و مرتبه فرق کند . اگر ما دقیق بر معیارهای عقلی و علمی پیش برویم و هر چه رساتر عقل و روش عقلی یا علم و روش علمی را تعریف و تحدید کنیم و معیارها را ترسیم نماییم قطعاً تفاوت نظرات کم می شود چون بخشی از تفاوت نظر ریشه در عدم درک دقیق و مراعات درست روش عقلی و علمی است ؛ به عبارت دیگر ضعف و خطای روش تحقیق سبب خطای در نتایج و خطا و تفاوت نظرات می گردد . اما باز همه مطلب این نیست زیرا که به نظر ما هر انسانی یک موجود ژنتیک و وراثتی خاص و متفاوت از دیگران است طوری که اعضای خانواده واحد هم یکسانی و همسانی ندارند این تفاوتها منتهی به تفاوت شخصیتی و نگرشی می شود . اساساً شخصیتها نگرش متفاوت دارند همینطور محیط تربیتی و اجتماعی و تجربه شخصی و زندگی افراد و کمی جلوتر عقاید افراد و اطلاعات و شناختی که افراد در دست دارند یا روش تحلیل یا قدرت تحلیل و میزان دخیل بودن هیجانها و حال و احوال اشخاص یا میزان زبدگی فکری فرد و سن او و نظایر این ، همه مقدمات و شرایط و اسباب تفاوت نظرند که با این وصف می خواهیم بگوییم تفاوتهای نظر وجود دارد و امری طبیعی است . قطعاً می توان با ارائه مسیرهایی تفاوتها را تا حدودی کاست اما یکسان سازی ممکن نیست و تفاوت لازمه تکمیل و بلوغ بشریت و زندگی اجتماعی است ، امری است نه مردود بلکه ارزشمند و مطلوب تلقی می شود .
- تفاوت نظر امری طبیعی است پس اصل تنوع حقانیت و درستی داشته و باید آن را پذیرفت . ایستادن در برابر تفاوتها ممکن نیست و اگر هم باشد مقطعی و کوتاه است همراه با ضررهای بسیار فلذا تحمل نظرات توصیه می شود و بهتر است که با ارائه روش دقیق عقلی و علمی از تفاوتهای بی مورد جلوگیری کرد و در گام دوم گفتگوی نظرات وجود داشته باشد تا امکان رد برخی نظرات و نزدیک شدن مابقی فراهم گردد و نقد نظرات چیزی است که فواید بسیار دارد . فرهنگ نقد و گفتگو و تحمل از اسباب رشد انسانی و اجتماعی است .
- روش درستی در اندیشه هم همان روشهای عقلی و علمی مرسوم است نهایتاً با اصلاحاتی عنداللزوم و درستی دنبال ذکر عجایب و غرائب نیست . هر آنچه که باعث دقت و تشخیص کامل باشد یا اگر هم کامل نباشد در حدامکان کامل باشد و ما نسبیت و خطاپذیری علمی را هم قبول داریم . پس روشی که علم درست به ما دهد و از خطاها دور نماید روش درست در حیطه اندیشه تلقی می شود . مکتب درستی شاید بتواند به بازترسیم و بازتدقیق روش علمی بپردازد و در این راه خدمتی به بشریت نماید .
- ممکن است گفته شود که اینها چه مشکلی را ایجاد یا حل می کند که می گوییم به ظاهر ساده است اما عمده اختلافات به سبب عدم باور این گزاره هاست و این همان چیزهایی است که بشر بر سرش دائم درگیر است ، داشتن ادب و آداب و فرهنگ درست اندیشه و تعریف قواعدی درست و مراعات این قواعد مهیاکننده شرایط برای تمدنی شکوفاست و فقد این ، سبب استبداد و خفقان و نزاع و افراط و تفریط و جهالت و عقب ماندگی است .
نویسنده : ف . د .