خط ناصر هادیان ، خط مرگ استقلال ایران ، خط به باد دادن قدرت ملی ، شبهه جاسوسی

1-      از ناصر هادیان به عنوان عضو تیم اتاق فکر هسته ای آقای حسن روحانی نام می برند که این روزها بحثش داغ است ؛ ایشان در یکی از روزنامه های اصلاح طلب اظهار داشته که باید ابتکار یکجانبه داشته باشیم به این نحو که غنی سازی را تعلیق  کنیم . ناصر هادیان در روزنامه های اصلاح طلب اعلام موضع و بیان نظر می کند . او  استاد علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه تهران است ، وی به مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلح نظام نیز رفت و آمد دارد و پژوهشگر ارشد این مرکز نیز محسوب می شود ؛ بدون شک این حضور در مرکز توانسته رابطه خوبی میان وی و رئیس جمهور فعلی برقرار سازد . رابطه وی با مؤسسه " سیرا " یا همان « مرکز مطالعات و تحقیقات مسائل ایران » هم برقرار بوده . ناصر هادیان گفته می شود در یکی از برنامه های راه اندازی به نام « ردیف 2 » فعالیت داشته است . ناصر هادیان گویا با بنیاد سوروس هم ارتباط غیرمستقیم داشته و دوست هوشنگ امیر احمدی است که واسطه دوستی و حل اختلاف ایران و آمریکاست و خود فعالیت ضد نظام داشته و گفته می شود از عوامل سیا است .

2-      واضحاً آقای هادیان یک مثلاً اصلاح طلب است و واضحاً اظهار و باور داشته که غنی سازی تعلیق شود . اما همه ما می دانیم که غرب اعتقادی به هسته ای شدن ایران ندارد و نمی خواهد ایران ، صنعت هسته ای ولو مسالمت آمیز و تحت کنترل کامل سازمان ملل داشته باشد . غرب نمی خواهد در خاورمیانه و بلکه در قلب و مغز خاورمیانه در لولای خاورمیانه یک ابرقدرت تشکیل شود . نه قفقاز نه آسیای میانه و نه بلاد عربی و نه شمال آفریقا هیچکدام وسط میدان نیستند بلکه جغرافیای سیاسی ایران دقیقاً لولای خاورمیانه است و خاورمیانه یعنی انرژی و یعنی اینکه حاکم ایران حاکم خاورمیانه است . غرب دنبال تضعیف و حتا تجزیه ایران است نه اقتصاد ایرانی نه سیاست ایرانی نه فرهنگ ایرانی نه دین و ایدئولوژی ایرانی نه قدرت نظامی ایرانی ، هیچکدام را باور ندارد . ما خوب می دانیم که غرب برای ما دموکراسی و آزادی نمی آورد ، غرب حامی شاه مستبد ایران بود و حمایتش از مستبدان جهان و منطقه را شاهد بوده ایم . غرب دنبال منافع ملی و قدرت خود است و بس و تمامی جریان اصلاح طلب بلکه آزادیخواه و دموکرات اگر چشم امیدش به غرب است چشم امیدش به حماقتش است . اینها از مسلمات است که غرب می خواست اول غنی سازی را متوقف کند سپس کل صنایع هسته ای را متوقف نموده و در پایان به آن خاتمه دهد .

3-      صنعت هسته ای ایران ، هر که هر چه می خواهد بگوید مدیون همت و مقاومت رهبر امروز ایران است و بس . هر که هر قضاوتی در مورد رهبر داشته باشد مهم نیست اما در اینجا این حق را زیر پا له نکند زیرا که ضعف بینش نخبگان و توده مردم یک فاجعه است نه یک امر کم اهمیت . و این هم که مذاکره دوجانبه و رودرروی ایران و غرب حلال مشکلات است ، توهم است . غرب دنبال ساقط کردن جمهوری اسلامی و دقیقتر دنبال نابودی ایدئولوژی اسلام سیاسی به کیفیت کنونی است و بس ؛ طبیعی است که از هر حربه استفاده کند و طبیعی است که تحمل ایران هسته ای را ندارد .

4-       اما رشد آزادی و دموکراسی هم امری داخلی است که باید مقدماتش را فراهم نمود و این امری است تدریجی که از مسیر رفع موانع و سوء برداشتها و صداقتها می گذرد . جنگیدن و خیانت به کشور کردن و وابستگی به غرب یا امیدواری به غرب چاره کار نیست . اتفاقاً غرب با دشمنی و غرض ورزی های خود با دولت ایران ، مانع رشد آزادی و دموکراسی شده و تعادل سیاسی را از بین برده سبب نگرانی دولت شده است . هر زمان که دریچه ای در رسانه یا تریبونهای سیاسی یا احزاب و جریانها یا دانشگاه مهیا شده ، غرب چنان خط نفوذ و براندازی را در این منفذ دنبال کرده که جمهوری اسلامی ترسان ترسان و بدبین فضا را بند کرده است . دوگانه عمل کردن غرب و دروغین عمل کردن او و تحریم همه و همه دشمن رشد دموکراسی ایرانی است . توسل به هنجارهای غربی ، جمهوری اسلامی را چنان به خط مقابله کشانده که دیدن واقعیات را را رها کرده و فکر ایستادن در برابر غرب باعث فراموشی رشد برنامه آزادی شده است و تحریمها مردم را از دنبال کردن ارزشهای لیبرالی دور کرده و او را غرق معیشت و نجات از گرسنگی نموده است ، تازه غرب اینها را هم می داند اما غرب فقط و فقط می خواهد ایران را بخشکاند و نحیف نماید . چاره ما این است که قطعاً به دنبال تعریف بومی از آزادی و انطباق دادن آن با ارزشهای اسلامی و ایرانی باشیم و گسترش آزادی در برنامه ای ملی و داخلی پیش ببریم و آن را از میدان نبرد بر سر منافع غربی ها دور سازیم .

5-      فراهم سازی اسباب قدرت ایران تا سرمنزل استقلال -  نه سلطه -  از وظایف ملی ایرانی هاست و تنها مظهر نظرات دینی نیست اما اینگونه حرف زدن که غنی سازی را متوقف کنیم و اعتماد سازی کنیم و یکجانبه امتیاز دهیم برای ما ایرانیان که مشت غرب را باز کرده ایم ، فهم آسان تلقی می شود که اینها حرف مفت صد من یک غاز است . این نگرش یک فاجعه ملی است و این جسارت خیانت نابخشودنی بوده ؛ قدرت هسته ای ایران نه متعلق به اصولگرایان است و نه اصلاح طلبان بلکه در یک کلمه و ختم کلمه فقط و فقط متعلق به ایران و ایرانی است گرچه خیلی ها می گویند تحفه است ! اما واقعیت اینکه بسیار تحفه است . و این از بدبختی هاست که کسی با پول این مملکت تحصیل کند و پس از چند دهه هزینه و وقت و  نخبگی ، سرانجام برگشته و خیانت ملی نماید .

6-      درپرونده سیاسی اصلاح طلبان خیانتهای ملی کم نیست . متأسفانه خط سازش از خطوط مسلم است و اینها بدانند که برنامه آزادی و رشد آن فقط در تلاش ایشان حاصل نخواهد شد بلکه تلاشی است ملی و گریزناپذیر که در انحصار اصلاح طلبان نیست . و خیانت علیه میهن حسابش از رابطه با غرب و حتا دشمنی با جمهوری اسلامی متفاوت است . خائنین بدانند که جریانها و گروههایی هستند که به اندازه جمهوری اسلامی حوصله و صبر ندارد و ناظر و بصیر به اوضاع است و خائنین را مرصاد است .اینها بدانند که اگر به قدرترین دول دنیا وابسته باشند و قدرترین رجال این مملکت حامیشان ، سرنوشتی جز نابودی عایدشان نیست .

7-      سخن آقای هادیان محل تردید است و گذشته و حال زندگی وی نیز امارات امرند ، تعامل ایشان با آقای روحانی و هوشنگ امیراحمدی و مشارکت دربرخی محافل علائم هشدار خطر است که مبادا وی جاسوس بوده و عملاً آب به آسیاب دشمن می ریزد . روشن بگوییم که خود آقای روحانی هم برایش اما و اگرها مطرح است . برای شناخت عوامل جاسوسی  و برای شناخت خط نفوذ و وابستگی و ذهنیت سازی و سیاستگزاری دو راه بیشتر نیست ؛ راه اول کلاسیک که مخفیانه ایشان تحت نظر باشد و گزارش برسد تا او به دام افتد و راه دوم تحلیل محتویات متنی و مفاد نتیجه سخن وی که برای غرب منفعت زاست سبب شناسایی جاسوسی یا خط انحراف است .

8-      دستگاه امنیتی و سیاسی و نخبگی ایرانی و توده مردم و حتا به ویژه خود جریان اصلاح طلب باید برای رشد آزادی خود از خط سازش و اعتدال در برابر غرب باید امتناع ورزد که دیگر شاهد اینگونه قضایا نباشیم . نویسنده : م . ش .