اساسنامه سازمان ره آوران درستی ایران - ردا -
اساسنامه سازمان ره آوران درستی ایران
ردا
ردا
فصل اول : تعریف
فصل دوم : الگوی عقیدتی سازمان
فصل سوم : الگوی حاکم بر ساختار سازمان
فصل چهارم - ارکان و اجزای سازمان
فصل پنجم – عضو سازمان
فصل ششم – شعار تشکیلات
فصل هفتم – نماد تشکیلات
فصل هشتم – جنبش جهانی درستی
فصل نهم – تشکیلات جهانی
فصل دهم – مقر تشکیلات
فصل یازدهم – ثبت تشکیلات
فصل دوازدهم – اصلاح و تغییر اساسنامه
فصل سیزدهم – قانون حاکم
فصل چهاردهم : امور مالی و انحلال
فصل اول : تعریف
ماده 1- نام :
سازمان ره آوران درستی ایران .
ماده 2- شرح نام :
سازمان : سازمان ره آوران درستی ایران یک سازمان است ؛ ساختاری است دارای اهداف ویژه با مبانی خاص و اصول و روش خود که کارکرد و خروجی ویژه خود دارد ، تحت حکومت باورهای درستی .
ره آوران : ره آوران( به تعبیر دیگر : ره آوراد : گروهی که ره آوری می کنند . ) ؛ ره آورندگان ، آورندگان راه درستی هم در حوزه نظر هم در حوزه عمل ؛ ره آوری هم راه شناسی و راه یابی و هم راهنمایی و راهپیمایی نظری و عملی درستی است .
درستی : هر آنچه به روش درست ، درستی آن اثبات گردد ؛ مفهوم درستی و روش یافت درستی در اسناد عقیدتی سازمان تعیین می گردد .
ایران : مفهومی است مرکب از سرزمین ، ملت و حاکمیت ایرانی .
سازمان « ردا » ؛ سازمان ره آوران درستی ایران است ؛ ردا مخفف و سرآغاز واژگان مذکور است ؛ «ر» همان ره آوران ؛ « د » به معنی درستی و« ا » نماد ایران است .
ماده 3- شورای بنیادین سازمان ( پایاد ) باید مواظبت نماید تا به هدف ترویج و استقرار ، کاربرد درست این موارد را برای سازمان و اعضای آن ، خاص و یکنواخت سازد .
ماده 4- سازمان تشکیلاتی است سراسری و علنی با مشی عقیدتی – سیاسی و مرکز اصلی آن در ایران – پایتخت است . شورای بنیادین می تواند به صلاح درست ، مرکز سازمان را تغییر دهد . جزئیات اقامتگاه سازمان در بعد مرکزی و محلی و تغییرات بعدی محل اقامت طی اسناد تقدیمی به مراجع قانونی ذیربط اعلام می گردد .
ماده 5- ضمن پذیرش مفهوم دولت – ملت و اصل استقلال حاکمیتها و پذیرش قانون اساسی ایران و مقررات کشوری ایران و پذیرش حاکمیت ملی ایران و عدم نقض حاکمیت ملی دیگر کشورها و عدم مداخله سازمان در امور داخلی دیگر کشورها ، سازمان ردا با تسامح بیان و مفهوماً و مجازاً – نه عیناً - بخشی از پیکره جهانی سازمان درستی است و جنبش بنیادین آن ، بخشی از جنبش جهانی درستی است .
فصل دوم : الگوی عقیدتی سازمان
ماده 6- الگوی عقیدتی سازمان الگوی درستی است که اصل آن در مرامنامه تعریف گردیده و تفصیل آن دراسناد ، نظرات و مواضع شورای بنیادین سازمان ارائه می گردد . این الگو در شکل سازمان و ارکان و اجزای سازمان و خط مشی و رفتار آن و در بینش و رفتار اعضای سازمان تبلور می یابد و لازم الإتباعست .
فصل سوم : الگوی حاکم بر ساختار سازمان
ماده 7- اصل مطلق رسوخ عقیده درستی در همه ابعاد سازمان ؛ سازمان ره آوران درستی ایران بر مبنای افکار ، بینش ، عقاید و اصول درستی شکل میگیرد ؛ به این قید ، تشکیلات سازمان نیز ، هم به لحاظ ساختمان هم به لحاظ نیروی انسانی هم به لحاظ الگوی فکری حاکم و مدیریت ، برآمده از هویت عقیده درستی بوده و مطابق اصول عقیدتی درستی تشکیل میشود . این تشکیلات بنا به عقیده درستی روند رو به تکامل دارد و نوسازی و بازسازی سازمانی به تناسب فکر و تجربه ، با گرایش درست اعمال می گردد . تشکیلات سازمان نمی تواند ضد درستی عمل کند ؛ این اصل پایه بوده و نمایانگر هویت و شخصیت سازمان است و هیچ اکثر یا اجماعی در برابر بدیهی بودن اعتبار درستی پذیرفته نیست ؛ علاوه بر اصل اساسی مذکور ، از جمله اصول حاکم بر نفس تشکیلات در مواد بعد ارائه می گردد .
ماده 8 - اصل مرکزیت و کنترل سازمانی و آمریت ؛ این اصل برای حفظ سازمان ، تعقیب و مواظبت در اعمال الگوی درستی ، ایجاد نظم و انسجام ، کارآمدی ، سیاستگزاری ، برنامه ریزی کلان و نظارت الزامی است اما تشریفات سالاری و تراکم و تمرکز کار در نهادهای مرکزی همچنین استبداد نظری و عملی مرکزیت مردود است ؛ اصل فوق با پرهیز از آثار سوء و نادرست اعمال می گردد و در هر حال ملاک درستی امر است .
ماده 9- اصل تمرکز زدایی ؛ این اصل بعد از نظام مرکزیت و کنترل و آمریت برای جلوگیری از تشریفات زائد و تراکم و تمرکز کار ، اعمال سرعت ، منع استبداد ، استفاده از افکار ، سلایق و ابتکارات متنوع به قید درستی ، تعیین کنندگی و تأثیر تشکیلات در ابعاد مختلف جغرافیای سیاسی کشور ، رشد استعدادهای محلی ، مشارکت دادن اطراف در مدیریت ملی کشور ، افزایش امنیت تشکیلات ، ثبات ، توجه به تنوع فرهنگی و اجتماعی و قومی و مذهبی ایران ، حفظ و تقویت هویتهای محلی ، ایجاد مسیر دوطرفه هویت سازی مرکز- محل و محل - مرکز ، رشد فرهنگ ایرانی و صیانت از منافع و مصالح و امنیت ملی و تمامیت ارضی و فرهنگی و ملی کشور اعمال می گردد .
ماده 10- اصل تعدد و تسلسل مراکز ؛ سازمان دارای مرکز واحد نبوده بلکه دارای مراکز متعدد استانی است و باز بدین منوال در استانها نیز تعدد در مرتبه شهرستانی و بخشی ترسیم گردیده است تا از تمرکز امور در مرکز واحد پرهیز گردد و هر مرکز بالاتر نسبت به مرکز پایین تر ، از مرکز ملی تا کوچکترین مرکز دارای برتری نسبی باشد که سلسله وار تنظیم گردیده است .
ماده 11- اصل تشابه نسبی مراکز ؛ اصل تشابه مراکز استانی به مراکز ملی و مراکز شهرستانی به مراکز استانی و در مراتب پایین تر برای استقرار نظم و کارآمدی و اصالت بخشی به نقطه ، پی ریزی شده است لذا این تشابه در واحدهای هم عرض استانی و زیر استانی نیز ملحوظ است .
ماده 12- اصل استقلال نسبی مراکز طولی ؛ در نظام تسلسل ، مراکز طولی نسبت به هم استقلال نسبی دارند وهدف اتکاء بر نظام آمریت سلسله مراتبی حداقلی است که در مواردی که طبیعت قضیه اقتضا کند نظیر امور اشتراکی و لزوم وحدت بخشی و یکنواخت سازی اعمال می گردد .
ماده 13- اصل استقلال مطلق مراکز عرضی ؛ در نظام صفی ، مراکز عرضی اعم از استانی یا پایین تر در قبال هم استقلال مطلق دارند که البته نافی نظارت ارشادی نیست .
ماده 14- اصل ارشدیت مطلق مرکز ملی در قبال مراکز استانی و مراکز پایین تر و دیگر مراکز ؛ به این نحو که تمامیت واحد سازمانی مرکز ملی مستقر در پایتخت شامل همه بخشهای سازمان مرکز در قبال دیگر مراکز دارای ریاست و برتری مرتبت و آمریت بوده و روح و متن مصوبات و دستورات و نظایر آن که متعلق به مرکز باشد برای سایر مذکور لازم الاتباع است .
ماده 15- اصل ارشدیت نسبی مراکز فراملی در قبال مراکز فرودست ؛ به این نحو که تمامیت واحد سازمانی مراکز فراملی شامل همه بخشهای سازمانشان نسبت به مراکز پایین تر اعم از مستقیم و غیرمستقیم دارای ریاست و برتری مرتبت و آمریت بوده و روح و متن مصوبات و دستورات و نظایر آن که متعلق به مرکز باشد برای سایر مذکور لازم الاتباع است .
ماده 16- اصل تساوی مرتبت و عدم ارشدیت مراکز فراملی نسبت به مراکز هم عرض ؛ به این نحو که همه مراکز استانی در قبال هم متساوی بوده و بر هم هیچ ارشدیت سازمانی ندارند به همین نسبت داخل هر استان واحدهای شهرستانی در قبال هم و واحدهای بخشی در صورت استقرار دارای همین حکمند .
ماده 17- اصل وحدت پیکره ؛ تفکیک واحدهای سازمانی به ملی و استانی و سپس به واحدهای کوچکتر طولی و عرضی نافی وحدانیت پیکره سازمان نیست و کلیه واحدها عضو بدنی واحدند .
ماده 18- اصل تقدم تأسیس و تداوم تشکیل مرکز ملی و مراکز بالاتر ؛ مطابق این اصل ابتدا باید واحدهای سازمانی مرکز ملی تأسیس شود همینطوردر مرحله تداوم و تجدید تشکیل سپس سایر واحدهای پایین تر به همین منوال در استانها موجودیت و تداوم می یابد .
ماده 19- اصل قیمومت مرکز ملی نسبت به عموم ابعاد کشوری سازمان و همینطور به نسبت ، قیمومت هر مرکز نسبت به ابعاد تحت شمول مرکز پایین تر ؛ فلذا در صورت فقد تأسیس یا تشکیل یا تأخیر در این موارد یا انحلال و امثال این ، مدیریت آن قلمرو سازمانی تا اقدام مقتضی بعدی با واحد قیم است .
ماده 20- اصل تعیین مجرای حاکمیت تشکیلاتی مراکز بالاتر در مراکز پایین تر ؛ از مرکز ملی در مرکز استانی و به همین منوال در واحدهای پایین تر به طور نسبی ، نهاد مأموریت و نمایندگی مرکز بالاتر تعریف می گردد که این نهاد وظیفه اعمال حاکمیت تشکیلاتی بالادست در مرکز مزبور را داراست همچنین حلقه اتصال و انتقال مراکز پایین به بالاست .
ماده 21- اصل عمومیت تعلق ؛ مرکز ملی سازمان به همه واحدهای استانی و همینطور واحدهای استانی به پایین دست تا به اعضای سازمان تعلق دارد .
ماده 22- اصل نظارت دستوری و ارشادی مراکز بالاتر سازمان نسبت به مراکز پایین تر به صورت نسبی و سلسله وار طولی ؛ نظارت دستوری ، نظارت همراه با دستورات اصلاحی ناشیه و متعاقب نظارت است که دستورات باید مستقیماً عمل شود و نظارت ارشادی ، نظارت همراه با توصیه هاست که طرف توصیه درجمع باید روح و مضمون توصیه ها را رعایت کند .
ماده 23- اصل نظارت ارشادی مراکز هم عرض در قبال یکدیگر ؛ به این نحو که مراکز هم عرض استانی در قبال یکدیگر یا مراکز شهرستانی داخل در یک استان در قبال یکدیگر و همینطور واحدهای هم عرض پایین تر در برابر نوع هم مرتبه خود حق نظارت ارشادی دارد اما واحدهای بخشی و شهرستانی و در کل واحدهای داخل در یک استان حق هیچگونه دخالت یا نظارت در واحدهای هم مرتبه خود خارج از استان خود و در دیگر استانها را ندارند و فقط واحد استانی است که در مورد واحدهای دیگر استانها نظارت ارشادی دارد .
ماده 24- اصل نظارت ارشادی مراکز پایین در قبال مراکز بالا ؛ به این نحو که جهت انتقال تجارب و تفکر و دستاوردها و رؤیتها و ملاحظات در عین پرهیز از هرج و مرج تشکیلاتی ، واحدهای پایینی سازمان نسبت به واحدهای بالاتر خود فقط حق نظارت ارشادی را دارند .
ماده 25- اصل مشروعیت بخشی درستین ؛ نسبتاً در همه ابعاد تشکیلاتی سازمان از مرکز ملی تا استانی و ادامه ، مخصوصاً نهادی بنیادین تعبیه می گردد که از الگوی درستی و از سازمان نگهبانی کرده و تداوم و رشد آن را تأمین می نماید و منبع مشروعیت بخشی درستین به واحد ملی و دیگر واحدهاست .
ماده 26- اصل اختیارات موسع نهادهای غیرمرکزی ؛ نهادهای غیرمرکزی سازمان در قطبهای محلی بنا بر قانون تقسیمات کشور ، دارای اختیارات موسع برای انواع حالات و موارد کار تشکیلاتی است تا بدین نحو امکان تحقق استعدادهای انسانی - سیاسی مناطق محلی و استخراج توان فرهنگی و اجتماعی و اقتصاد محلی حاصل شود .
ماده 27- اصل مرجعیت تفکر و عقیده و فرعیت سازمان و اعضاء ؛ مرجعیت با تفکر و عقیده درستی است و واحدهای سازمانی و نهادهای آن و اعضاء اصالت نداشته بلکه فرع برتفکر و عقیده درستی است .
ماده 28- اصل تقید اعضاء به عقیده درستی ؛ اعضاء باید به عقیده درستی پایبند و معتقد باشند و در صورت تغییر عقیده ضمن طی تشریفات ، از تشکیلات اعلام استعفاء و خروج کنند .
ماده 29- اصل تبعیت اعضاء از تشکیلات ؛ اعضاء تحت مدیریت و آمریت تشکیلاتی واحد متعلق خودند .
ماده 30- اصل تقید به آمریت و سلسله مراتب تشکیلاتی ؛ اعضاء باید آمریت تشکیلاتی را در موضوع افراد دارای رتبه بالاتر و مصوبات و دستورات نهادی محترم شمرند .
ماده 31- اصل کنترل و نظارت و تعاملات دوجانبه ؛ کنترل و نظارت سازمان بر اعضاء و اعضاء بر سازمان و تعاملات دوجانبه مقبول و مجراست ؛ تعاملات دوجانبه بین عضو و واحد متعلقه تشکیلاتی خود است و تعامل بین عضو و واحد تشکیلاتی غیرمربوط به او فقط در باب نظارت ارشادی و اضطرار تشکیلاتی و لزوم کمک به یکدیگر مقبول است .
ماده 32- اصل کنترل و نظارت اعضاء بر یکدیگر ؛ کنترل و نظارت اعضاء در قبال یکدیگر در یک واحد چه به صورت عضو ارشد نسبت به عضو پایین تر یا بالعکس همچنین در قبال اعضای هم رتبه جاری است . اعضای یک واحد در قبال اعضای واحدهای دیگر فقط حق نظارت ارشادی دارند .
ماده 33- اصل کوشش برای سازمان ؛ اعضاء باید علاوه بر پرداخت حق عضویت ، از وقت و مال و توان خود برای سازمان بذل کوشش کنند و با بینشی جهادی و ایثاری برای تحقق اهداف سازمان تلاش نمایند .
ماده 34 – اصل اتحاد و منع تفرق ؛ ضمن احترام به اصل تنوع افکار و عقاید ، به جهت سختی کار و طی مسیر و تحقق اهداف اعضاء باید از تفرق و انشعاب خودداری کنند .
ماده 35- اصل حکومت الگوی فکری – عقیدتی درستی بر مدیریت سازمان ؛ الگوی فکری - عقیدتی مدیریت تشکیلاتی سازمان الگوی درستی است که می تواند از تنوع و تلون برخوردار باشد . این الگو روندی تکاملی و اصلاحی دارد و در بستر زمان تجدید می گردد لکن هویت درستی را نه در مرحله طرح و نه در مرحله عمل ترک نمی کند .
ماده 36- اصل تحول مدیریتی به سمت بهترین درست ؛ تشکیلات سازمان باید بهترین دستاوردهای نگرشی و روشی و علمی را به قید درستی پذیرفته و اعمال نماید ؛ نظیر اینکه تشکیلات سازمان باید سبک و کارآمد باشد و از تشریفات اضافه بپرهیزد و از روشها و ابزارهای جدید علمی و فنی استفاده نماید .
ماده 37- اصل تعلق سازمان به عموم ملت ایران ؛ سازمان طرح و عاملیت درستی ملت ایران است و نگرش حزبی و گروهی ندارد . سازمان زبان و عمل ملت است بر عقیده و مشی درستی و خانه مردم ایران شناخته می شود .
ماده 38- اصل فکر و عمل جهانی ؛ عقیده درستی و سازمان نگرشی جهان وطنی دارد و فکر و عملش در جغرافیای ایران ، هم آهنگی و همراهی با مسیر درستی جهانی دارد و جهان را پیکر واحد می شناسد .
فصل چهارم - ارکان و اجزای سازمان
ماده 39- ارکان سازمان عبارتست از مجمع عمومی( کنگره ) ، شورای بنیادین ( پایاد ) ، رهبر ( دبیر کل ) و شورای رهبری ، هیأت اجرایی و رئیس آن ، در مرکز و در استانها و خارج از کشور .
ماده 40- اجزای سازمان عبارتست از واحدهای کلان و خرد درون مجمع عمومی( کنگره ) ، شوراهای بنیادین و رهبری و هیأت اجرایی نظیر کارگروهها و دفترها که بدنه سازمانی ارکان سازمان را تشکیل می دهند .
ماده 41- در فرآیند تأسیس و تداوم تشکیل ابتدا ساختار مرکزی سازمان تأسیس و تشکیل می شود سپس به همان منوال ساختاراستانی سازمان به قید تفاوتهای مندرج در این اساسنامه موجودیت و تجدید پیدا می کند . همچنین ابتدا ارکان سپس اجزای درونی تشکل می یابد .
ساختار مرکزی
مجمع عمومی( کنگره )
ماده 42 - عالیترین رکن تشکیلاتی سازمان است که حداقل سالانه در ابتدای سال خورشیدی نهایتاً تا پایان اردیبهشت به عنوان مجمع اول با شرکت اعضاء یا نمایندگان آنان الزاماً تشکیل میشود .
مجمع توسط هیأت رئیسه ای که در ابتدای جلسه سالانه انتخاب می گردد اداره می شود و پس از پایان مجمع اول ، وظیفه دارد تا مجامع بعدی را دعوت نماید .
اجلاس مجمع عمومی با حضور نصف به علاوه یک اعضای سازمان یا نمایندگان آنان رسمیت مییابد و اگر به حد نصاب نرسید یک ماه بعد با تعداد حاضرین اجلاس رسمیت مییابد .
در موارد لازم ، ضروری ویا بروز شرایط فوق العاده مجمع عمومی میتواند تشکیل گردد . تشکیل مزبور که مازاد بر مجمع حتمی سالانه است منوط به تصویب رئیس مجمع یا تصویب شورای بنیادین یا شورای رهبری با نصف به علاوه یک آراء و یا درخواست نصف به علاوه یک اعضاء سازمان از رئیس مجمع است . درصورتی که به دعوت شورای بنیادین یا شورای رهبری یا اعضاء ، ریاست مجمع ظرف یکماه به تشکیل مجمع اقدام ننماید ، شورای بنیادین مجمع را تشکیل می دهد ، ریاست قبلی منعزل می گردد و هیأت رئیسه جدید انتخاب می شود .
دعوت برای تشکیل مجمع عمومی به ترتیب مقرر در ماده 49-45 است .
مصوبات مجمع عمومی با اکثریت نصف به علاوه یک حاضرین تصویب می گردد مگر در موارد خاص مقرر در این اساسنامه .
ماده 43- ابتدا طراح عقیده درستی برای بقای بر این عقیده و ابراز و بسط و تکمیل و اجرای آن و عضویت در سازمان و مجمع مؤسس در پیشگاه عقیده درستی سوگند خورده ، سپس اشخاصی که مستعد و متقبل برای عضویت در مجمع مؤسس بوده و صلاحیت درستین آنها توسط بنیانگذار عقیده مورد تأیید باشد ، باید برابر طراح عقیده درستی برای عضویت در سازمان و مؤسس بودن ، دو سوگند یاد کنند تا عضویتشان و مؤسس بودنشان محقق گردد . ریاست مجمع مؤسس با بنیانگذار عقیده درستی است و او مجمع مؤسس را دعوت می نماید و با انتخابات از میان اعضای مؤسس دو نائب رئیس و یک مدیر امور اداری تعیین می شود که به انضمام رئیس ، هیأت رئیسه مجمع را تشکیل می دهند .
در کلیه نهادها ، محوریت هیأت رئیسه با رئیس است و نائب رئیس اول و دوم فقط در اموری که توسط رئیس به او سپرده شده یا در موارد غیبت و معذرویت ایفای نقش می کند و در صورت فوت یا محجوریت یا عزل یا استعفاء و کناررفتن به هر نحو ، نیاز به انتخاب هیأت جدید است . مدیر امور اداری هیأت نیز دارای اختیارات کامل در اداره امور اداری است و واحدهای اداری لازم زیر دست او تشکیل می شود که تحت اشراف اداری رئیس یا نواب رئیس به وظیفه خود عمل می کند .
عضویت در هیأت رئیسه نیز نیاز به سوگند مجدد و متناسب دارد . متن اولین سوگندها که جهت سوگند خوردن صاحب عقیده درستی و سایر مؤسسین و اعضاء به کار می آید ، متناسب با موضوع عهد توسط بنیانگذار عقیده درستی تعریف می گردد و با شروع به کار شورای بنیادین سوگندهای سازمان با رأی دو سوم آراء اعضای جلسه آن شورا تعریف می شود . سوگند های مزبور و دیگر سوگندهای مذکور در اساسنامه حاوی اعلام عهد و وفاداری تمام و أشد به عقیده و سازمان بوده و متناسب با موضوع عهد تعریف می گردد . هنگام سوگند ، سوگند مکتوب می گردد با صدای شفاف و رسا و بلند قرائت می شود و علاوه بر محتوای درستین با دین و آیین درستین پذیرفته شخص همراه می شود و نهایتاً امضاء می گردد . جز در موارد استثناء همه سوگند خوری های مندرج در اساسنامه نزد شورای بنیادین و با اداره این شورا انجام می پذیرد .
مجمع مؤسس در تهران تشکیل می گردد و برای انجام کار خود مصوبه آیین کاری را تصویب می نماید . سایر مصوبات ناظر بر شیوه کار نهادهای سازمان توسط شورای بنیادین تصویب می گردد .
ماده 44- مجمع مؤسس تحت ریاست رئیس خود ، طرح مرامنامه و اساسنامه تدوینی بنیانگذار عقیده درستی را با رأی اکثریت دو سوم خود تصویب و فرد یا افرادی از مؤسسین را برای کار ثبت و أخذ مجوز مأمور می نماید و خود به فعالیت و تداوم تهیه و تدارک مقدمات امر اقدام می کند از جمله اینکه به جذب و گزینش و پرورش نیرو و سازماندهی موقت آنان و فعالیت بر اساس مرامنامه و اساسنامه مزبور اقدام خواهد کرد و عده نیروها را به حدی رسانیده که حداقل امکان تأمین نیرو برای تشکیل نهادهای مرکزی فراهم باشد و تشکیل سازمان با این عده و کیفیت معقول و مناسب به نظر آید .
تأیید صلاحیت درستین اعضاء در حدی که برای عضویت در سازمان لازم باشد ، با مجمع مؤسس بوده و در دفعات بعد با شورای بنیادین است . تمامی تأیید صلاحیتهای مندرج در اساسنامه غیر از مواردی که طراح عقیده درستی و مجمع مؤسس عهده دار بود با شورای بنیادین است .
ماده 45- پس از ثبت ، مجمع مؤسس به عنوان مدیر و مجری تشکیل اولین مجمع عمومی ، با تأسی به الگوی فکری و عقیدتی درست و به روشی درست ، مطابق مرامنامه و اساسنامه ، نیروهای جذب شده را در سازمان بازثبت نام نموده و اعضای دائم سازمان را به تشکیل مجمع عمومی در تهران دعوت می نماید . سپس در اولین فرصت ، انتخاباتی را بین آنها برای تعیین هیأت رئیسه مجمع متشکل از رئیس و دو نائب رئیس و مدیر امور اداری از میان اعضای دائم برگزار کرده و با اعلام نتایج انتخابات ، کتباً هیأت رئیسه را تنفیذ نموده و به اجرای وظایف خود امر می نماید . با شروع به کار هیأت رئیسه مجمع عمومی ، نقش مجمع مؤسس پایان یافته و خودبخود منحل می گردد و از این پس فاقد هر گونه جایگاه بوده و هیچ امتیاز تشکیلاتی رسمی برای اعضای آن وجود ندارد معلق بر اینکه مجمع به وظایف خود مبنی بر تشکیل نهادها عمل نماید و حداقل شورای بنیادین تشکیل و فعال گردد و الا جایگاه هیأت مؤسس بازاحیاء می گردد تا مجمع را مجدداًً تشکیل دهد . در دفعات بعد و با تشکیل شورای بنیادین ، این شورا شبیه فرض مزبور با تشکیل مجمع ، حافظ بقاء و تداوم تشکیل سازمان و نهادهاست .
مجمع مؤسس در صورت تشخیص ضرورت تشکیل دادن و فعال نمودن سازمان به خصوص در صورت پیش بینی طولانی شدن امر ثبت ، سازمان را تشکیل می دهد گرچه ثبت نشده باشد .
ماده 46- مجمع عمومی باید یک واحد اداری لازم و محدود را- فقط از باورمندان عقیده و سازمان - که توسط مدیر امور اداری منتخب از طرف مجمع ، اداره می گردد و تحت إشراف اداری رئیس کار می کند تأسیس نماید . وظیفه این واحد اداری تأمین خدمات اداری مجمع است ؛ از جمله ؛ مثلاً ، مدیر امور اداری ، یک سخنگو به علاوه دو نفر به عنوان منشی و بایگان و دیگر کارکنان لازم از باورمندان عقیده و سازمان انتخاب می نماید .
ماده 47- در دفعات بعد ، مدیریت و اجرای تشکیل مجمع عمومی با هیأت رئیسه مجمع است اما حفاظت از تداوم تشکیل و فعالیت نهادهای سازمان با شورای بنیادین است بدین نحو که علاوه بر مجمع الزامی سالانه ابتدای سال ، هیأت رئیسه هر گاه لازم بداند یا بنا بر این سند در مواردی که شوراهای بنیادین یا رهبری یا اعضاء درخواست تشکیل مجمع داشته باشد ، به دعوت و تشکیل مجمع اقدام می کند و الا شورای بنیادین ، مجمع را دعوت و تشکیل داده و هیأت رئیسه جدیدی را با انتخاب مجمع جایگزین هیأت سابق می کند همچنین است وقتی که مجمع تشکیل شده لکن به دستور جلسه ای که در دعوت برای مجمع تعریف گردیده است یا موضوعی که سبب درخواست تشکیل بوده رسیدگی نشود یا در مواردی که سبب تشکیل انتخاب شورای بنیادین یا رهبری یا موضوعاتی باشد که در جلسه الزامی سالانه باید پرداخته شود اما مجمع ایفای وظیفه نکرده باشد . شورای بنیادین هیأت رئیسه جدید را کتباً تنفیذ نموده و به اجرای وظایف خود امر می نماید .
ماده 48- هر بار که قرار است هیأت رئیسه مجدد تشکیل شود تأیید صلاحیت درستین آن با شورای بنیادین است همچنین هیأت رئیسه و مجمع عمومی کار خود را با سوگند اعلام عهد و وفاداری کامل و أشد به عقیده و سازمان شروع خواهد کرد . مدیریت و اجرای کلیه انتخابات مذکور در این سند و تأیید آن و تنفیذ مقامات منتخب و امر منتخبین به اجرای وظایف با شورای بنیادین است .
ماده 49- مجمع مؤسس بنیادگذار سازمان است . مجمع عمومی اولین نهاد سازمانی است که تشکیل می گردد و عالیترین رکن سازمان تلقی می شود لکن شورای بنیادین ، اساسی ترین شوراست که وظیفه دارد تا بقاء ، تداوم و تکامل عقیده و سازمان را محقق نماید . این شورا بر شورای رهبری و هیأت اجرایی آن ارشدیت دارد .
وظایف و اختیارات
ماده 50- انتخاب اعضای شورای بنیادین قبل از شورای رهبری ، از میان اعضای دائم واجد شرایط برای مدت دو سال از زمان انتخاب در مجمع سالانه و در صورت انحلال در دیگر مجامع ، انتخاب در همان مجمع انحلال کننده برای ایفای نقش نهاد منتخب در باقیمانده مدت دو سال . در صورت عدم انتخاب جدید ، انحلال معتبر نخواهد بود .
ماده 51- کنترل و نظارت بر شورای بنیادین بر اینکه به عقیده و تشکیلات پایبند بوده و به درستی بر اساس مرامنامه و اساسنامه سازمان عمل نماید .
ماده 52 - انتخاب اعضای شورای رهبری از میان اعضای دائم واجد شرایط برای مدت دو سال از زمان انتخاب در مجمع سالانه و در صورت انحلال در دیگر مجامع ، انتخاب در همان مجمع انحلال کننده برای ایفای نقش نهاد منتخب در باقیمانده مدت دو سال . در صورت عدم انتخاب جدید ، انحلال معتبر نخواهد بود .
ماده 53- کنترل و نظارت بر شورای رهبری بر اینکه به عقیده و تشکیلات پایبند بوده و به درستی بر اساس مرامنامه و اساسنامه سازمان عمل نماید .
ماده 54- دعوت از شورای بنیادین ، دبیر کل سازمان ( رهبر ) و شورای رهبری ، رئیس هیأت اجرایی و هیأت اجرایی برای ارائه گزارش کار و وضعیت و برنامه ها و تجارب و افکار و بررسی کارنامه آنها ، همچنین دعوت از افراد عضو یا غیرعضو سازمان برای بررسی و تحلیل .
ماده 55- اظهار نظر نسبت به کارنامه شورای بنیادین و شورای رهبری و هیأت اجرایی و وضعیت موجود آنها و برنامه ها و خط مشی های آنها و صدور دستورات لازم به نهادهای مذکور و ارائه توصیه های لازم . تصمیمات و اقدامات نادرست شورای بنیادین و رهبری فقط توسط شورای بعدی بی اعتبار می شود .
ماده 56- بررسی اوضاع سیاسی کشور و منطقه و جهان و بررسی مسائل مهم سیاسی و صدور دستورات لازم و ارائه توصیه های لازم به نهادهای سازمان و اظهار نظر در قبال این موارد .
ماده 57- انحلال سازمان با دو سوم آراء اعضاء دائم مجمع در صورت انحراف از عقاید و از سیر به سمت اهداف به نحوی که قابل اصلاح و تصحیح نباشد یا در صورت وصول به اهدف .
ماده 58- سؤال یا استیضاح از کلیت شورای بنیادین و رهبری و دادن اعتماد مجدد یا انحلال شوراها متعاقب استیضاح براساس اکثریت مطلق اعضاء دائم . در صورت انحلال ، همان مجمع باید جایگزین را انتخاب نماید و شورای منتخب بعدی برای دوره باقیمانده از دو سال ایفای نقش می کند والا استیضاح معتبر نیست . جهت سؤال و استیضاح اکثریت موافق مجمع لازم است .
سؤال و استیضاح از فرد خاصی از شوراها نیز در صلاحیت مجمع بوده که مطابق فرض قبل ممکن است به عدم اعتماد متعاقب استیضاح منجر شود ، در این صورت همان مجمع باید جایگزین را انتخاب نماید و فرد منتخب بعدی برای دوره باقیمانده از دو سال ایفای نقش می کند والا استیضاح معتبر نیست . جهت سؤال و استیضاح فرد اکثریت موافق مجمع لازم است .
ماده 59- تصمیم به اخراج فرد یا افرادی از اعضای شورای بنیادین و رهبری از شورا که به نحو عمده از عقیده درستی یا از الزامات سازمانی تمرد دارند و اصلاح پذیر نیستند . در این وضع جایگزین اینها به روال مقرر انتخاب اعضای شوراها ، در همان مجمع تعیین می گردد . در صورتی که مجمع فرد را سزاوار اخراج از سازمان بداند ، با ذکر توجیه ، امر را به شورای بنیادین وامی گذارد و اگر آن شورا توجه ننمود ، این گزارش مجدداً به شورای بنیادین بعدی ارائه می گردد لکن در هر حال از شورا اخراج شده تلقی می شود .
ماده 60- تصویب نهایی آن دسته از پیشنهادهای شورای بنیادین و رهبری که تصویب آنها خارج از حیطه اختیارات آنهاست .
ماده 61- انتقال نظرات و امر به درستی و نهی از نادرستی و روشنگری و آگاه سازی و مشاوره و نقد وکنترل و امثال اینها در خصوص تشکیلات از جانب اعضاء به شورای بنیادین و رهبری و برعکس . در صورت عدم توجه اساسی به نحو عمده و تکرار روال نادرست و عدول بنیادین از عقیده درستی و عدم امکان اصلاح ، اکثریت مطلق مجمع عمومی ، شورای بنیادین و رهبری را منحل می کند و همان مجمع ، شورای جدیدی بنا به روال مقرر تشکیل می شود و الا انحلال معتبر نخواهد بود .
ماده 62- تصویب ترازنامه مالی سال قبل ، تأیید گردش مالی سال قبل اعم از دریافتها و خرجکردها ، تأیید صورت اموال و تصویب بودجه سال جدید سازمان شامل بر جمع عایدات و طرز خرج ، شیوه اداره اموال و برنامه مالی سال سازمان .
ماده 63- رفع معضلات و مشکلات مربوط به شورای بنیادین که شورا قادر به حل آن نیست یا تعلل ورزیده و موقعیت سازمان یا عقیده را به خطر می اندازد .
ماده 64- اطلاع رسانی از عملکرد خود به اعضاء از طریق مقتضی .
ماده 65- التزام به پیشبرد کار در شیوه کاری مصوب شورای بنیادین ، کار مجمع فقط بر روال از پیش مقرر است .
شورای بنیادین ( پایاد )
ماده 66- دومین رکن تشکیلاتی سازمان و اساسی ترین نهاد سازمان است که مستمراً با شرکت اعضاء تشکیل میشود .
اجلاس شورای بنیادین با حضور اکثریت نصف به علاوه یک اعضای آن رسمیت مییابد و اگر به حد نصاب نرسید دفعه بعد با تعداد حاضرین اجلاس رسمیت مییابد .
مصوبات شورای بنیادین با اکثریت نصف به علاوه یک حضار تصویب می گردد مگر در موارد خاص مقرر در این اساسنامه .
شورای بنیادین توسط هیأت رئیسه ای که در ابتدای کار هر دوره انتخاب می گردد اداره می شود . دعوت از اعضاء شورا و مدیریت جلسات با هیأت رئیسه است .
ماده 67- شورای بنیادین با اکثریت نسبی آرای اعضای دائم تشکیلات در مجمع عمومی ، انتخاب می گردد . داوطلبان باید از قبل توسط مجمع عمومی از حیث توانایی و اخلاق و پایبندی و وفاداری به عقیده و سازمان تأیید صلاحیت درستین شده باشند . انتخابات توسط مجمع عمومی برگزار می شود . مدت این شورا دو سال است . شورای بنیادین دومین نهاد از لحاظ زمان و مرحله تأسیس است .
ماده 68- در اطلاعیه ای که برای دعوت اعضاء به مجمع عمومی صادر می شود چنانچه انتخاب شورای بنیادین جزء موضوع جلسه باشد ، از داوطلبان شورای بنیادین خواسته می شود که برای نامنویسی اقدام نمایند . داوطلبان باید حتی المقدور کسانی باشند که اکثر چهار پنجمی مدارج سازمانی را طی نموده باشند و در این بین مجمع اولویت را معیناً با دارندگان بالاترین رتبه ها قرار می دهد ، همچنین داوطلبان باید بدواً دارای صد امضای اعضاء به عنوان تأیید توانی و پایبندی باشند ؛ مضافاً مجمع عمومی اقدام به بررسی و تأیید یا رد صلاحیت درستین می نماید . پس از تأیید طی انتخاباتی که از طرف مجمع عمومی برگزار می شود ، شورایی فرد تأسیس می شود ، تعداد اعضای شورا بنیادین نباید چنان زیاد باشد که انسجام را تضعیف نماید .
ماده 69- پس از اعلام کتبی نتایج به عموم اعضاء و به نحو کتبی به برگزیدگان همراه با امر مجمع به آغاز کار ، این شورا به تشکیل نشستی برای انتخاب هیأت رئیسه به همان نحوی که در مورد مجمع عمومی ذکر شد ، اقدام می نماید . با اعلام شروع به کار ، شورای سابق منحل می گردد . شورای بنیادین قبل از هر چیزکار خود را با سوگند اعلام عهد و وفاداری أشد و تمام به عقیده و سازمان نزد مجمع شروع خواهد کرد . شواری سابق موظف است که گزارش کاملی از اوضاع و کارها و تجارب و تفکرات را به شورای جدید ارائه دهد .
ماده 70- بنابه روالی که ذکر شد اعضای شورا ، هیأت رئیسه خود که شامل بر مدیر اداری است را معین کرده و برای روال کاری خود آیین کاری را تصویب می نماید که توسط خود قابل تغییر بوده و هر زمان بنا به ضرورت و لزوم اینها قابل تغییرند ، کار شورا فقط بر روال از پیش مقرر است . مدیر امور اداری که از اعضای هیأت رئیسه است دارای واحدهای اداری نظیر واحد کنترل و نظارت و بازرسی ، واحد دادسرا و دادگاههای تشکیلاتی ، واحد جذب و پرورش نیرو ، واحد آگهی تشکیلاتی و واحد انتظامات کل است .
وظایف و اختیارات
ماده 71- تمامی تشکیلات سازمان مشروعیت خود را از شورای بنیادین می گیرد که با اعتقاد به عقیده درستی و سازمان آن ، موظف به نظارت و بررسی از همه ابعاد تشکیلات و اعضاء و خط مشی ها و مصوبات و اجرائیات و نگهبانی از عقیده و سازمانند تا هم انحرافی واقع نگردد و هم اینکه فعالیت در چهارچوب عقیدتی تشکیلات تداوم یابد . این امور حتی شامل مجمع عمومی هم می شود جز در مورد تصمیم مجمع برای انتخاب یا عزل کل یا بعض اعضای شورای بنیادین. نظارت شورای بنیادین بر تقید اعضای سازمان که خود تشکیل دهنده مجمع هستند ، از منابع مشروعیت مجمع تلقی می گردد .
نهاد اصلی و بنیادین و نگهدارنده عقیده و سازمان ، شورای بنیادین است که ضامن حفظ و بقاست و مجمع عمومی در عین حال که از ارکان سازمان است ،گردهمایی اعضای کنترل شده توسط شورای بنیادین تشکیلات است .
ماده 72- هر گونه تغییری در مرامنامه و اساسنامه در چارچوب عقیده ، اهداف و ماهیت درستین سازمان با دو سوم آراء اعضاء شورا تصویب می گردد .
ماده 73- تصویب نهایی راهبرد و خط مشی سازمان و ارائه تغییر در آن با شورای بنیادین است .
ماده 74- تأیید یا رد مصوبات و اقدامات مجمع عمومی جز در مورد انتخاب یا عزل کل یا بعض اعضای شورای بنیادین . چنانچه مجمع بر مصوبات و اقدامات تأیید نشده به درستی مصر باشد می تواند اقدام به انحلال شورای بنیادین ولو مکرر نماید و شورای جدیدی را انتخاب نماید لکن شورای جدید ملزم به تأیید مصوبات و اقدامات مزبور نیست .
ماده 75- تأیید یا رد مصوبات و برنامه ها ی اصلی و سیاستگذاری ها و اصول مصوب شورای رهبری با شورای بنیادین است .
ماده 76- تأیید یا رد مصوبات و برنامه ها ی اصلی و تصمیمات و سیاستگذاری ها و اصول مصوب هیأت اجرایی با شورای بنیادین است .
ماده 77- کنترل و نظارت و بازرسی نسبت به همه ابعاد سازمان اعم از اعضاء و نهادهای تشکیلات به جز مجمع عمومی ؛ به اینکه به عقیده و تشکیلات پایبند بوده و به درستی بر اساس تفکر سازمان عمل نمایند . اعضاء مجمع عمومی به عنوان اعضای سازمان که توسط شورای بنیادین جذب و پرورش یافته اند تحت مدیریت هیأت اجرایی بوده و خود به جهت جذب و پرورش و از طریق کنترل و نظارت شورای بنیادین بر اعضاء ، تحت اشراف شورای بنیادینند . برای کارکرد فوق واحد اداری مناسب تحت لوای مدیر امور اداری شورا تعریف می گردد .
ماده 78- حل اختلافات نهادی و مقامی کلان در قبال کل تشکیلات با خود شورای بنیادین بوده همچنین است حل اختلاف بین اعضاء یا تخلفات اعضاء که با دادسرا و دادگاه تشکیلاتی ذیل نهاد شوراست .
ماده 79- راه اندازی دادسرا و دادگاههای تشکیلاتی جهت رسیدگی به اختلافات نهادی غیر کلان با یکدیگر و با اعضاء و اعضای تشکیلات با یکدیگر همچنین تخلفات نهادی و مقامی و اعضاء با شوراست .
ماده 80- راه اندازی واحد آگهی و انتظامات تشکیلاتی جهت کسب مجاز اخبار اعضاء و نهادها تا جایی که مرتبط به سازمان باشد و برقراری انتظام کامل تحت مدیریت امور اداری هیأت رئیسه شوراست .
ماده 81- راه اندازی واحد جذب و پرورش نیرو و هدایت درستین آن و نگهداری اعضاء از اختیارات شوراست .
ماده 82- تصمیم نهایی در مورد تعلیق یا اخراج اعضاء از اختیارات شوراست .
ماده 83- تصمیم در باب راه اندازی مراکز استانی و خارج از کشور سازمان در صلاحیت شوراست .
ماده 84- انتقال نظرات و امر به درستی و نهی از نادرستی و روشنگری و آگاه سازی و مشاوره و کنترل و نقدها و امثال اینها در قبال کل تشکیلات هم از جانب خود و هم از جانب اعضاء و مجمع عمومی ؛ اعضاء و مجمع عمومی می توانند امور فوق را از شورای بنیادین بخواهند .
ماده 85- در صورت عدم توجه به نحو عمده و تکرار روال نادرست و عدول بنیادین از عقیده درستی و عدم امکان اصلاح ، اکثریت مطلق شورای بنیادین ، شورای رهبری یا هیأت اجرایی را منحل می کند یا برخی را از نهادهای مزبور اخراج می نماید و شورای بنیادین اقدام به دعوت از اعضاء جهت تشکیل مجمع عمومی کرده تا شورای رهبری جدیدی بنا به روال مقرر تشکیل شود یا تکمیل محقق شود .
ماده 86- در صورتی که برخی افراد شورای رهبری درست عمل ننمایند و به نحو عمده از عقیده درستی یا از الزامات سازمانی تمرد دارند و اصلاح پذیر نیستند ؛ در این وضع ، شورای بنیادین فقط به کنار گذاری افراد از سمت خود اقدام می کند . در صورت عدم توجه رهبر در نظارت و کنترل اعضای شورای رهبری ، رهبری از سمت خود عزل می گردد و انتخاب رهبر بعدی به روال مقرر در این سند است .
ماده 87- رفع معضلات و مشکلات مربوط به رهبری یا شورای رهبری که آنها قادر به حل آن نبوده یا تعلل ورزیده و موقعیت سازمان یا عقیده را به خطر می اندازد با شورای بنیادین است .
ماده 88- تأمین اطلاعات مورد نیاز مجمع عمومی در زمره صلاحیت شوراست .
ماده 89- اطلاع رسانی از عملکرد خود به مجمع عمومی و اعضاء به طریق مقتضی از وظایف شوراست .
ماده 90- تأیید صلاحیت اعضای شورای رهبری و رؤسای اجزای نهادی زیر دست شورای رهبری و هیأت اجرایی از اختیارات شوراست .
ماده 91- برگزاری همه انتخابات و تأیید و تنفیذ نتایج و امر کتبی به شروع کار به جز در موارد استثناء شده این سند با شوراست .
ماده 92- ایجاد توازن بین نهادهای تشکیلات از وظایف شوراست و ایجاد کارآمدی برای نهادها و مقامات تشکیلات .
ماده 93- مقرر نمودن کلیه مصوبات ناظر بر تشکیل نهادها و فعالیت آنها و کلیه مصوبات ساختاری و روندی سازمان .
رهبری ( دبیر کل ) و شورای رهبری
ماده 94- عالیترین رکن سازمان پس از مجمع و شورای بنیادین بوده و مرکب از اعضای دائم است که از میان شایستهترین اعضاء سازمان برای مدت دو سال توسط مجمع انتخاب میشوند . تعداد اعضای شورا فرد بوده و نباید به حدی زیاد باشد که اسباب اختلال و عدم انسجام را فراهم نماید . تعداد اعضاء را شورای بنیادین تعیین می کند .
ماده 95- شورای رهبری مستمراً تشکیل است که با دعوت دبیرکل یا نواب ایشان تشکیل جلسه داده و برای تشکیل جلسه حضور اکثریت نصف به علاوه یک اعضاء لازم است لکن در صورت عدم تحقق در دفعه بعد که یک هفته پس از تاریخ جلسه اول است ، با حضور هر تعداد از اعضاء ، جلسه تشکیل می گردد . نصاب انعقاد تصمیم اکثریت مطلق است مگر در موارد خاص مقرر در اساسنامه .
کلیه مصوبات و اقدامات شورای رهبری باید به تأیید شورای بنیادین برسد .
ماده 96 – شورای رهبری دومین نهاد تشکیلی این سازمان است که برای مدت دو سال ، پس از تأیید صلاحیت داوطلبان دائم از طرف شورای بنیادین و با رأی اعضای دائم سازمان در مجمع عمومی برگزیده می شود . پس از شروع به کار شورای بنیادین ، این شورا به طریق مقتضی ، عموم اعضاء دائم را در جریان انتخاب شورای رهبری قرار می دهد و داوطلبان نزد شورای بنیادین نامنویسی می کنند . داوطلبان باید حتی المقدور کسانی باشند که اکثر مدارج سازمانی را طی نموده باشند و در این بین اولویت معیناً با دارندگان بالاترین رتبه هاست ، همچنین باید بدواً دارای صد امضای اعضای دائم به عنوان تأیید توانی و پایبندی باشند . مضافاً شورای بنیادین اقدام به بررسی و تأیید یا رد صلاحیت درستین می نماید . بعد از تأیید داوطلبان ، انتخابات در مجمع عمومی زیر نظر شورای بنیادین برگزار و منتخبان به اعضای سازمان اعلام می شوند و شورای بنیادین از ایشان کتباً می خواهد ضمن اعلام سوگند تعهد و وفاداری و پایبندی أشد و تمام به عقیده تشکیلات و سازمان کار خود را شروع نماید . با شروع به کار ایشان شورای رهبری و رهبری ( دبیرکل ) سابق منحل می گردد . رهبری سابق باید گزارشی مفصل از اوضاع و کارها همچنین تفکرات و تجارب خود را به رهبری جدید ارائه نماید . شورای رهبری اول بار اقدام به انتخاب هیأت رئیسه مرکب از دبیر کل و دو نایب رئیس یکم و دوم و مدیر امور اداری می کند و واحدهای اداری خود را زیر نظر مدیر امور اداری راه اندازی می کند . شورای رهبری باید مطابق مصوبه شورای بنیادین در مورد شیوه کار ، کار خود را پیش ببرد و رهبری خود را بر آن شیوه انجام دهد .
وظایف و اختیارات شورای رهبری
ماده 97- رهبری عالی سازمان .
ماده 98- تصویب طرحها و برنامههای اجرایی سازمان .
ماده 99- انتخاب رئیس و اعضای هیأت اجرایی.
ماده 100- انجام ، نظارت و هدایت کلیه امور و فعالیتهای فکری و اجرایی سازمان از طریق هیأت اجرایی.
ماده 101- تهیه ترازنامه مالی سال قبل ، گردش مالی سال قبل اعم از دریافتها و خرجکردها ، صورت اموال و تهیه طرح برنامه و بودجه بودجه سال جدید سازمان شامل بر جمع عایدات و طرز خرج ، شیوه اداره اموال و برنامه مالی سال سازمان با همکاری هیأت اجرایی و ارائه آن به شورای بنیادین جهت تأیید و تصویب .
ماده 102 - تهیه خط مشی و ارائه آن به شورای بنیادین جهت تصویب نهایی .
ماده 103- تهیه گزارش های سالانه و ارائه پیشنهادها به شورای بنیادین .
ماده 104- تصمیم گیری در مورد پیشنهادها و گزارشهای هیأت اجرایی.
ماده 105- تصویب نهایی آیین نامههای هیأت اجرایی .
ماده 106- انتخاب دبیر کل .
ماده 107- کنترل و نظارت بر هیأت اجرایی بر اینکه به عقیده و تشکیلات پایبند بوده و به درستی بر اساس عقیده سازمان عمل نماید .
ماده 108- انتقال نظرات و امر به درستی و نهی از نادرستی و روشنگری و آگاه سازی و مشاوره و کنترل نقدها و امثال اینها هم از جانب خود و هم از جانب اعضاء و مجمع و شورای بنیادین به هیأت اجرایی . در صورت عدم توجه عمده و تکرار روال نادرست و عدول بنیادین از عقیده درستی و عدم امکان اصلاح ، شورای رهبری نهاد مزبور اعم از رئیس یا هیأت اجرایی را کلاً یا جزئاً منحل می کند و جایگزین جدیدی بنا به روال مقرر انتخاب می شود .
ماده 109- در صورتی که نهادها و اجزاء و افراد تحت اشراف شورای رهبری درست عمل ننمایند و به نحو عمده از عقیده درستی یا از الزامات سازمانی تمرد دارند و اصلاح پذیر نیستند . در این وضع عندالاقتضاء شورای رهبری از رؤسای فوق ایشان ، خواهان کناره گیری آن واحد یا اعضاء آنهاست . در صورت عدم توجه یا عدم رفع امر ، شورای رهبری خود اقدام لازم را انجام می دهد و انتخاب جایگزین بعدی به روال مقرر در این سند است . تصمیمات و اقدامات نادرست نهادها و افراد فقط توسط مقام بعدی بی اعتبار می شود .
ماده 110- سؤال و استیضاح هیأت اجرایی کلاً یا جزئاً به همان نحوی که مجمع سؤال و استیضاح می نمود .
ماده 111- رفع معضلات و مشکلات مربوط به نهادهای تحت مدیریت که آن نهاد قادر به حل آن نیست یا تعلل ورزیده و موقعیت سازمان یا عقیده را به خطر می اندازد با شورای رهبری است .
ماده 112- تأمین اطلاعات مورد نیاز شورای بنیادین .
ماده 113- اطلاع رسانی از عملکرد خود به شورای بنیادین و مجمع عمومی و اعضاء به طریق مقتضی .
ماده 114- حفظ و بقای سازمان و عقیده درستی بعد از شورای بنیادین با شورای رهبری است .
ماده 115- هدایت کلی سازمان بعد از شورای بنیادین .
ماده 116- عملیاتی کردن نظرات شورای بنیادین .
وظایف و اختیارات دبیرکل
ماده 114- دعوت به تشکیل جلسه شورای رهبری . در صورتی که دبیرکل تشکیل جلسه ندهد و نصف به علاوه یک اعضاء قائل به جلسه باشند ، جمع مزبور خود با ذکر موضوع اعضاء را دعوت می نماید به شرطی که از آخرین جلسه یکماه گذشته باشد . نواب در صورتی کار دبیر کل را انجام می دهند که یا دبیر کل امر را به آنها سپرده یا ایشان غائب یا معذور باشد . در سایر موارد در جنب دبیر کل او را کمک می کنند .
ماده 115- اداره جلسات شورای رهبری .
ماده 116- ابلاغ مصوبات شورا به ارکان سازمان .
ماده 117- تمامی مواضع رسمی سازمان از جمله صدور بیانیه ها و امثال این توسط شورای رهبری اتخاذ و با مهر و امضای دبیرکل مدون و صادر می گردد .
هیأت اجرا ( انجاماد )
ماده 118- هیأت اجرایی شورایی مرکب از رئیس هیأت اجرا و مسؤولین واحدهای اجرایی سازمان است که توسط شورای رهبری به نحو ذیل انتخاب میشود .
سومین نهاد تشکیلی است . این هیأت برای مدت دو سال تشکیل می گردد و تمامی برنامه های لازم که برای تحقق تفکر سازمان و پیشبرد امور از طرف شورای رهبری مصوب شده است را اجرا می نماید به علاوه در حیطه موضوعی سازمان ، هیأت اجرایی صلاحیت عام اجرا دارد به شرط عدم مخالفت با مصوبه شورای رهبری . تأیید صلاحیت درستین معرفی شدگان اعم از رئیس و دیگر اعضای هیأت اجرایی از سوی شورای رهبری با شورای بنیادین است همچنین اجرای انتخابات به همان روال سابق با شورای بنیادین است . شورای رهبری ، پس از آغاز به کار ، به روال انتخاب رهبر ، رئیس اجرا را برمی گزیند و متعاقباً ایشان رؤسای دفترهای اجرایی را برای أخذ رأی به شورای رهبری معرفی می کند . اعلام سوگند وفاداری و پایبندی تمام و أشد به عقیده و سازمان از طرف رئیس یا اعضای هیأت اجرا نزد شورای بنیادین خواهد بود . پس از انتخاب ، شورای بنیادین و رهبری ، طی فرمانی مدیر اجرا را به شروع به کار امر می نماید .
ماده 119- مدیر اجرا به تناسب کار ، دفترهای سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، آموزشی ، تحقیقات و مانند آن را تشکیل می دهد . هر دفتری به تناسب از رئیس و معاونان و مشاوران و نیروهای اجرایی تشکیل می گردد . اینکه چه دفترهایی وجود داشته باشند و چه وظایفی داشته باشند از اختیارات شورای رهبری است که در آن نظرات رئیس اجرا و شورای رهبری لحاظ خواهد شد .
ماده 120- با انتخاب رئیس اجرا ، رئیس قبلی در معیت کارکنان ارشد خود گزارش مفصل و منفکی از وضعیت و کارها و برنامه ها و تجارب و افکار را برای کلیت نهاد اجرا و هر یک از دفترها ، به رئیس جدید ارائه می کنند .
ماده 121- سوگند اعلام وفاداری و پایبندی رئیس اجرا و رؤسای دفترها نزد شورای بنیادین است .
وظایف و اختیارات هیأت اجرایی
ماده 114- اداره و نظارت بر کلیه امور اجرایی و تشکیلاتی سازمان و ایجاد هماهنگی میان ارگانها .
ماده 115- اجرای مصوبات شورای بنیادین و رهبری از طریق تهیه طرحهای مناسب .
ماده 116- ارایه پیشنهادهای مفید و سازنده جهت رشد و پیشرفت و اداره بهتر سازمان به شورای رهبری .
ماده 117- ارایه گزارش فعالیتهای سازمانی به شورای رهبری و پاسخگویی به سؤالات آن .
ماده 118- تهیه آییننامهها و شرح وظایف هیأت و ارائه به شورای رهبری جهت تصویب .
ساختار استانی
ماده 119- پس از تشکیل هر رکن از سازمان مرکزی ، نهاد مذکور موظف به ایفای نقش سازمانی است و سازمان مرکزی و نهادهای درونی آن معطل نخواهند ماند . در عین حال بعد از تشکیل سازمان مرکزی ، این سازمان موظف به اقدام جهت تشکیل واحدهای استانی است . تشکیل واحدهای استانی موازی یا متوالی است و عیناً به لحاظ ساختار و ترتیب تشکیل مانند ساختار مرکزی است . جز اینکه اعضای شورای بنیادین همه واحدهای استانی منصوب شورای بنیادین مرکزی است و رهبر (دبیرکل ) همه واحدهای استانی منصوب رهبری مرکزی است .
در استانها ابتدا واحد مرکزی استان تشکیل و ایفای نقش نموده و سپس واحدهای شهرستانی به همان منوال فوق الذکر تأسیس می گردند و از لحاظ شورای بنیادین و رهبری واحد شهرستانها ، شورای بنیادین و رهبری واحد استانی اقدام به نصب خواهد نمود . همین منوال و رابطه در مورد واحد بخش شهرستانها و واحد آن شهرستان جاری است .
فصل پنجم – عضو سازمان
عضو
ماده 120- فردی است که در نظر و عمل ، پذیرش مرامنامه و اساسنامه ، مواضع و خطیمشی سازمان را به ثبوت رسانده و متعهدانه در استقرار و تحقق آنها تلاش نموده و عضویت او به تأیید واحد عضوگیری رسیده باشد و در یکی از ارکان سازمان فعالیت کند .
شرايط عضويت ، خاتمه عضویت
121- شرایط عضویت و خاتمه عضویت سازمانی به قرار ذیل است :
عضویت :
التزام به قانون اساسي جمهوري اسلامي.
تقيد به فعاليت درچارچوب قانون.
تابعيت ايران.
عدم محروميت از حقوق اجتماعي.
پذيرش مفاد مرامنامه و اساسنامه.
خاتمه عضویت :
استعفا بصورت کتبی .
اخراج بنا به درخواست اکثریت اعضای شورای بنیادین مندرج در مواد مارالذکر .
فوت.
حکم قطعی دادگاه صالحه مبنی بر محرومیت از حقوق اجتماعی.
از دست دادن هریک از شرایط عضویت مندرج در اساسنامه .
انواع عضويت
122- عضویت در سازمان به دو نوع موقت و دائم تقسیم گردیده ؛ عضویت موقت ناظر بر کسی است که درخواست عضویت نموده و پس از بررسی اولیه ، بر عضویت ایشان نظر مساعد وجود دارد و هنوز دوره های لازم و اولیه نظری و عملی که برای عضویت در سازمان از طرف شورای بنیادین تعریف گردیده طی ننموده است . این نوع عضو فاقد حق رأی بوده اما دارای حق فعالیت است . در ابتدای تشکیل مجمع مؤسس یا شورای بنیادین به جهت نبود یا کمبود اعضای دائم حق دارد به اعضای موقت حق رأی داده اما تبدیل وضعیت به دائم موکول به طی مقدمات لازم است ؛ و عضو دائم به شخصی اطلاق می شود که مقدمه مزبور را طی نموده و شورای بنیادین عضویت ایشان را درست بداند .
دوره های نظری و عملی مذکور ، مقدمه ای است برای آماده سازی تشکیلاتی شخص جهت همراهی و تقید به عقیده و سازمان به نحوی که شخص حالت مسؤولیت داشته و فعالیت خود را آغاز نموده و در مسیر رشد تشکیلاتی قرار گیرد .
وظایف و اختیارات و حقوق عضو
وظایف و اختیارات
ماده 123- شناخت نسبت به پیدایش جهان و انسان هم از منظر علم و هم از منظر فلسفه و اندیشه ، از اساسی ترین نیاز انسانی بوده و سبب تشکیل بینش برای اعضاء شده همچنین به اهداف و رفتار آنها معنا می دهد . این امر لازمه رسیدن به بینش درست در باب زندگی و باید و نبایدهای سیاسی است . اعضای دارای بینش و مبنا ، اسباب قدرت تشکیلات و ستون نگهدارنده سازمانند . یک عضو آگاه و بینا بهتر از صدها عضو نادان ، غافل و بدون بینش است ؛ هر عضو موظف است کوشش کند تا اطلاعات علمی مناسب و کاملی از پیدایش جهان و انسان را بیاموزد تا علاوه بر تحقق بینش درست علمی مقدمه تفکر و بینش درست فلسفی گردد همچنین با تفکر فلسفی به جهان و انسان ، فلسفه حیات انسان را دریابد و بدین نحو از اسارت محیط و سایه روزمرگی و نسبیت که از عوامل نادرستی هاست ، نجات یابد . بینشی اینچنین حفاظی مناسب برای نیفتادن در محیط و فضای مسمومی است که با نادرستی ترسیم گردیده است .
ماده 124- مطالعه تاریخ تحولات و حوادث و شناخت جامعه ، منشأ علم و بینش تاریخی و اجتماعی است . آگاهی از تاریخ و جامعه و بصیرت در آن ، بلوغ شخصیت سیاسی انسان است ؛ هر عضو موظف است با مطالعه و تدبر به بینش لازم برسد . این مطالعات اعضاء را به آگاهی سیاسی و مهارت و توانمندی می رساند به علاوه ذهن آنان را در یافتن امر درست از نادرست ، پویا و قادر گردانیده و از غلطیدن در دام گمراه سازی تاریخی – اجتماعی باز می دارد . نادرستان برای فریب اشخاص و مردم جوامع ، گاه به جهل و نادانی مردم از واقعیتهای تاریخی و اجتماعی متوسل می شوند و حتی در صورت عدم توفیق ، با شناختی که از تاریخ و جامعه دارند و با بهره برداری از کمبود اطلاعات مردم یا ضعف بینش تاریخی - اجتماعی ، بسیار عمیق تر و پنهان تر مردم را می فریبند . طراحی فریب در لایه های عمیق و به روشهای غیرمستقیم و بازی در محیط تاریک و پنهان و عبور از محدوده مقاومت ملل ، بدون بیداری و آگاهی مردم جوامع می تواند تمام طرحهای درست را به بی اثر سازد . مردم در بستر و مسیر طراحی شده از سوی دشمن و نادرستی زیست می کنند که عضو سازمان هم ممکن است در همین خطا زندگی کند . لذا دانش تاریخ و اجتماع و بینش و تحلیل دقیق و ظریف و هشیاری برای اعضای سازمان حکم جانمایه حیات سیاسی را دارد . فارغ از قضیه توطئه ، از راههای مهم سیاسی برای شناخت درست از نادرست ، داشتن تاریخ شناسی و جامعه شناسی ابزاری است برای تشکیل بینش صحیح و دقیق و تحلیل درست وقایع و تدارک راه حلهاست که بی آن راهها و روشها و برنامه ها به درستی ترسیم نمی گردند .
ماده 125- شناخت انسان و خودشناسی ، به اعضاء آگاهی و بینش می دهد . هیچ حکمتی بالاتر از خودشناسی نیست ؛ هر عضو موظف است به تلاش برای شناختن ابعاد وجودی خود اعم از ابعاد جسمی تا ابعاد ذهنی و روحی . زندگی سیاسی فارغ و جدا از زندگی فردی نیست ، انسانها با همان موجودیت جسمی و شخصیتی خود با همان بینشها و تصورات به اقدام در جامعه می پردازند و عرصه اجتماعی به صفحه ای شبیه است که هر کس با قلم رفتار خود بر آن می نویسد و بازتاب فرد بر جامعه و تعامل بین رفتار افراد ، اجتماع را شکل می دهد ، دیگر اینکه جامعه بر حوزه فردیت افراد مؤثر است . از طرفی بخشی از زندگی اجتماعی انسانها تعامل و ترکیبی است از بینش هر کس از خود ، لذا خودشناسی درست اعضاء ، مقدمه رفتار درست آنها در جامعه و زندگی اجتماعی و سیاسی و حتی بالاتر اینکه این تصویر اعضاء از خود ، به سهم خود ، مواد سازنده زندگی اجتماعی – سیاسی است .
ماده 126- زندگی عقیده و تلاش براساس عقاید است . گزینش باور درست و کوشش بر اساس باور پاک ، روح موجودیت سازمانی عضو است ؛ هر عضو موظف است به آموختن و تدبر مداوم در عقیده درستی و پالایش و تحکیم و تصحیح بینش و عمل خود و زندگی بر اساس آن ، همراه با تعامل با سازمان و مردم و ایفای نقش سازمانی و اجتماعی بر اساس باور درستی . نداشتن باور مناسب و نبود جدیت در مسائل عقاید بنیادین سبب بسیاری از نادرستی ها در حوزه رفتار ، اجتماعی و سیاسی است . این امر نه تنها عضو یک تشکل سیاسی را به نادرستی سوق می دهد بلکه دامنگیر ملتهاست . در حالی که نخبگان و هشیارانی در داخل جوامع و در مخفی خانه های تصمیم سازی دنیا با عقیده و بینش خود و متکی بر استعداد و توانایی و هوشیاری خود ، از ضعف عقاید مردم برای هدایت آنها به سمت و سوی مورد دلخواه استفاده می کنند و این ضعف عقاید و بینش حکم غفلت برای شکار را دارد . درستی و نادرستی پیوسته در جامعه وجود داشته و دایره تسلط خود را افزایش می دهند ضمن اینکه نسبت به هم رانش دارند ، در رفتار انسانها نیز وضع بدین منوال است که رفتار و بینش درست و نادرست نبردی دائمی دارند ؛ بنابراین سخن گفتن از آدمهای درست و مناسب غیرواقعی است . اعضای تشکیلات درستی هم از این قاعده خارج نیستند و تشکیلات ادعایی ندارد که درستکاران عالم را دور خود جمع کرده است و برعکس چه بسا که نادرستان زیادی عضو سازمان باشند و اصولاً یافتن درستکاران کار سختی است اما مهم تصمیم به تغییر خود و دیگران و امور بر پایه درستی است . مهم اراده درستی کردن و حسن نیتهاست . تشکیلات باید جایی برای درست ساختن باشد . چون این روال حرکت ماست دیگران نباید تشکیلات ما را به داشتن انسانهایی نارس محکوم نمایند بلکه روال ما حرکت به سمت درستی است . مسلماً باید گفت که کسانی که خطای عمده و بنیادین و غیر قابل گذشت داشته اند یا کسانی که نیت در تغییر خود و رفتن به سمت درستی ندارند و حتی برعکس دنبال تفکر و رفتار نادرست می روند طوری که امکان اصلاح نیست باید از تشکیلات اخراج شوند .
ماده 127- آگاهی ، تحلیل و بینش لازمه ایفای نقش مناسب و درست عقیدتی و سازمانی است ؛ هر عضو موظف به آموختن باور درستی و ارتقای مداوم و برنامه مند سطح آگاهی و بینش باوری و سیاسی خود و مطالعه همراه با بصیرت تاریخ و جامعه و فرهنگ ایران و جهان ، در حد ضرورت است . نیآموخته ، بی تشخیص ، فاقد بینش ، سرگردانی بیش نیست . نبود آگاهی واضحاً سبب شکست است . وجود آگاهی و نبود تحلیل باز نتیجتاً سبب شکست است و وجود تحلیل اما نبود بینش و معیار و الگو سبب شکست است . در این بین بهره بردار شکستها کسی نیست جز نادرستانی که در داخل و خارج ، این محیط را برای کسب منافع نادرست خود تعریف کرده اند و دائم بر قدرتشان افزوده می شود . با هر خرابی هزینه اصلاح بالاتر می رود ، امیدها به یأس مبدل می گردد و در محیط ترسیم شده توسط نادرستی که البته خود سرشار از تناقض است ، بشر روی خوش نمی بیند و دیگران نیز به ورطه نادرستی کشیده می شوند .
ماده 128- شناخت ایران از ابعاد تاریخی ، جغرافیایی ، فرهنگی ، اجتماعی ، زبان وادبیات ، هنر و مانند آن ، اعضاء سازمان را در درک دقیق واقعیتهای پیش رو ، کمک کرده و او را در مهندسی ایران نوین بصیر خواهد کرد . کسی که کشورش را می شناسد برتر از دیگران بوده و درخور تحسین است ؛ هر عضو موظف است به تلاش برای داشتن ایران شناسی کافی و مؤثر تا رسالت خود را در باب کشور خود به غفلت و فراموشی نسپرد .
ماده 129- تعریف درست و نادرست در هر زمینه و هر مورد ، الگوها و معیارهای درستی و نادرستی ، روش حرکت و طی طریق برای یافتن درستی از نادرستی ، یک توانمندی تلقی می گردد که هر انسانی برای زندگی فردی و اجتماعی بدان نیازمند است . برای حرکت ، اصول راهنمای حرکت لازم است ؛ هر عضو موظف است تا در زندگی فردی و اجتماعی خود و در زندگی سیاسی و تشکیلاتی خود موارد فوق را اعمال کرده تا به استعداد و توانمندی لازم برسد . این امر نوعی تمرین ذهنی برای رسیدن به قدرت تشخیص است و سبب اصلاح و تصحیح رفتار و عملکرد اعضاء هم در سازمان و هم در جامعه است .
ماده 130- نبرد درستی و نادرستی ، حقانیت و بطلان ، کهن ترین و اساسی ترین نبرد است . از ازل تا ابد این مواجهه واقعیت داشته و این اصلی ترین واقعیت حیات بشری است ؛ هر عضو موظف است به تشخیص درستی از نادرستی و مبارزه دائمی با ابعاد نادرستی در جبهه داخلی و جهانی است . این مبارزه در همه ابعاد رفتاری و اخلاقی ، اجتماعی و فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی ، فلسفه و اندیشه مطرح است . مبارزه امری دائم اما متنوع است لکن مبارزه با باطل و نادرستی فقط در قالب نظام و روابط تعریف شده از جانب سازمان است . قیام و نابودی نادرستی حیات سازمانی تشکیلات را تضمین می کند .
ماده 131- پرهیز از مشی کلیشه ای برای موفقیت تفکر درستی لازم است . دشمن سازی از افراد و جریانها و دولتها کاری را پیش نمی برد . ما دنبال تقابل نیستیم و اصولاً با هیچ طرفی نبرد نداریم بلکه نقطه مقابل ما نادرستی هاست ؛ هر عضو موظف است که درستی و نادرستی را شناخته و با فقط نادرستی مبارزه کند که هدف نیز رفع نادرستی است و نبرد و مخالفت عضو طریقیت دارد . تقابل بین فرد و فرد یا دولت و دولت و مانند این هیچگاه مارا به نتیجه نمی رساند بلکه طرفی که فکر نادرست دارد و چنین نیز عمل می کند در برابر ما منسجم تر و قویتر ظاهر می شود ؛ به اضافه این مبارزه از حقانیت به دور است و برعکس مبارزه با غیر طرف و فقط با خود نادرستی مبارزه با نادرستی و بطلان است و فقط همین بخش هدف قرار می گیرد . این روش سبب نفوذ و تجزیه می گردد و مقابل را منسجم نمی کند به علاوه برخاسته از اصالت حقیقت و درستی است .
ماده 132- دین برای طراحی زندگی درست بشری آمده است و سعی داشته در حوزه های مختلف بینش و تصورات افراد تا حوزه رفتار و اخلاق و حوزه های اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و اقتصادی و محیط زیست و ماوراء طبیعت ، شناخت و اصول و ارزشها و بایدها و نبایدهایی ارائه داده که سعادت بشر را فراهم کند . تفسیر عقلانی و حکیمانه از دین موجب نجات بشر است . دین از بشر جدا نخواهد شد ؛ هر عضو موظف است بنا به رسالت مقدس و درستی که دین برای خود تعریف نموده ، دین را شناخته و نظر به نقش بنیادین آن در همه ابعاد زندگی بشری و حضور واقعی آن در قلب هویت اجتماعی و فرهنگی جامعه ، نقش سازمانی مناسبی در تفسیر و اعمال و اجرا و مراعات اهداف دین پاک و درست ایفا نماید . بی تردید حذف نهاد دین و زدودن آثار آن از جامعه ، اهداف بی تدبیران و دشمنان کشور بوده و خطرات مهلکی برای سقوط تمدن و فرهنگ جهان و ایران دارد که اعضاء باید در این مورد نقش منطقی خود را ایفاء نمایند .
ماده 133- در عصر اخیر ملت ایران هدف هجوم سلطه طلبانه قدرتهای فاسد جهانی بوده و این ملت بارها برای عقب نشاندن آنها مبارزه نموده به نحوی که قیام این ملت بی نظیر بوده است . مبارزه در همه جبهه ها و در زمان مدید و با هزینه های بسیار بوده و از این مسیر ملت ایران به رشد و بلوغ مناسبی رسیده اما سایه بازگشت سلطه ما را رها نکرده و مبارزه ادامه دارد . هر گونه غفلت یا خستگی یا سوء مدیریت یا سوء تشخیص زیان بسیار به بار می آورد . ایستادن شما یعنی پیشروی دیگران ؛ هر عضو موظف است به تدارک بینش لازم برای پیروزی جبهه و صیانت از استقلال همه جانبه کشور . پیشبرد امور نیازمند ظرافت و بصیرت است ؛ کاستی اطلاعات ، ضعف تحلیل و تشخیص ، نبود بینش مناسب ، نبود هدف و نداشتن الگو و اصول از اصلی ترین اسباب شکست است . در این بین کوچکترین اقدام ناشایست ممکن است منتهی به از دست رفتن حاصل گرانبهای انقلابات و قیامها و مقاومتها شود که نظیر آن حذف فرهنگ مقاومت و استقلال و شکست در حوزه هویت و فرهنگ خودیست . شکستن جبهه مبارزه ایران و بروز آشوب در کشور برای تضعیف ایران است لذا عضو موظف به رعایت نظامات و مقررات مقاومت استقلالی ایران است .
ماده 134- جامعه و دولت طرحی مرکب و پیچیده است ، هم سازمان است و هم پدیده ای تاریخی و فرهنگی و مانند آن ، در طراحی و مهندسی جامعه و دولت اقدام بر اساس فکر ابتدایی و بسیط یا هوس یا خستگی یا گرایشهای متکی به کامگرایی و مادیگرایی به شدت مهلک و مسموم کننده است . کوچکترین طرح غلط ، آسیبهای جبران ناپذیری به بار می آورد ؛ هر عضو موظف است به تدبر در مهندسی اجتماعی و فرهنگی و نظیر آن و تدبر در اینکه از رفتار افراطی و عاری از فکر خود و دیگران بپرهیزد . أکیداً باید گفت مسأله پوشش و روابط و تعامل با جنس مخالف و در کل مسائل جنسی از مسائل پیچیده است که هر گونه تغییر و طرح در آن منتهی به تأثیر در مجموعه سیستماتیک نهادهای اجتماعی و فرهنگی می شود و بدون مطالعه و تحقیق و لحاظ تأثیرات و تعاملات ، هیچ تصمیمی پذیرفته نیست . گرایشهای اولیه در بین جوانان و مردم ممکن است منتهی به سقوط فرهنگ شرقی و معنوی ایران و تهی شدن هنر و ادبیات و علم و دانش و انسان ایرانی از مفاهیم مترقی و تمدنی گردد و شأن فرهنگ ایرانی را در حد نیازهای اولیه و مشترک با حیوانات پایین آورد . هر عضو موظف است مردم و جوانان واعضای گروهها و تشکلهای سیاسی را دعوت به تدبر و حرکت آهسته برای اصلاح جامعه نماید و از هر طرح غربی بپرهیزند . به ویژه افراد سودجو نباید در این مورد تعیین کنندگی داشته باشند ، همینطور است وضعیت نهاد دین و اقتصاد درست که ممکن است به بی دینی و سرمایه داری غلط مبدل گردد .
ماده 135- رفتار و اقدام سیاسی فقط مبتنی بر فکر است ؛ هر عضو موظف است احساسات و هیجانات و گرایشهای قریب به لذات خود را کنترل کند . هیچ رفتار و اقدام بدون فکر و طرح و بدون مدل پذیرفته نیست . رفتارها باید بر اساس فکر و اندیشه عمیق و با توجه به تأثیرات تعاملی آن با محیط زیست اجتماعی و سیاسی کشور بوده و در مجموعه سیستم نقش مفید و سازنده داشته نه اینکه مخرب و ناسازگار باشد . اصولاً در این موارد کلان تغییرات و رفتارهای اصلی باید توسط تشکیلات طراحی شود نه اینکه ناشی از رفتارهای خود سرانه باشد .
ماده 136 - جهان ، سلطه فرد به فرد یا فرد بر مردم یا دولتی بر یک یا چند دولت دیگر را بسیار به خود دیده است اما علم و فن آوری امروز و رسانه و اقتصاد ، قدرت سلطه جهانی آفریده است . آن هم نه در حوزه سیاست به تنهایی بلکه در همه ابعاد . این رسم مسلم جهان است . بی تردید رشد و ترقی ایران بهانه الحاق به خدمتکاری سلطه طلبان نیست . ایران و ایرانی نه سلطه می پذیرد و نه حتی در صورت قدرت سلطه گذاری می کند و نه معادلات و الگوها و نظامات و دسته بندیهای موجود را می پذیرد . هیچ تشکل و فردی مجاز نیست که این نادرست مسلم را و لو با رأی اکثریت به اجرا گذارد ؛ هر عضو موظف است به شناسایی این واقعیات و پایبندی به ارزشها و رفتارها و مواضع ضد سلطه و تأمین درستی است . در این بین اعضای سازمان باید از تکرار و تعقیب و پیروی شعارها و برنامه های غربی که از رسانه ها و دستگاههای سیاسی آنها ، پخش می گردد ، خودداری ورزد . و برای اصلاح و رشد کشور خود ، بومی بیندیشد و بومی عمل کند . در این بین اعضا موظفند که تمامی جریانها و تشکلات فعال سیاسی کشور از انحراف اینچنینی بازدارند .
ماده 137- نقد و بررسی خود ، راهی است برای شناخت خود و موجب تشکیل روحیه خود اصلاحی است و سبب می شود تا مقدمه اصلاح خود ، فراهم گردد ؛ هر عضو موظف است به بررسی خود و خود تصحیحی . این امر باید روندی همیشگی داشته و الگو و ارزش عضو باشد . عدم توجه به درستی و میل به غرور و تفاخر ، آفت این روحیه و منشأ منفیات گسترده سازمانی است . خود نقدی برای افتادگی و رشد ، و برای بقای تشکیلات ، امری لازم و ضروریست . توان نقد خود ، دستاوردی گرانبهاست .
ماده 138- اعضاء دارای نظام کنترل و ارتباط شخص بر شخص اند ؛ به این معنا که ؛ هر عضو موظف است که به دیگر اعضاء اطلاعات و آگاهیهای عقیدتی و تشکیلاتی دهد و در ارتقای بینش درستی و روشنگری و خواستن عمل بر درستی و بازداشتن از نادرستی و نسبت به یکدیکر عامل باشند . در این مورد اعضاء باید از هر نوع تماس سازمانی افقی با مسؤولین مناطق مختلف خودداری کنند .
ماده 139- بر روابط گروهی که آرمان مشترک را دنبال می کنند ، چیزی بیش از تعاملات گروهی صرف برای پیش بردن امور حکومت می کند و البته باید اینچنین باشد ؛ هر عضو موظف است به برقراری نوعی خاص از روابط قلبی با دیگر اعضاء به نحوی که برداشت هم آرمانی و اشتراک در آرمان بین آنها وجود داشته باشد . تعقیب هدف واحد مستلزم همکاری و همیاری است . افراد باید در کنار هم با کمک یکدیگر هدف را دنبال کنند ؛ بنابراین باید که در رفع مشکلات اعضاء البته بدون ورود به مسائل خصوصی و غیرقابل بیان کوشا باشند . این کمک باید در صورتی باشد که رد نشده باشد . اعضای سازمان باید دارای نوعی روابط قلبی و حالت تعصب گروه گرایی و خودی گرایی باشند تا تعلقی قلبی و ارزشی به تشکیلات به وجود آید .
ماده 140- بقای یک سازمان به نظارت و نگاه اصلاحی اعضاء به تشکیلات آن است ؛ هر عضو موظف است به اینکه نواقص ، ضعفها و عیوب سازمان را به اطلاع نهادهای آن برساند و برای رفع آن بکوشد و با هر اندیشه و عملی که به کار سازمان و پیشرفت آن زیان رساند ، از طریق تشکیلاتی و راههای مقرر مبارزه کند . در این مورد اعضاء فقط باید از طریق نهاد تشکیلاتی منطقه خود اقدام نمایند و از هر نوع تماس سازمانی افقی بین اعضاء و مسؤولین مناطق مختلف خودداری کنند .
ماده 141- کار عقیدتی و سازمانی با خودپرستی سازگار نیست ؛ هر عضو موظف است ، مصالح و منافع عقیده و سازمان را که جز مصالح و منافع درست و حقانی مردم نیست بر هر چیزی از جمله در صورت تضاد ظاهری بر مصالح و منافع شخصی خود ترجیح دهد . تعهدات تشکیلاتی ، اعضاء را از رفتارهای سلیقگی و تبعیض آمیز و استفاده ابزاری از سازمان و پایبندی نیم بند منع می کند . خودپرست دشمن همه چیز است و خودپرستی اختلال در نظام تشکیلات است .
ماده 142- عقیده ، سازمان و جنبش درستی متعلق به تک تک اعضای سازمان بوده و نیازمند ثبات ، رشد و صیانت است ؛ هر عضو موظف به تحکیم و تکمیل و حفظ و پاسداری از عقیده درستی و تشکیلات سازمان و جنبش درستی و ارتقای این سه ، به طریق مقتضی است . همچنین هر عضو باید در حفظ وحدت تشکیلات کوشا باشد .
ماده 143- به جهت حفظ نظم تشکیلاتی ، خط ارتباط اعضاء و سازمان علاوه بر سمتهای تشکیلاتی ، از طریق بخش اداری خاص اعضاء در نهاد اجراست ؛ هر عضو موظف است ارتباط دائم و پویای خود را فقط از طریق این نهاد برقرار کند . اعضاء و حتی نهادها از برقراری ارتباط با بخشهای سازمانی موازی به صورت خط افقی ممنوعند و نظام ارتباطات سازمانی عمودی و متمرکز است .
ماده 144- اعضاء موظف به اجرای مصوبات و دستورات سازمانی اند و هیچ تعلل و عذری پذیرفته نیست . فقط مقامات ذی صلاح تصمیم گیر ، حق تصمیم و دستور دارند . ایستادن و اجرا نکردن یا مقاومت و ممانعت نظام تشکیلات را به خطر می اندازد و تبعیت دقیق و کامل و فهم عالی دستور و انجام به نحو مطلوب ، رشد سریع سازمان را سبب می شود ؛ هر عضو موظف به مراعات و پایبندی مصوبات و تصمیمات و اجرای اوامر فوق خود است اعم از منطوق و مفهوم و روح تصمیمات و دستورات . اجرای درست تصمیمات و اوامر ، ظهور و بروز عینی تشکیلات است . درصورتی که عضو دستور را قلباً یا نظراً قبول نداشته باشد ، موظف است ضمن اعلام عدم قبول شفاهی یا کتبی همراه با ذکر جهات به مقام دستور دهنده ، مراتب اعتراض خود را به طریق پیش بینی شده به نهاد مربوطه اعلام دارد تا در صورت وارد بودن اعتراض ، اقدامات اعاده و جبران و اصلاح انجام گردد و به این طریق جلوی نادرستی و دیکتاتوری سازمانی گرفته شود .
ماده 145- حفظ شؤونات رفتار تشکیلاتی و پایبندی به رفتارویژه های سازمانی الزامی است و نقض آن تخلف بوده که توسط نهاد رسیدگی به تخلفات تشکیلاتی رسیدگی خواهد شد ؛ هر عضو موظف است به رعایت شؤونات سازمانی . اعضاء باید تخلفات ارتکابی خود و دیگران را به نهاد رسیدگی به تخلفات گزارش دهند . مراعات شؤونات و رفتارهای ویژه باعث رشد تعصب سالم به تشکیلات و انضباظ گردیده که مآلاً رشد و موفقیت سازمان و عضو را به دنبال خواهد داشت .
ماده 146- هدایت و نظارت بر رشد نظری و عملی اعضاء ، مورد اهتمام کامل تشکیلات است ؛ هر عضو موظف به طی دوره های آموزشهای نظری و عملی تعریف شده است . برای اعضاء درجات تشکیلاتی تعریف خواهد شد و تک تک اعضاء باید برای پیشرفت و ارتقاء تلاش کنند . عدم تلاش برای رشد ، بی باوری به سازمان یا عقیده یا انجام ندادن الزامات تشکیلاتیست .
ماده 147- اعضای سازمان باید دائماً با مردم در ارتباط باشند ؛ هر عضو موظف است به نظرات و پیشنهادها و سخنان آنها با اهتمام کامل گوش فرا داده و آنها را به سازمان منعکس نمایند و نتایج بررسی و اقدام را به مردم اطلاع دهند . همچنین از این طریق در جریان اطلاعات و واقعیات جامعه قرار گیرد و آنچه را که لازم است از مردم بیاموزد متقابلاً اعضاء باید اهداف ، عقاید ، برنامه ها و تصمیمات و اقدامات سازمان را به اطلاع مردم رسانیده و آنها را توضیح دهد و موارد لازم را به مردم بیاموزند . این روال طبیعی ترین روش پیشبرد امور است .
ماده 148- امر به درستی و نهی از نادرستی ، رفتاری است دائمی که برای سلامت مردم در همه ابعاد لازم است . فردگرایی دایره محدودی دارد و زندگی جزیره ای افراد در جامعه ، توهم و دروغی بیش نیست ؛ هر عضو موظف است علاوه بر اینکه خود درست بوده و درست عمل نماید از نادرستی پرهیز نماید و نسبت به سلامت و درستی جامعه پایبند باشد و عملاً به صورت عادت و معمول همیشگی اقدام به امر به درستی و نهی از نادرستی کند تا بدین وسیله نظام خود نگهداری اجتماعی و سیاسی هزینه ها را کاهش دهد و محیط زیست اجتماعی و سیاسی را همیشه سالم و مهیا نگهدارد .امر به درستی و نهی از نادرستی ، پروریدن جامعه و دمیدن نفس تازه در کالبد آرمان خود است .
ماده 149- تشکیلات و اعضاء آزادند در داشتن و بیان و ابراز عقاید و اندیشه ها و برنامه ها اما باید از آنهایی که مسلماً یا مستدلاً نادرست بوده ، بپرهیزند و هیچ سوء نیت و قصد تخریب در بین نبوده و پیوسته مهم درک حقایق باشد و مواظب تأثیر اندیشه ها بر حوزه واقعیات کنونی جامعه باشند . در هرحال اقدام و عمل فقط بر اساس عقاید درست پذیرفته است ؛ هرعضو موظف است به حفظ این محیط تنوع و مراعات دیگران و باید از تشکیل فضای دیکتاتوری که منشأ مفاسد و نادرستی هاست ممانعت کند . آزادی در نظر لازمه حیات انسانی است و آزادی عمل بدون مراعات درستی ، هرج و مرج و نابودی است .
ماده 150- سازمان درستی ، حزبی مانند سایر احزاب نیست ، بلکه جایگاه مرجعیت و قطب را دارد . به همین دلیل بوده که نام حزب را برنگزیده و خود را سازمان می شناسد هر چند از لحاظ مقررات حزب باشد . سازمان نباید رقابت گونه عمل کند و کسب قدرت برای صرف قدرت و اهداف نادرست را مردود می داند . از اهداف سازمان این است که فضای مناسبی برای فعالیت سیاسی جریانها و گروهها و تشکلات فراهم سازد و میان اینها ، تعامل مناسب برقرار نماید . نادرستی های حوزه فعالیت سیاسی را بزداید و با حفظ آزادی عقاید ، فرآیندی را تعریف نماید که افکار و برنامه های درست جریانها و گروهها به بار نشیند . همچنین با تعامل مناسب با دولت شرایط و بستر لازم را برای این امر مهیا کند . سازمان باید اقدام به حل اختلافات تشکلات سیاسی با یکدیگر و با حاکمیت نماید . هر تعامل و فعالیتی ناظر و داور می خواهد ؛ هر عضو موظف است تا فارغ از اقدامات نهادهای تشکیلات ، خود نیز این رسالت را انجام دهد و کژیها و نادرستی های باور ، اندیشه ، برنامه های جریانها و تشکلها و رجال سیاسی را به نحوی مناسب و بدون چالش رفع نماید . عضو مطلع باید در اسرع وقت ممکن حکایت این امر را به سازمان گزارش دهد .
ماده 151- بنا به رسالت آرمانی که سازمان در مبارزه با نادرستی ها در هر اندازه و در هر جا دارد ، سازمان باید به عنوان ناظری بر انجام وظایف حاکمیت عمل نماید و در این راستا نقش نهادهای تشکیلاتی ، جایگزین وظیفه اعضاء نمی شود ؛ هر عضو موظف است که در هر جایی که قرار دارد ، تصمیمات ، اقدامات و اعمال دولتی را زیر نظر گیرد و با نادرستی ها به نحوی که موجب اخلال و هرج و مرج نشود ، مبارزه کند و در اسرع وقت ممکن تشکیلات را در جریان امر قرار دهد . دولت بدون نظارت مردم ، بی تردید عاقبت روزی فاسد خواهد گردید .
ماده 152- شناخت ملل و کشورها ، جامعه جهانی ، سازمانها ، نظامات بین المللی و روابط بین الملل ، از مقدمات لازم برای فهم درست واقعیتهای جهانیست ، جهان به مانند یک کشور بزرگ است که وقایع و حوادثش بر همه اقطاب مؤثر است ؛ هر عضو موظف است با تدارک مقدمات فهم این امور ، قادر شود که تأثیر کنشهای داخلی بر جامعه بین الملل و بر عکس تأثیر کنشهای بین المللی و نظامات و توافقات و نظیر این موارد بر امور داخلی کشورها را بیابد . در این بین نقش نادرست قدرتهایی که سلطه ناروا بر جهان دارند باید برای عضو مفهوم بوده و راه حفظ استقلال ملی و برابری حاکمیتها و نفی نظام سلطه و کوشش برای ساخت جامعه درست جهانی مبتنی بر نظم درستین بین الملل با رویکرد همکاری و تعامل جهانی را دانسته و به طرق مقتضی و مناسب در این راه گام بردارد . هیچ عضوی مجاز نیست ، اردوگاه سلطه جهانی چه موجود و چه آینده را به رسمیت شناخته و یا حتی ساکت و بی تفاوت باشد . مبارزه برای تصحیح و اصلاح جهان در ابعاد و طرق مختلف از الزامات تشکیلاتی است که سازمان ایرانی تشکیلات نمی تواند از آن پرهیز نماید . بنا به سنتی دیرینه قدرتهای سابق و حتی کنونی و نوظهورها ، سلطه حریصانه و زیاده خواهی را لازمه رشد و قدرت خود می دانند و با اخلال در نظام درست و طبیعی جهانی ، نظامی نو ترسیم نموده ، بر همه ابعاد آن چیرگی می یابند . در این بین همه باید تبعیت نموده و کسی نباید رشد کند مگر به خواست اینان و چنانچه هر کشوری به هر نحوی قدرت گیرد باید روال حاکم را بپذیرد درحالیکه رشد و پیشرفت این کشورها از طریق درست نیز ممکن است و هیچ ضرورتی به این روش نیست . سلطه سبب عقب ماندن دیگران می شود و این عقب ماندگی دیگران باعث ضرر برای قدرتها نیز است ؛ به اضافه دیگر ملل به صورت قاعده ای طبیعی روزی به مقاومت و مبارزه دست می زنند که اسباب ضرر سنگین قدرتها را فراهم می آورد . جهان وسیع بشر ، فرصت و امکان برای همه مهیا کرده و رشد یکی مزاحمت با رشد دیگران ندارد . بهشت زمین جز در پرتو بینشی درست و جهانی ساخته نخواهد شد . از درستی های زمین همه بهره مندند و نادرستی ها نیز همه را می رنجاند . به امید روزی که این امر به عنوان امری مسلم ، قلباً مورد پذیرش واقع شود و طبیعتاً برای این کار باید تلاش کرد .
حقوق
ماده 153- هر عضو سازمان حق دارد ؛ در انتخابات نهادهای سازمانی تعریف شده در اساسنامه ، حسب مقررات شرکت نموده و به عضویت آنها انتخاب شود .
ماده 154- هر عضو سازمان حق دارد ؛ از طریق مشارکت و بحث در نشستهای سازمانی و همکاری با نشریات سازمان در حل مسائل مربوط به سیاست و خط مشی تشکیلات فعالانه نقش داشته باشد .
ماده 155- هر عضو سازمان حق دارد ؛ پیشنهادها و نظرات خود را به اطلاع نهادهای بالاتر برساند .
ماده 156- هر عضو سازمان حق دارد ؛ تمام مقامات و مسؤولان سازمان و نهادهای سازمانی را در نشستهای داخلی سازمانی نقد کند .
ماده 157- هر عضو سازمان حق دارد ؛ در صورتی که با مواضع و تصمیمات و اقدامات سازمان موافق نباشد ، نقدها و ایرادات خود را به اطلاع نهاد مربوطه یا نهادهای بالاتر برساند ولی در هر حال باید از این موارد تبعیت کند .
ماده 158- هر عضو سازمان حق دارد ؛ به نهادهای مربوطه و نهادهای بالاتر از تصمیماتی که درباره او گرفته می شود ، اعتراض کند .
ماده 159- هر عضو سازمان حق دارد ؛ در صورتی که با مواضع و تصمیمات و اقدامات عضوی از سازمان موافق نباشد ، نقدها و ایرادات خود را در محیطی خصوصی به اطلاع وی و در صورت لزوم نهاد مربوطه یا نهادهای بالاتر برساند .
سازماندهی اعضاء
ماده 160- اعضای سازمان فارغ از هر سمتی که دارند ، در واحدهای ذیل سازماندهی شده و تحت مدیریت شورای بنیادین قرار می گیرند ، دارای نظام سلسله ای آمریت بوده و اینچنین ایفای نقش می کنند .
زنجیره :
رکنی سازمانی است که از دو یا چند شاخه تشکیل شده که یکی از خود را رئیس قرار می دهند . مسوول زنجیره زیر نظر واحد اداری مربوط به مدیریت اعضاء در شورای بنیادین قبول وظیفه می کند .
شاخه :
رکنی سازمانی است که از دو یا چند خوشه تشکیل شده که یکی از خود را رئیس قرار می دهند . وظیفه آن از سوی شورای زنجیره تعیین می گردد . مسؤول شاخه عضو شورای زنجیره میباشد .
خوشه :
رکنی سازمانی است که از دو یا چند حلقه تشکیل شده که یکی از خود را رئیس قرار می دهند . وظیفه آن از سوی شورای شاخه تعیین میگردد . مسؤول خوشه عضو شورای شاخه میباشد.
حلقه :
رکنی سازمانی است که از دو یا چند هسته تشکیل شده که یکی از خود را رئیس قرار می دهند ، وظیفةآن را شورای خوشه مشخص میکند . مسؤول حلقه عضو شورای خوشه میباشد.
هسته :
کوچکترین و ابتدائیترین جزء سازمانی است که حالت شورایی داشته و حداقل از سه عضو سازمان تشکیل میشود که یکی از خود را رئیس قرار می دهند و مسؤول آن عضو شورای حلقه است. وظائف واحد را شورای حلقه تعیین میکند .
فصل ششم – شعار تشکیلات
ماده 161- شعار تشکیلات به تناسب و به مرورتوسط شورای بنیادین تعریف می گردند . در عین حال شعائر محوری به نحو ذیل است :
- درستی زازل تا به ابد ، در همه جا ، در همه امر .
- فرد درست ، جامعه درست ، دولت درست .
- دولت درست ، جامعه جهانی درست ، دولت جهانی درست .
- نظام جدید بین الملل ، روابط جدید بین الملل .
- تنوع اندیشه و عقاید ، تعامل اندیشه و عقاید ، اعمال اندیشه و عقیده درست ، اعمال بدون اضرار به دیگران .
- ایران سرزمین درستی است اینجا وطن دلیران است .
فصل هفتم – نماد تشکیلات
ماده 162- نماد اصلی تشکیلات سه مربع است که داخل و بالای آن عبارت ردا به عنوان نام تشکیلات در آن درج شده است به ویژه « د » به معنای شکل دماوند نیز است همچنین رنگ آبی به عنوان رنگ - نماد تشکیلات تعیین گردیده که بالای حرف دال نماد است . عبارت درستی از هیچ دین یا مکتب و عقیده ای أخذ نشده و ربطی به اسمهای سابق و مشابه ندارد بلکه طرح آن کاملاً مبتکرانه است .
فصل هشتم – جنبش جهانی درستی
ماده 163- جمیع تحرکات درستی عالم در همه زمینه های مربوط است که پیکر واحد جهانی دارند و جنبش درستی ایران بخشی از آن است . جنبش درستی کلان جنبشی است که در دل خود جنبشهای متعدد و متنوعی را پرویده و برای تحقق اهداف درستین جلو می رود .
فصل نهم – تشکیلات جهانی
ماده 164- تشکیلات جهانی ، به تناسب و به مرور تأسیس می شوند و تشکیلات ایران - ضمن حفظ تمامیت اراضی ایرانی و ملت ایرانی بنا به عقیده درستی - بخشی از آن است . هدف تشکیلات جهانی ، جهانی سازی عقیده درستی و بازسازی جهانی بر این عقیده است . در مسیر ایجاد قدرت برای درستی ، تشکیلات درستی ایران و یا خارج از ایران ، اصالت نداشته بلکه طریقیت دارد .
فصل دهم – مقر تشکیلات
ماده 165- مقر تشکیلات مرکزی ایران ، تهران بوده اما شورای بنیادین می تواند به صلاح درست تشخیص دهد که موقتاً تشکیلات خارج از تهران مستقر گردد .
مقر تشکیلات استانی و زیر استانی در همان استان است اما شورای بنیادین مربوطه ( استان ، شهرستان ، بخش ) می تواند به تناسب در واحدهای موازی همان قسمت ، طبق قانون تقسیمات کشوری موقتاً مستقر شوند ؛ مثلاً تشکیلات یک استان در استان دیگری مستقر شود یا تشکیلات شهرستان یا بخش در شهرستان یا بخش دیگری اما از همان استان یا شهرستان مستقر گردد .
فصل یازدهم – ثبت تشکیلات
ماده 166- مجمع مؤسس موظف اند در اولین فرصت ممکن اقدام به ثبت تشکیلات بنا به مقررات موضوعه کشوری نماید .
فصل دوازدهم – اصلاح و تغییر اساسنامه
ماده 167- اصلاح و تغییر اساسنامه ردا از اختیارات شورای بنیادین مرکزی است که بااکثریت دو سومی آراء انجام می گیرد . بقیه نهادهای سازمان و اعضاء فقط می توانند پیشنهاد این امر را طرح نموده اما فاقد هر گونه اختیاری در اصلاحند . اصلاح مکرر و زود به زود موجب ضعف و بی ثباتی است و مطلوب نیست لکن فرآیند تکوین و تکامل و رشد در اندیشه درستی و سازمان ردا امری پذیرفته است که بعضاً مستلزم اصلاح اساسنامه نیز است . اصل اندیشه و باور درستی قابل رد نیست و هیچ اصلاحی نباید در راستای حذف این اندیشه و باور باشد و الا بی اعتبار است .
سازمان زمانی منحل خواهد شد که به نحو مستقر و غیرقابل برگشتی باور درستی نظراً و عملاً استقرار و استحکام یابد . انحلال از اختیارات شورای بنیادین مرکزی است که با اتفاق آراء انجام می گیرد .
فصل سیزدهم – قانون حاکم
ماده 168- باور درستی الگو و قانون اول تشکیلات است در تداوم این مسیر ، متکی بر این عقیده ، اساسنامه تشکیلات و کلیه مصوبات و دستورات و مواضع اعلامی لازم الإتباع است . سازمان ردا ، سازمانی علنی و قانونی است و التزام نظری و عملی به مقررات و نظامات کشوری دارد .
فصل چهاردهم : امور مالی و انحلال
ماده 141-
1- درآمد سازمان از محل پرداخت حق عضویت اعضاء و کمکهای مردمی تأمین میشود.
2- درآمدهاو هزینه های سازمان در دفاتر قانونی ثبت و شرح و بیلان در پایان هر سال مالی جهت بررسی به کمیسیون ماده 10 قانون احزاب ارائه میشود.
3- کلیه اسناد بهادار و مالی سازمان توسط دبیرکل و مسئول امور مالی سازمان امضاء میشود.
4- در صورت انحلال سازمان ، کمیتهای از طرف کنگره نسبت به تعیین تکلیف مایملک سازمان، اقدام و حداکثر ظرف مدت 6 ماه گزارش کار خود را به کمیسیون ماده 10 سال مینماید. تصمیم در مورد مایملک سازمان در صورت انحلال با مجمع عمومی است .
سازمان هیچگونه فعالیت تجاری و اقتصادی نخواهد داشت.
مجموعة مرامنامه و اساسنامه سازمان در دو بخش ، بخش اول مرامنامه و بخش دوم اساسنامه به تصویب هیأت موسس سازمان رسید .
+ نوشته شده در چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۹۲ ساعت 22:29 توسط -
|